در سراسر روده بزرگ و بويژه در نزديكي محل خروج مدفوع در لبه مقعد، غده هايي وجود دارند كه مانند غده هاي عرق، مسئول ترشح موادي هستند كه بسته به نوع مواد مترشحه نقش خود را در تامين سلامت كلي بدن ايفا مي كنند. دهانه ي اين غده ها به داخل روده باز مي شودوترشحات آنها از اين طريق به داخل روده بزرگ تخليه مي گردد. اگر دهانه غده هایي كه در نزديكي مقعد هستند به دلیلی بسته شود، غده دچار عفونت میگردد و تدريجا متورم مي شود و حاوي چرك خواهد شد. اين حالت باعث ايجاد آبسه در نزديكي مقعد ميگردد.

انواع وعلائم آبسه مقعدي كدام است؟
آبسه مقعدي ممكن است سطحي باشد و به صورت تورم همراه با درد شديد در لبه مقعد بروز مي كند .محل آبسه در لمس گرمتر از ساير نقاط است وممكن است با قرمزي و التهاب بافت هاي اطراف نيز همراه باشد. انواع سطحي آبسه هاي مقعدي، شايع ترين نوع آبسه هاي مقعدي هستند ودر اين مبحث فقط به توضيح در مورد اين نوع پرداخته مي شود. گاهي ممكن است چرك آبسه به قسمتهاي عميقتر نفوذ كند وانواع عمقي آبسه هاي مقعدي را ايجاد كند.آبسه مقعدي به تدريج متورم تر و دردناكترمي شود به طوري كه راه رفتن ونشستن براي بيمار مشكل مي شود وگاهي نيز به طور خودبخود دهانه آن در پوست اطراف مقعد باز مي شود وخون وچرك تخليه مي شود و به دنبال تخليه چرك از شدت درد كاسته مي شود .

روش درمان آبسه مقعدي چيست؟
در مواردی که آبسه بطور خودبخود تخلیه نمیشود تنها روش قطعي درمان ،برش دادن آبسه و تخليه آن است. بدنبال خروج چرك كه با بيحسي موضعي يا بيهوشي عمومي و توسط جراح انجام مي شود، از شدت درد كاسته ميشود. پس از عمل جراحي ، بيمار معمولا عصر همان روز يا روز بعد از بيمارستان مرخص ميشود. پس از تخليه چرك لازم است كه بيمار سه الي چهار مرتبه و هر بار به مدت بیست دقيقه در لگن آب گرم حاوي چند قطره بتادين بشيند تا محل چرك ضد عفوني شود و پس از خشك كردن موضع آن را پانسمان كند. اين كار تا رفع كامل التهاب که حدود دو هفته است ادامه مي يابد. اگر التهاب شديد باشد، بر اساس نظر پزشك جراح، چرك خشك كن تزريقي يا خوراكي نيز براي بيمار شروع مي شود. در صورت وجود درد ناشي از برش ،مي توان از داروي مسكن استفاده كرد. معمولا التهاب پس از حدود يك هفته فروكش خواهد كرد.

اگر آبسه مقعدي به موقع درمان نشود چه عوارضي ايجاد ميكند؟
عدم درمان به موقع اين بيماري باعث ميشود كه علائم عفونت گسترش پيدا كند و عفونت در بدن پخش شود. در صورت شديد شدن اين عارضه نياز به برداشت بافت هاي مرده در اطراف محل آبسه به ميزان زياد است و در افراد مسن و افراد مبتلا به بيماري قند خون يا افرادي كه توان جسمي كمي دارند، ميتواند خطر جاني هم داشته باشد.

فيستول اطراف مقعد چيست؟
پس از تخليه آبسه بطور خودبخود یا توسط جراح پس از حدود دو هفته علائم كاملا رفع ميشود و فرد سلامت كامل خود را بدست مي آورد، ولي در بعضي افراد دهانه اي كه براي خروج چرك به روش جراحي يا بطور خودبخود ايجاد شده است، باز مي ماند. اين دهانه در واقع توسط مجراي لوله اي شكل و باريكي به روده بزرگ و در نزديكي مقعد راه دارد و مانند تونل باريكي، پوست اطراف مقعد را به داخل روده بزرگ وصل ميكند. به اين مجراي باريك، فيستول اطراف مقعد گفته ميشود. البته گاهي نيز بدون سابقه بارزی از علائم آبسه مقعدي فرد دچار عارضه مذكور ميشود.

علائم فيستول مقعدي چيست؟
فيستول مقعدي باعث ميشود كه محتويات ميكروبي داخل روده ي بزرگ از طريق مجراي مذكور، به زير پوست راه پيدا كنند و هر چند مدت، باعث ايجاد عفونت يا ترشح يا آبسه يا ايجاد حالتي مثل جوش چركي گردد كه باعث درد و ترشح در ناحيه ميشود و پس از تخلیه شدن ترشحات درد فروکش میکند.

درمان فيستول مقعدي چيست؟
 درمان اين بيماري فقط به روش جراحي است و بسته به عمق درگيري، روشهاي جراحي مختلفي مورد استفاده قرار ميگيرد. پس از عمل جراحي ، بيمار معمولا عصر همان روز يا روز بعد از بيمارستان مرخص ميشود. مراقبت محل عمل بصورت نشستن در لگن آب گرم حاوي چند قطره بتادين سه الي چهار بار در روز و هر بار بمدت حدود بيست دقيقه است که بمدت حدود دو هفته ادامه می یابد. در صورت وجود درد از داروي مسكن استفاده ميشود. ساير مراقبت ها بسته به نظر جراح ، براي بيمار شرح داده ميشود.

سوالات رایج:
- از کی راه بروم ؟
انتظار می رود که چند ساعت بعد از عمل بتوانید کم کم بشینید و بتدریج راه بروید.

- رﮊیم غذایی پس از عمل چیست؟
معمولا تا عصر روز عمل چیزی خورده نمیشود تا دستگاه گوارش فرصت لازم برای رسیدن به شرایط قبل از عمل را پیدا کند. البته کم کم غذاهای سبک مثل سوپ مصرف میشوند.پس از ترخیص لازم است از غذاهایی که باعث جلوگیری از یبوست میشوند استفاده کرد. این غذاها شامل سالاد و سبزیجات و میوه جات( نه آب میوه) است که همراه با غذای معمول استفاده میشوند.

- پس از چه مدت مي توان به سركار رفت؟
بيماران قادرند فعاليتهاي شغلی خود را حدود پنج روز پس از عمل جراحی، از سر گيرند.

- چه مدت پس از عمل میتوان حمام رفت؟
پس از یک روز میتوان استحمام کرد و تماس آب با موضع عارضه ای ایجاد نمیکند.

- آیا بخیه محل عمل باید خارج شود؟ معمولا در این جراحی از بخیه استفاده نمی شود.

توصیه های رایج
- قبل از ترخیص زمان مراجعه جهت ویزیت پس از عمل را با پزشک خود هماهنگ نمایید.
- پانسمان در این بیماری روی مقعد را در محل خروج مدفوع میپوشاند. اگر احساس دفع مدفوع داشتید پانسمان را بردارید و پس از اجابت مزاج و شستشو در لگن آب گرم حاوي چند قطره بتادين بشینید و مجدد پانسمان نمائید. از تماس مدفوع با زخم نگران نباشید.

دکتر سیدمحمدرضا حکیمیان – جراح عمومی

وسواس كندن مو عبارت است از كندن مكرر مو كه سبب از دست دادن محسوس مو مي شود.پيش از اقدام به كندن مو بیمار دچار حس فزاينده اي از تنش مي شود و با كندن مو احساس رضايت و تسكين به وي دست مي دهد. در اين اختلال همه مناطق بدن ممكن است در گير شوند ، ولي كندن موي سر شايع تر از ساير قسمت ها مي باشد. ساير نواحي درگير عبارتنداز ابروها،پلكها،ريش.  نواحي مانند تنه و زير بغل و ناحيه عانه كمتر هدف كندن مو قرار مي گيرد. وجه مشخصه اين نوع اختلال كاهش مو و وجود موهاي كوتاه و شكسته در كنار مو هاي بلند و طبيعي در نواحي ديگر است.كندن مو دردناك نيست، هر چند خارش و سوزش در نواحي مبتلا ممكن است وجود داشته باشد. مو خوري (trichophagia) ممكن است متعاقب تريكوتيلومانيا (وسواس كند مو)ديده شود.كندن مو ممكن است يك اختلال كاملا خوش خيم باشد و يا ممكن است در زمينه اختلالات شديد رواني رخ مي دهد. اين بيماران معمولا به نظر نمي رسد از رفتارشان ناراحت باشند.تريكوتيلومانيا ظاهرا در زنها شايعتراز مردان است. عموما در دوره كودكي و نوجواني آغاز مي باشد.ولي در سنين بالاترنيز ممكن است شروع شود.در موارد شروع ديرس بيماري، احتمال وجود اختلال ديگر همراه آن مي باشد.

درمان:

الف- غير داروئي:

- رفتار درماني بويژه بيزار درماني (Aversion therapy):همراه كردن يك محرك دردناك مثل شوك خفيف الكتريكي با عمل كند مو توسط بيمار،سبب شرطي شدن وي نسبت به كندن مو ها مي شودو يا به بيمار توصيه مي شود يك كش لاستيكي به دور مچ خود ببندد و در مواقعي كه احساس اجبار براي كندن مو هايش دارد به جاي آن از كش استفاده نمايد.

- درمان با هيپنوتيزم وتلقين

- خانواده درماني با هدف حل اختلالات بين افراد خانواده

ب- دارو درماني تحت نظر روانپزشك.

 

دکتر آیدا رستمی – مجله پزشکی مادر
منبع: روانپزشكي آكسفورد

مهره ها بوسيله صفحات انعطاف پذيري به نام ديسك بين مهره اي از يكديگر جدا مي شوند. در واقع هر فرد در حالت طبيعي داراي پنج مهره کمري و چهار ديسك بین مهرهای مي باشد .اگر ديسك دچار بيرون زدگي يا پارگی شود، اين قسمت بيرون زده روي نخاع يا رشته هاي نخاع فشار وارد مي كند و سبب بروز درد در ناحيه كمر با انتشار به پاها مي شود. پارگی ديسك كمري ، بيماري سياتيك نيز ناميده مي شود.پارگی

علل ايجاد پارگی ديسك

از حدود 15 سالگي به بعد ديسك بين مهره اي دچار تغييراتي مي شود كه اجتناب ناپذير است. اين تغييرات به كاهش ميزان آب موجود در ديسك و كاهش انعطاف پذيري آن منجر مي شود. اين تغييرات دژنراسیون نامیده میشود و در برخي افراد بدلایل ژنتیکی زودتر بروز مي كند و به عبارت ديگر زودتر فرسوده ميشود . در صورت وارد آمدن فشار نامناسب به ديسك فرسوده، ديسك دچار پارگی يا بيرون زدگي مي شود و اين بيرون زدگي روي نخاع يا رشته هاي آن فشار وارد مي كند.

پارگی ديسك در ناحيه كمري، سبب بروز درد در ناحيه كمر و باسن و پشت يا جلوي ران مي شود. اگر فشار روي رشته هاي نخاعي زياد باشد، بيمار علايمي نظير درد، بي حسي، گزگز و مورمور، احساس سردي يا گرمي، گرفتگي مكرر عضلاني، ضعف يا لاغر شدن پیدا مي كند، بيمار نمي تواند براحتي خم شود و هنگام خم شدن احساس مي كند كه رگي در پشت زانويش كشيدگي پيدا مي كند. درد بيماران با سرفه زدن تشديد مي شود.

درمان پارگی دیسک

در موارد شديد كه بيرون زدگي ديسك بزرگ است و سبب فلج اندامهاي تحتاني و يا بي اختياري در دفع ادرار يا مدفوع مي شود، جراحي بايد به سرعت انجام شود. در مواردي كه پارگی ديسك فلج مختصري ايجاد کرده است، اما بتدريج ميزان فلج رو به افزايش است نيز بايد جراحي انجام شود . در ساير موارد معمولاً به بيمار به مدت يك هفته تا 10 روز درمان طبی توصيه مي شود. در طول اين مدت به بيمار داروهاي مسكن و فيزيوتراپي تجويز مي شود. پارگي ديسك كمردر اكثر اين بيماران با دادن داروهاي شلكننده و ضدالتهاب، مراحل حاد برطرف ميشود.

اگر یک ماه از درمان بيمار مبتلا به پارگی ديسك كمري بگذرد و بيمار همچنان درد شديدي بخصوص در پاها احساس كند يا فلج خفيف، اما پايداري در اندام تحتاني وجود داشته باشد به طوري كه بيمار نتواند فعاليتهاي روزمره خود را بخوبي انجام دهد، انجام جراحي توصيه مي شود.
- درصد زيادي از بيماراني كه پارگی ديسك كمري دارند با درمانهاي ياد شده و بدون جراحي كاملاً بهبود مي يابند. در بيماراني كه مورد عمل جراحي قرار مي گيرند، 90 تا 95 درصد بهبود ميابند.

عوارض جراحي دیسک

اين عوارض عبارتند از عفونت ٬ چسبندگي اطراف رشته هاي نخاع ٬قطع رشته هاي نخاع در حين عمل ٬ آزاد سازي ناقص رشته هاي نخاع حين عمل و لیز خوردن مهرههاي کمري و عود مجدد ميباشند.

در صورت بروز این عوارض ، ممكن است بيمار بعد از عمل احساس بهبود پيدا نكند يا در موارد نادر، احساس كند درد و ضعف بيشتري پيدا كرده است. پارگي ديسك كمردر اكثر اين بيماران با دادن داروهاي شلكننده و ضدالتهاب، مراحل حاد برطرف ميشود.

عود دیسک در سطوح بالاتر و پايينتر یا در ديسك درمان شده ي قبلي اتفاق ميافتد. عدم درمان به موقع ديسك كمر باعث بدتر شدن وضعيت بيمار خواهد شد و درد بيمار را تشديد خواهد كرد و ممکن است باعث عوارضي مانند بيحسهاي دائمي يا اختلالات حركتي شود كه اين عوارض باعث افتادگي پا و كشيدن و لنگي پا مشكلات ادراري و مثانهاي شود و بيمار نتواند ادرار و مدفوع خود را نگه دارد . زیرا اعصاب مانند ديگر نسوج و پوست قابل ترميم نميباشند و اگر صدمه اي به آنها برسد، ديگر به حالت اوليه بر نميگردند، بنابراين قبل از صدمه شديد، بايد حتما نسبت به درمان اقدام كرد.

دکتر قاسم اسحاقی – متخصص جراحی مغز و اعصاب و ستون فقرات

در صورتی که جنین خانم مبتلا به توکسوپلاسما به بیماری مبتلا شود منجر به کوری ، بی حسی موضعی ، عقب ماندگی ذهنی میشود تا آخر عمرشان باید تحت مراقبت باشند و والدین هزینه درمان زیادی را باید تحمل کنند
عامل بیماری انگلی به نام توکسوپلاسما گوندی است که توسط گربه منتقل می شود.
این عامل در بدن گربه وجود دارد که با مدفوع حیوان دفع می گردد و باعث کیست در بافتهای بدن دیگر حیوانات می شود.
انتقال به انسان بیشتر از طریق تماس دهانی (خوردن) با بافتهای حیوانات آلوده مثل گاو ، گوسفند ، ( درگوشت خام یا نیمه پخته ) و در کشورهای غیر اسلامی از طریق خوک است و یا اینکه انسان از خود مدفوع تازه گربه بیماری را بگیرد .

انتقال بیماری به طریق زیر است :
1- انتقال از طریق گوشت : گوشت نیمه پخته ممکن است به تعداد زیادی بیماری را منتقل کند در گوشت پرندگان مثل بوقلمون نیز وجود دارد
- گوشت پخته شده ویا یخ زده خطرناک نیست
- میکروب توکسوپلاسما در اثر حرارت بیش از 66 برای چند دقیقه یا یخ زده با 20- در مدت 18 تا 24 ساعت و یا از طریق خشک کردن از بین می روند. معمولا گوشت گاو ، گوسفند کمتر از خوک مبتلا به عفونت است .
2- ممکن است انتقال از طریق خوردن انگل موجود در خاک آلوده نیز باشد ( سبزی یا میوه آلوده که درست شسته نشود )
3- انتقال از طریق مدفوع گربه : توکسوپلاسما گوندی فقط در حیوانات هم خانواده گربه وجود دارد ولی حیوان بیمار می تواند در مدت 2 هفته روزانه حدود 10 میلیون انگل از طریق مدفوع دفع کند این نوع مدفوع حاوی انگل تا 2 یا 3 روز بعد از دفع بیماری زا است اما در مناطق گرم و مرطوب بیشتر از یکسال میتواند در محیط زنده بماند.
- گربه های جوانتر بیشتر حامل این بیماری هستند ، بیشترین خطر مبتلا به این بیماری برای شخصی است که مدفوع گربه را تمیز می کند.

عوامل بیماری زا در خانم های باردار و یا کلأ در انسان :
- خوردن گوشت خام یا نپخته
- خوردن سبزی یا میوه شسته نشده یا خوب شسته نشده
- استفاده از چاقوی آشپزخانه ای که خوب شسته نشده است ( مثلا بدنبال خرد کردن سبزی آلوده یا گوشت آلوده )
- تمیز کردن دشتشوی گربه ( نه در اثر دست زدن به گربه یا بغل کردن آن فقط در اثر تمیز کردن مدفوع تازه گربه )

حدود 1% خانم های حامله ممکن است به این بیماری مبتلا شوند.
توجه : وقتی توکسوپلاسما مد نظر باشد نباید به تماس با گربه زیاد تاکید داشت انتقال بیماری همانطور که ذکر کردیم می تواند بدون تماس مستقیم بیمار با گربه و از طریق آب ، سبزیجات آلوده اتفاق بیفتد.

علائم بیماری در خانم های باردار
بیشتر زمانی مورد سوال و شک قرار میگیرند که سابقه سقط قبلی به دنبال این بیماری داشته باشند ولی به هر حال
1- غدد لنفاوی بزرگ شده ، بدون تب
2- علائم سرماخوردگی یا درد گلو ، خستگی ، تب ، بثورات پوستی
3- علائم بیماری از بین می رودولی بزرگی غدد لنفاوی تا هفته ها باقی می ماند.
عفونت در جنین از حدود هفته 10 حاملگی شروع می شود و هرچه سن حاملگی پائین باشد ، عفونت در جنین سفت تر و بیشتر است و عفونت در 3 ماه اول خیلی خطرناک است و باعث شود.
در صورتی که عفونت حاد 6 ماه قبل از شروع بارداری اتفاق بیفتد برای جنین خطری وجود ندارد.

تشخیص : تشخیص از طریق آزمایش خون با چک کردن آنتی بادی بر علیه بیماری توکسوپلاسما است که آزمایش ساده ای است و در صورت مثبت بودن بیمار در مسیر درمان قرار می گیرد.

درمان : در صورتی که فعلا مادر مبتلا شده باشد درمان مادر صورت می گیرد که با معرف آنتی بیوتیکهای مناسب که توسط پزشک متخصص عفونی تجویز می شود. در صورتی که در مسیر درمان مشخص شود که جنین نیز مبتلا شده است باید درمانی انجام گیرد یا تا آخر حاملگی درمان صورت پذیرد و بعد از تولد نیز نوزاد درمان شود.

دکتر مرتضی ثناگوئی ، متخصص بیماریهای عفونی

 

زگیل تناسلی بیماری عفونی ناحیه تناسلی است که معمولا" از راه تماس جنسی منتقل می شود . عامل بیماری « ویروس پاپیلومای انسانی » است که خود بیش از صد نوع دارد و برخی از آنها قادر به ایجاد این بیماری هستند. ویروس های عامل زگیل معمولی که روی سایر نقاط بدن مانند دست و پا دیده می شود با ویروسی که باعث زگیل تناسلی می شود متفاوتند.

زگیل تناسلی چگونه منتقل می شود ؟ ویروس در اثر تماس نزدیک با پوست یا مخاط فرد آلوده به فردسالم منتقل می شود. این بیماری بسیار مسری است یعنی به راحتی از فردی به فرد دیگر سرایت می کند به طوری که بعد از تماس جنسی با فرد آلوده ، احتمال ابتلا حدود 60 درصد است. همیشه در فرد آلوده ( به ویژه در مردان ) زگیل را به طور مشخص نمی توان دید.
کودکانی که مادرانشان به این ویروس آلوده باشند ممکن است حین زایمان ، آن را ازمادرخودبگیرند . پزشکان بایستی در مواجهه با این بیماری در کودکان ، احتمال کودک آزاری را نیزمدنظرداشته باشند.

شیوع این بیماری تا چه حد است؟ زگیل تناسلی یکی از شایع ترین بیماری های منتقل شونده از راه تماس جنسی محسوب می شود. شیوع عفونت گردن رحم با این ویروس بین 20 تا 45 درصد گزارش شده. تشخیص عفونت درمردان سخت تر است ولی احتمالا" شیوع آن در بین مردان نیز درهمین حدود می باشد. بیشترین سن شیوع بیماری در دوره نوجوانی و جوانی است.

این بیماری با سرطان چه ارتباطی دارد؟ برخی از انواع این ویروس باعث سرطان گردن رحم می گردند. برخی دیگر می توانند موجب سرطان مقعد ، سرطان آلت تناسلی درمردان ، یا سرطان دهان و گلو شوند. یک فرد ممکن است به بیش از یک نوع ویروس مبتلا شود. شدت و خطرات بیماری در کسانی که به دلیلی دچار نقص سیستم ایمنی هستند ( مانند مبتلایان به ایدز یا گیرندگان پیوند عضو که از داروهای تضعیف کننده سیستم ایمنی استفاده می کنند ) بیشتر است.

زگیل تناسلی به چه شکل دیده می شود؟ این زگیل معمولا" اندازه ای حدود یک تا چند میلی متر داشته و به شکل برجستگی هایی با سطح صاف یا ناصاف به رنگ پوست یا کمی تیره تریا روشن تر دیده می شود . گاهی منفرد بوده و گاهی به هم پیوسته و به شکل توده های گل کلمی شکل مشاهده می گردد. باید دانست که زگیل در بسیاری از موارد آنقدر کوچک است که براحتی قابل مشاهده نیست. محل شایع ایجاد ضایعه درزنان درناحیه ولو (فرج) ، واژن (مهبل) ، سرویکس (گردن رحم) ، مقعد و کشاله ران و در مردان شامل آلت تناسلی ، اسکروتوم ، ران ، و کشاله ران است.

علائم این بیماری چیست ؟ اغلب بیماران بویژه مردان فاقد علامتند. تعداد کمی از زنان مبتلا از درد، خارش ، سوزش ، یا خونریزی محل ضایعه شکایت دارند.
چه مدت بعد از آلوده شدن به ویروس بیماری ظاهر می شود؟ این مدت از چند ماه تا چند سال متفاوت است . البته باید به یاد داشت که در بعضی افراد هم سیستم ایمنی با ویروس مبارزه کرده و مانع از ایجاد بیماری می شود.

فرد مبتلا چه موقع باید به پزشک مراجعه کند؟ به محض آگاهی از ابتلا به این ضایعات باید جهت درمان و پیگیری به پزشک متخصص پوست مراجعه کنید. بهتراست خوددرمانی نکرده و از مصرف داروهایی که بدون نسخه برای درمان زگیل معمولی به فروش می رسند، خودداری نمایید.

پزشک چگونه بیماری را تشخیص می دهد ؟ پزشک معمولا" با دیدن شکل ضایعات و سوالاتی که از بیمارمی کند به تشخیص می رسد . در موارد اندکی ممکن است لازم باشد زگیل یا بخشی از آن برای تایید تشخیص به آزمایشگاه فرستاده شود. گاهی نیز در ضایعات مشکوک ناحیه گردن رحم لازم است با اسید استیک پنج درصد محل را آغشته کرده و با « کولپوسکوپ » بررسی نمایند.

درمان بیماری چگونه است ؟ هیچ درمانی وجود ندارد که باعث ریشه کن شدن ویروس و عدم عود همیشگی آن شود. روش های گوناگونی برای درمان به کار می رود که برخی از آنها با استفاده از دارو بوده و برخی هم از روش های عملی استفاده می کنند. از داروهای مورد استفاده می توان به ترکیبات « پودوفیلین » ، یا « انترفرون آلفا » اشاره کرد. ازروش های عملی می توان از « کرایوتراپی » ( منجمد کردن ضایعه با نیتروژن مایع ) ، الکتروکوتر ( از بین بردن ضایعه با جریان الکتریکی ) ، لیزر ( از بین بردن ضایعه با پرتوهای لیزر ) نام برد .

اگردرمان ویروس را ریشه کن نمی کند پس چه فایده ای دارد؟ اولا" احتمال گسترش و پراکنده شدن ویروس را کم می کند. ثانیا" درد یا خارش را برطرف می کند . ثالثا" زگیل ها را که ازنظر ظاهری ناخوشایند هستند و ممکن است تمیز نگه داشتن آنها هم مشکل باشد ، برمی دارد.
آزمایش پاپ اسمیر در زنان مبتلا به این بیماری چه ضرورتی دارد؟ این آزمایش باید در کلیه زنانی که عفونت ویروس پاپیلومای انسانی داشته اند به طور مرتب انجام شود تا بتوان به موقع هرگونه ناهنجاری را در سلول های واژن و گردن رحم شناسایی و درمان نموده و از این طریق احتمال سرطان را کاهش داد.
آیا این بیماری واکسن هم دارد؟ بلی . دو واکسن « گارداسیل » و « سرواریکس » وجود دارد که با ایمن سازی بدن در مقابل برخی از انواع ویروس پاپیلومای انسانی ، می تواند از ابتلا به آن پیشگیری نماید. « گارداسیل » در مقابل چهار نوع ویروس پاپیلوما مصونیت می دهد و برای زنان و مردان توصیه شده است. « سرواریکس » در برابر دونوع ویروس شایع مصونیت ایجاد می کند و برای زنان توصیه شده است. برای اینکه واکسن بیشترین تاثیر را داشته باشد باید در سه نوبت طی شش ماه تزریق شود. هزینه آزاد تزریق هر نوبت در امریکا 120 دلار ( یعنی سه نوبت 360 دلار) است ولی برنامه هایی برای کاهش قیمت یا عرضه رایگان برای گروههای سنی درمعرض خطرتدوین و اجراشده است.

با توجه به قیمت نسبتا" بالای واکسن هنوز درایران به طور عمومی عرضه نشده است .
راه های دیگری نیز برای پیشگیری از این بیماری وجود دارد؟ بلی . ذیلا" به برخی از این راهها اشاره می کنیم :
هنگام مقاربت جنسی از کاندوم استفاده کنید. کاندوم های لاتکس احتمال ابتلا به زگیل تناسلی را کم می کنند. البته کاندوم همه پوست ناحیه تناسلی را نمی پوشاند. بنابراین صددرصد نمی تواند از انتقال ویروس جلوگیری کند.

تعداد شرکای جنسی خود را کاهش دهید. داشتن شرکای جنسی متعدد احتمال آلودگی به ویروس پاپیلومای انسانی را بالا می برد. وفادار بودن به یک فرد این خطر را کاهش می دهد.
سیگار نکشید. تحقیقات نشان داده که در سیگاری ها خطر ابتلا به زگیل تناسلی بیش از غیرسیگاری هاست. علت این امر هنوز مشخص نشده است.

دکتر فرشید دبیرزاده – متخصص پوست، مو و زیبایی

 

سقط راجعه در تعریف عبارت است از حداقل 3 نوبت سقط خودبخودی پی در پی در 3 ماهه اول. طبق توافق عمومی باید به بررسی علت سقط راجعه بعد از 2 یا 3 سقط پشت سر هم پرداخت.

ناهنجاری های کروموزومی شایع ترین علت سقط در سه ماهه اول هستند به طوری که شیوع ناهنجاری های کروموزومی از 60% درسقط های 3 ماهه اول به 7 % در انتهای سه ماهه دوم کاهش می یابد.

به طور کلی علل معلوم و مشکوک سقط راجعه عبارتند از :

1- ناهنجاری های ژنتیک : ناهنجاری های ژنتیک اغلب از نوع جابجایی متعادل است.

مشاوره با کلیه زوج های مبتلا به ناهنجاری کروموزومی درباره آمنیوسنتز ژنتیک یا نمونه برداری از پرزهای کوریونی در حاملگی بعدی برای رد وجود ناهنجاری کروموزومی در جنین الزامی است.

اکثر این زوج ها سرانجام فرزندان طبیعی به دنیا می آورند.

2- نقایص ساختاری رحم : اختلالات آناتومیکی رحم شامل نقص اتصال نامتقارن رحم، رحم دیواره دار، رحم دو شاخ و دی دلفیک می باشد که برای تشخیص آنها از روش هایی نظیر هیستروسالپنگوگرافی، MRI، هیستروسکوپی، سونوهیستروسکوپی و لاپاروسکوپی بهره می برند. در میان این اختلالات نقص اتصال نامتقارن رحم بدترین پیش آگهی را دارد.

3- اختلالات هورمونی : نقص فاز لوتئال (LPD)، افزایش LH، وضعیت هیپر اندروژنیک(افزایش هورمون مردانه) و PCO از علل هورمونی سقط های راجعه می باشند.

4- اختلالات اتوایمیون(خود ایمنی) :سندروم آنتی فسفولیپید موجب مرگ جنین در سه ماهه دوم یا اوایل سه ماهه سوم بارداری می گردد.برای درمان این بیماران از تجویز هپارین در سه ماهه اول پس از اثبات وجود یک رویان زنده توسط سونوگرافی همراه با آسپیرسن با دوز اندک استفاده می شود.در این بیماران پوشش ضدانعقادی با وارفارین بمدت 6 تا 8 هفته پس از زایمان امری حیاتی است.

5- اختلالات ترومبوفیلیک(انعقادی) : اختلالات انعقادی بیش تر با سقط در سه ماهه دوم یا سوم ارتباط دارند.نقص فاکتور لیدن و جهش پروترومبین شایع ترین اختلالات ترومبوفیلیک ارثی مرتبط با سقط هستند.

6- سرویکس(گردن رحم ) نارسا: یکی از علل مهم سقط در سه ماهه دوم می باشد و مشخصه آن اتساع تدریجی و بدون درد سرویکس توام با بر آمدگی و پارگی غشاها و در نتیجه خروج جنینی که برای زنده ماندن بسیار نارس است.

از آنجایی که ناهنجاری های کروموزومی شایع ترین علت سقط در سه ماهه اول هستند پس اولین تست درخواستی برای بررسی علل سقط مکرر در سه ماهه اول کاریوتیپ خواهد بود.

دکتر مهدیه گلستانی – مجله پزشکی مادر
منبع: دنفورث

پيشرفت علم چشم‌پزشکي و تکنولوژي در دهه اخير سبب شده که عمل جراحي آب‌مرواريد و جايگذاري لنز داخل چشمي به يکي از موفق‌ترين اعمال جراحي تبديل گردد. کاهش خطرات و عوارض عمل جراحي از يکسو و بهبود چشمگير بينايي پس از عمل از سوي ديگر راز اصلي اين موفقيت مي‌باشد.

آب‌مرواريد (كاتاراكت) به كدر شدن عدسي چشمي گفته مي‌شود. عدسي چشم كه در پشت عنبيه و مردمك قرار دارد، شبيه لنز دوربين عكاسي عمل كرده و باعث تمركز تصوير بر روي شبكيه مي‌شود. عدسي عمدتاً از آب و پروتئين ساخته شده است. با افزايش سن تركيب برخي از اين پروتئين‌ها تغيير يافته و در بعضي مناطق به طور نامنظم تجمع يافته و باعث كدورت عدسي در بعضي مناطق مي شود. به اين وضعيت كه عدسي دچار كدورت شده كاتاراكت يا آب‌مرواريد مي‌گويند. با گذشت زمان كدورت در قسمت‌هاي بيش‌تري از عدسي بروز كرده باعث كاهش بينايي بيش‌تري مي‌شود.

آب‌مرواريد چه از نظر علت پيدايش و چه از نظر فرم باليني انواع متعدد دارد. به همين دليل علائم بيماري و سير پيشرفت آن مي‌تواند از يک فرد به فرد ديگر کاملاً متفاوت باشد.

از نظر علت پيدايش، آب مرواريد به انواع زير تقسيم‌بندي مي‌گردد:

- آب مرواريد سني: شايع‌ترين نوع

- آب مرواريد مادرزادي

- آب مرواريد ناشي از ضربه

- آب مرواريد ناشي از بيماري‌هاي التهابي مزمن داخل چشمي

- آب مرواريد ناشي از بيماري‌هاي متابوليک مانند بيماري قند

- آب مرواريد ناشي از تشعشعات مانند نور ماوراء بنفش، اشعه ايکس و غيره

- آب مرواريد ناشي از مصرف بعضي از داروها مانند کورتون و يا سموم مانند نفتالين

به هر شکل علت هر چه باشد در اکثر اين موارد درمان جراحي است و عدسي کدرشده خارج و با يک عدد لنز مصنوعي جايگزين مي‌گردد. روش‌هاي غير جراحي مانند عينک و يا دارو در درمان آب‌مرواريد تقريبا جايگاهي ندارند و فقط ممکن است براي مدت کوتاهي جهت بهبود نسبي ديد استفاده گردند تا بيمار آمادگي عمل را پيدا نمايد. بد نيست که بدانيم آب‌مرواريد شايع‌ترين بيماري چشم است که نياز به عمل جراحي دارد و شايد بتوان گفت در تمام دنيا شايع‌ترين عمل جراحي است که درتمامي بدن انجام مي‌گيرد و  شايد موفق‌ترين روش درماني در تمام طب باشد.

به صورت سنتي براي عمل آب مرواريد، برشي در حدود ۱۲ ميلي‌متر روي لبه قرنيه چشم ايجاد و سپس هسته عدسي کدرشده که در حدود ۹ تا ۱۱ ميلي‌متر اندازه آن مي‌تواند متغير باشد، به صورت يکجا از چشم خارج و به جاي آن يک عدد عدسي مصنوعي در داخل چشم جايگذاري مي‌گردد. در پايان محل برش با بخيه‌هاي متعدد بسته مي‌شود. مشکل اصلي اين روش، ايجاد آستيگماتيسم قابل توجه در چشم است که اندازه برش لبه قرنيه و تعداد بخيه‌هاي استفاده شده در پايان عمل نقش تعيين‌کننده‌اي در ميزان آن دارد. معمولاً حدود ۸ تا ۱۲ هفته طول مي‌کشد تا با برداشتن همه يا تعدادي از بخيه‌ها بتوان آستيگماتيسم حادث شده را در حد قابل قبولي کاهش داد. بنابراين معضل اصلي اين روش را مي‌توان در طولاني بودن دوره نقاهت آن دانست. اگرچه اين روش امروزه مقبوليت خود را به ميزان زيادي از دست داده است ولي بايد توجه داشت که در بعضي از موارد خاص مانند آب‌مرواريدهاي رسيده و يا آب مرواريد به همراه دررفتگي يا نيمه دررفتگي عدسي، اين روش (عمل جراحي آب مرواريد با برش بزرگ) مي‌تواند روش انتخابي و کم خطري نسبت به روش‌هاي با برش کوچک باشد.

در سير تحول عمل جراحي آب مرواريد، اولين نقطه عطف زماني حاصل شد که با استفاده از تکنولوژي ماوراء صوت (اولتراسوند) يا همان تکنولوژي فيکوامولسيفيکاسيون اين قابليت در اختيار جراح قرار گرفت که هسته عدسي کدر شده را در داخل چشم خرد وهم‌زمان ذرات خرد شده را با يک وسيله مکنده از چشم خارج گرداند. بنابراين ديگر براي خروج هسته عدسي نياز به ايجاد برش‌هاي بزرگ منتفي گرديد و جاي آن را برش‌هاي کوچک گرفت. در اين راستا و تقريبا به طور همزمان تحول مهم ديگري در طراحي و کيفيت لنزهاي مصنوعي داخل چشمي بوقوع پيوست و استفاده از عدسي‌هاي مصنوعي تاشونده مورد تائيد مراجع ذيصلاح قرار گرفت. اين دو تحول در کنار هم سبب شد که امروزه اعمال جراحي آب مرواريد با برشي كم‌تر از 3 ميلي‌متر قابل انجام باشد. اين گونه برش‌ها غالبا نياز به بخيه نداشته يا زدن يک بخيه کفايت مي‌کند. بنابراين ميزان آستيگماتيسم ايجاد شده در اثر عمل جراحي ناچيز و دوره نقاهت و بازگشت بينايي بسيار کوتاه خواهد بود.

آب مرواريد از نظر علمي يعني ايجاد هر نوع کدورت در عدسي چشم. به صورت طبيعي در داخل چشم انسان در پشت عنبيه عدسي شفافي قرار دارد که به متمرکز کردن شعاع‌هاي نوراني بر روي شبکيه کمک مي‌کند. همچنين عدسي عنصر اصلي در تطابق براي ديد نزديک مي‌باشد. علت پيدايش کدورت در عدسي، تغيير در ساختار پروتئين‌هاي آن مي‌باشد که مي‌تواند به صورت مادرزادي يا در اثر ضربه، مصرف بعضي از داروها و سموم، در معرض تشعشعات قرار گرفتن، ابتلا به بيماري قند، و مهم‌تر از همه به علت تغييرات سني اتفاق بيفتد. نوع اخير يعني آب مرواريد سني شايع‌ترين نوع و در حدود بيش از 70 درصد موارد را شامل مي‌گردد. ايجاد کدورت در عدسي چشم را شايد بتوان به يخ زدگي شيشه پنجره در زمستان شبيه کرد فقط با اين تفاوت که پس از ذوب شدن يخ، شيشه دو مرتبه شفاف مي‌گردد اما براي رفع کدورت از عدسي بجز خارج کردن و جانشين نمودن آن با يک نوع مصنوعي راهي ديگري تا کنون براي بشر شناخته نشده است. البته بايد توجه داشت که صرف وجود کدورت در عدسي چشم حتما به معني نياز فوري به عمل جراحي نيست. بعضي از انواع کدورت‌هاي عدسي يا خيلي خفيف هستند و يا در قسمت‌هايي از عدسي واقع گشته‌اند که مانع از رسيدن نور به داخل چشم نمي‌گردند و طبعاً نياز به درمان نخواهند داشت به هنگام ايجاد کدورت در عدسي، به علت ايجاد مانع بر سر راه عبور نور به داخل چشم، بينايي مختل مي‌گردد که با يک يا چند تا از علايم زير خود را نشان خواهد داد:

- تاري آرام و تدريجي ديد در طي مدت چندين ماه و يا سال در يک يا هر دو چشم

- تاري ديد در شرايط نوري کم مخصوصاً در غروب

- پخش نور (ايجاد و يا افزايش آن نسبت به قبل) به خصوص در هنگام رانندگي در شب در گذرگاه‌هاي دو طرفه تغييردر ديد رنگ بخصوص در رنگ آبي؛ در بعضي از انواع تغيير رنگ بقدري است که انگار از پشت يک شيشه زرد رنگ نسبتا مات به اشياء پيرامونمان نگاه مي‌کنيم.

- دو بيني در يك چشم و يا سايه دار ديدن

- تغييرات مكرر نمره عينك

با افزايش اميد به زندگي در جوامع پيشرفته و رو به پيشرفت، تعداد افرادي که دچار آب مرواريد در اثر سن مي‌شوند رو به فزوني است. به عبارت ديگر با استدلال مي‌توان گفت اگر همه افراد به اندازه کافي عمر کنند بالاخره روزي فرا خواهد رسيد که نياز به عمل آب مرواريد پيدا کنند. چرا که در واقع آب‌مرواريد يک پروسه طبيعي پيري است که از عوامل ديگر مانند نژاد، جنسيت، تغذيه، آب وهوا وغيره نيز تاثير مي‌پذيرد. يعني مجموعه يک يا چند تا از اين عوامل سبب مي‌گردد که بعضي از افراد در سنين پايين‌تر گرفتار آب مرواريد گردند و برخي ديگر در سنين بالاتر مبتلا گردند. در کتب چشم‌پزشکي غربي آماري وجود دارد که 75 درصد افراد بالاي 75 سال درجات متفاوتي از کدورت عدسي يا همان آب مرواريد را در چشمشان دارند. در كشور ما اينچنين آمار دقيقي وجود ندارد ولي بنظرميرسد در جوامعي مانند ما، نرخ شيوع اين بيماري بايد در همين ميزان و يا حتي بيشتر باشد که احتمالا علت آن تفاوت نوع تغذيه و يا آب و هوا مي‌باشد.

امروزه پيشرفت تکنولوژي و نياز روزافزون به ديد بهتر و کامل‌تر از يکطرف و بهبود شگرف تکنيک‌هاي عمل جراحي آب مرواريد از سوي ديگر سبب گشته تا آب مرواريد در مراحل ابتدايي‌تري نسبت به يکي دو دهه قبل مورد مداوا قرار گيرد و انواع پيشرفته و شديد آن مانند آنچه در عکس مقابل ديده مي‌شود کم‌تر در جوامع پيشرفته يافت مي‌گردد.

آيا راهي براي پيشگيري از آب مرواريد وجود دارد ؟

همانطور که قبلا گفته شد شايعترين نوع آب مرواريد نوع سني ميباشد ( بيش از 70% موارد ). در واقع آب مرواريد يک پروسه طبيعي پيري است که از عوامل ديگر مانند نژاد، جنسيت، تغذيه، آب وهوا وغيره نيز تاثير مي پذيرد. تاکنون روش موثري براي پيشگيري از آب مرواريد سني شناخته نشده است. اما نمي توان نقش بعضي از عوامل را منتفي دانست. از اين ميان نقش نور ماوراء بنفش خورشيد ( ultraviolet يا باختصار UV ) و بعضي از عوامل تغذيه اي در ايجاد زودرس آب مرواريد بيشتر شناخته شده است. بنابراين استفاده از عينکهاي آفتابي ويا کلاههاي نقابدار مخصوصا در افرادي که مدت طولاني در معرض نور آفتاب قرار مي گيرند، مي تواند در پيشگيري نسبي آب مرواريد موثر باشد.

همچنين ترک سيگار يا کاهش استعمال آن مي تواند بسيار موثر باشد. نقش منفي الکل را نيز نمي توان نديده گرفت. تغذيه خوب به همراه استفاده از ميوه و سبزيجات و مواد غذايي که به اصطلاح سرشار از آنتي اکسيدان هستند، مي تواند نقش نسبي در پيشگيري از آب مرواريد داشته باشد.

زمان مناسب براي عمل جراحي آب مرواريد

آنچه که بصورت سينه به سينه نقل مي‌گردد اين است که بايد صبر کرد تا آب مرواريد " رسيده" و آماده عمل گردد. اما امروزه از مقبوليت سخن فوق بشدت کاسته شده و پيشرفت تکنولوژي و نياز روزافزون به ديد بهتر و کاملتر از يکطرف و بهبود شگرف تکنيک‌هاي عمل جراحي آب مرواريد از سوي ديگر سبب گشته تا آب مرواريد در مراحل ابتدايي‌تري نسبت به يکي دو دهه قبل مورد مداوا قرار گيرد. آنچه که امروزه با صراحت گفته مي‌شود اين است که موعد عمل جراحي تابعي از نيازهاي بينايي روزمره بيمار مي‌باشد که در افراد مختلف کاملا متفاوت است و بر اين اساس موعد عمل جراحي از يک بيمار به بيمار ديگر فرق خواهد کرد. به عنوان مثال يک آب مرواريد مختصر در فردي که شغلش رانندگي است، نياز وي به ديد خوب و کامل در روز و شب ايجاب مي‌کند سريع‌تر مورد عمل قرار گيرد و در مقابل يک خانم خانه‌دار با آب مرواريد متوسط که از عهده فعاليت‌هاي روزمره خود به خوبي بر مي‌آيد اين امکان را دارد که تا مدت‌ها عمل را به تاخير بيندازد. پس بصورت يک قانون کلي مي‌شود گفت که هر زمان آب‌مرواريد بينايي را در حدي کاهش دهد که انجام امور روزمره فرد را مختل نمايد، آن موقع موعد عمل خواهد بود علاوه بر اصل کلي فوق نکات زيرنيز در تعيين زمان عمل مي‌تواند مد نظر قرار گيرد. امروزه تمايل بر اين است که اجازه ندهيم آب‌مرواريد به مراحل کاملا رسيده پيشرفت نمايد. چرا که اين نوع آب‌مرواريد به قدري افت ديد مي‌دهد که تقريباً با نيازهاي زندگي امروزي ما منافات دارد. از سوي ديگر عمل جراحي "آب مرواريد رسيده" با تکنيک‌هاي روز که عمدتاً به صورت استفاده از سيستم‌هاي فيکوامولسيفيکاسيون و برش کوچک انجام مي‌گيرد، بسييار مشکل و گاهي غير قابل انجام مي‌شود که در اين صورت نوع عمل به روش‌هاي قديمي‌تر که با برش بزرگ و استفاده از بخيه‌هاي متعدد مي‌باشد تغيير مي‌يابد. بنابر اين زمان نقاهت و برگشت ديد طولاني و به دو تا سه ماه افزايش خواهد يافت.

 همچنين "آب مرواريد کاملا رسيده" خطري براي ايجاد آب سياه در چشم محسوب مي‌گردد که بيمار را مجبور به عمل در شرايط اضطراري خواهد نمود. عملي که مي‌تواند با فراغ بال و در شرايط کاملا انتخابي انجام گيرد مطمئنا انجام آن در شرايط اضطرار از کيفيت آن خواهد کاست. زمان عمل در آب مرواريد نوع مادرزادي مقوله کاملاً متفاوتي از آنچه گفته شد مي‌باشد. در اينجا به علت اينکه سيستم بينايي و راه‌هاي بينايي در مغز کودک در حال تکامل مي‌باشد، آب مرواريد سبب تنبلي شديد يک و يا هر دو چشم مي‌گردد و بنابراين تاخير در عمل صلاح نمي‌باشد. البته در اينجا نيز نبايد فراموش کرد که آب مرواريد مادرزادي اشکال باليني بسيار متفاوتي دارد و در بعضي از انواع آن که اختلال ديد قابل توجه‌اي را ايجاد نکرده، مي‌توان با نظر پزشک معالج صبر نمود. يادمان باشد در مورد آب مرواريد مادرزادي نکات ظريف بسياري وجود دارد که در حوصله اين بحث نيست ودراين مورد حتما به نظريه چشم پزشک معالج کودک عمل گردد.

عمل جراحي آب مرواريد با روش « بدون بخيه»

همانطور که در قسمت قبل ذکر شده است، عمده اعمال جراحي آب مرواريد از طريق برش کوچک و با استفاده از امواج صوتي (اولتراسوند) و يا همان روش فيکوامولسيفيکاسيون صورت مي گيرد. اين برش‌ها به علت اينکه خودبخود و بلافاصله بعد ازعمل بسته مي‌شوند، نياز به بخيه ندارند و يا يک بخيه کفايت مي‌کند. بدين جهت عمل جراحي آب مرواريد به روش برش کوچک را روش بدون بخيه "no-stitch" و يا روش با يک بخيه "one-stitch" نيز مي‌نامند.

بسته به محل برش جراحي، فرم برش، و نظر جراح، گاهي نياز مي گردد که يک بخيه روي محل برش زده شود. اين بخيه معمولا در طي هفته نخست پس از عمل، بدون اينکه براي بيمار ايجاد ناراحتي نمايد، برداشته مي‌شود. در اين حالت کيفيت عمل و نتايج عمل جراحي آب‌مرواريد به هيچ عنوان متفاوت از نوع بدون بخيه نخواهد بود.

بايد توجه داشت که گاهي جراح ترجيح مي‌دهد صرفاً براي اطمينان بيش‌تر و کاهش عوارض احتمالي از بخيه استفاده نمايد که اين مخصوصاً در مورد بيماراني که احتمال رعايت کردن نکات بعد از عمل در آن‌ها ضعيف است، بسيار مصداق پيدا مي‌کند.

جايگاه ليزر در اعمال جراحي آب مرواريد

رمز اصلي موفقيت چشم‌گير اعمال جراحي مدرن آب‌مرواريد، استفاده از برش کوچک مي‌باشد که به علت تغييرات ناچيز در آستيگماتيسم بعد از عمل، دوره نقاهت بسيار کوتاه مي‌گردد.

براي اينکه قادر باشيم عمل آب مرواريد را از طريق برش کوچک انجام دهيم، نياز به وسايل و ماشين‌هايي داريم که بتواند هسته عدسي را قبل از خروج در درون چشم خرد نمايد.

براي خرد کردن هسته عدسي عمدتا سه روش وجود دارد:

- خرد کردن دستي که با استفاده از دو وسيله ساده در درون چشم هسته عدسي به سه قسمت يا بيش‌تر تقسيم و سپس اين تکه‌ها خارج مي‌گردد.

- استفاده از ماشين‌هاي اولتراسوند که با ايجاد امواج ماوراء صوت، هسته عدسي در داخل چشم خرد و به صورت همزمان با وسيله مکنده از چشم خارج مي‌گردد.

- استفاده از ماشين‌هاي ليزر که با استفاده از انرژي نور ليزر هسته عدسي در داخل چشم خرد و به صورت هم‌زمان با وسيله مکنده از چشم خارج مي‌گردد.

روش‌هاي بيهوشي در عمل جراحي آب‌مرواريد

در روش نوين عمل جراحي آب‌مرواريد، نياز به بيهوشي عمومي تقريبا منتفي گشته است و غالب اعمال جراحي آب مرواريد با بي‌حسي موضعي انجام مي‌گيرد. بنابراين خودبخود عوارض بيهوشي عمومي و خطراتي که عمل جراحي آب‌مرواريد بواسطه بيهوشي عمومي به ديگر اعضاي حياتي بدن مانند مغز، قلب، ريه، و کبد متوجه مي‌نمود، حذف مي‌گردد. استفاده از بيهوشي عمومي در عمل جراحي آب‌مرواريد منحصر به مواردي مي‌گردد که امکان همکاري بيمار در ضمن عمل وجود ندارد (مانند جراحي آب‌مرواريد در اطفال يا دربعضي از بزرگسالان با بيماري‌هاي عصبي يا روحي رواني خاص).

در نوع بي‌حسي موضعي نيز در خيلي از موارد نياز به تزريق ماده بي‌حسي در کنار چشم نمي‌باشد و فقط چکاندن قطره بي‌حسي کفايت مي‌کند. بنابراين خطرات و عوارض تزريق ماده بي‌حسي در کنار چشم مانند سوراخ شدن کره چشم، خون‌ريزي پشت کره چشم، آسيب به عصب بينايي نيز حذف مي‌گردد. حسن ديگر بي‌حسي با قطره و تزريق نکردن ماده بي‌حسي در کنار چشم در اين است که بيمار نياز به قطع کردن مصرف داروهاي رقيق‌کننده خون مانند آسپرين را قبل از عمل جراحي نخواهد داشت.

بي‌حسي موضعي با قطره به علت اينکه بقيه سيستم‌هاي بدن را تحت تاثير سوء قرار نمي‌دهد، بنابراين نياز بيمار را به بررسي‌هاي گسترده آزمايشگاهي و همچنين مشاوره داخلي و قلب کم‌تر مي‌نمايد. بيمار اجازه خواهد داشت در روز عمل تمامي داروهايي را که براي ناراحتي‌هاي ديگر وي تجويز شده را استفاده نمايد. مدت ناشتايي قبل از عمل کوتاه‌تر و بيمار بلافاصله پس از عمل اجازه خورد و خوراک خواهد داشت.

بايد دانست که در هنگام عمل جراحي با بي‌حسي موضعي با قطره، علايم حياتي بيمار مانند ضربان قلب، فشار خون، تنفس و ميزان اکسيژن دايماً توسط تيم بيهوشي با دستگاه‌هاي مجهز مانيتور مي‌گردد. همچنين متخصص بيهوشي براي کاهش اضطراب و از بين بردن درد احتمالي، به بيمار از طريق رگ و سرم داروهاي آرام‌بخش و ضد درد تزريق مي‌کند.

بيمار در حين عمل معمولاً بيدار و صداي جراح را مي‌شنود ولي درد نخواهد داشت. جراح در حين عمل ممکن است به بيمار دستوراتي مانند « به نور ميکروسکوپ نگاه کن» يا «به بالا يا به پايين نگاه کن» خواهد داد که بيمار براحتي و بدون درد قادر به انجام دستورات فوق خواهد بود.

عوارض عمل جراحي آب‌مرواريد

عمل جراحي آب‌مرواريد يکي از شايع‌ترين و سالم‌ترين اعمال جراحي در تمام بدن محسوب مي‌گردد، با اين حال بايد توجه داشت که به مانند تمامي اعمال جراحي نمي‌تواند به صورت مطلق خالي از عارضه باشد. همانطور که مي‌دانيم هر گونه مداخله طبي و يا جراحي مي‌تواند عوارض ريز و درشتي را به دنبال داشته باشد. بنابراين آنچه در انتخاب يک روش جراحي و يا طبي بايد مدنظر باشد صرفاً وجود يا عدم وجود عارضه نيست، بلکه نسبت فوائد به عوارض آن روش بايد معيار تصميم‌گيري قرار گيرد. در عمل جراحي آب مرواريد اين نسبت بسيار بالاست به طوري که بيش از ۹۵ درصد موارد درمان جراحي آب مرواريد بدون هيچگونه عارضه‌اي خاتمه مي‌يابد.

بايد توجه داشت که عدم بهبود بينايي پس از عمل جراحي آب مرواريد هميشه دلالت بر وجود عارضه در ضمن يا پس از عمل ندارد، بلکه در مواردي بيماري‌هاي همراه مانند کدورت‌هاي قرنيه، آب سياه، بيماري‌هاي عصب و شبکيه، به صورت عوامل محدود کننده بينايي نقش بازي مي‌کنند.

عوارض احتمالي حين عمل عبارتند از:

- از دست دادن قسمت يا تمام لايه پشت عدسي

- باقي ماندن بخشي از عدسي در داخل چشم

- افتادن تمام يا قسمتي از هسته عدسي بداخل زجاجيه

- خونريزي پشت چشم

در صورت بروز عوارض فوق که بسيار نادر هستند، ممکن است عمل جراحي با موفقيت و بدون تغيير روش جراحي به اتمام برسد و اين احتمال هم وجود دارد که اين عوارض سبب تغيير روش جراحي از نوع با برش کوچک به نوع با برش بزرگ و طبعاً استفاده از بخيه گردد. همچنين با بروز بعضي از عوارض فوق، بيمار ممکن است نياز به جراحي‌هاي تکميلي ديگر پيدا نمايد. خون‌ريزي پشت چشم که بسيار عارضه نادري است مي‌تواند منجر به از دست رفتن دائمي بينايي گردد.

عوارض احتمالي بعد از عمل عبارتند از:

- عفونت داخل چشم

- افزايش فشار داخل چشم

- ورم قرنيه

- ورم مرکز بينايي

- پارگي شبکيه

احتمال بروز عوارض فوق در صورت حدوث عوارض حين عمل، بيش‌تر مي‌گردد. اما بايد دانست که اين عوارض مي‌توانند حتي بعد از يک عمل جراحي کاملاً موفق نيز حادث گردند. درمان عوارض فوق مي‌تواند مصرف دارو و يا عمل جراحي و يا هر دو باشد. عارضه عفونت داخل چشم اگرچه بسيار نادر اتفاق مي‌افتد ولي مي‌تواند به شدت به ساختمان چشم و در نتيجه به بينايي آسيب برساند.

 

منبع : وب سایت دكتر محمدحسين دستجردي

 

کیسه صفرا مخزنی است برای ذخیره مایع صفرا که از کبد بداخل آن ترشح می شود. مایع صفرا سبز رنگ است و حاوی موادی است که برای هضم مواد غذایی کارآرائی دارد.

بهنگام خوردن مواد چربی کیسه صفرا منقبض شده و صفرای داخل آن از طریق مجرای صفراوی مشترک وارد اثنی عشر می شود کیسه صفرا در زیر کبد قرار دارد و توسط مجرائی به کبد وصل است. صفرا مایعی است حاوی کلسترول و املاح که وقتی میزان کلسترول مایع صفرا از حدی بیشتر شود بعنوان هسته ای برای تشکیل سنگ عمل می کند و بتدریج سنگ یا سنگهائی در داخل کیسه صفرا ایجاد می شود سنگهای کیسه صفرا علائمی شامل تهوع و استفراغ و درد ناحیه بالای شکم خصوصاً درد زیر دنده های راست ایجاد می کند.

سنگهای کیسه صفرا دو نوع می باشند، سنگهای کلسترولی و سنگهای رنگدانه ای.
سنگهای کلسترولی بعلت افزایش میزان کلسترول مایع صفرا ایجاد می گردند که علل مختلفی دارند. این علل شامل فاکتورهای ارثی، چاقی، کاهش شدید وزن ناشی از رژیم های لاغری شدید، هورمونهای جنسی زنانه و قرص های ضدبارداری، افزایش سن، تغذیه وریدی طولانی مدت، روزه داری، حاملگی، بعضی داروها مثل کلوفیبرات ( داروی ضد چربی خون )، رژیم غذایی پرچربی و پر کالری و همچنین ضایعات نخاعی.

سنگهای رنگدانه ای به علت همولیز مزمن ناشی از بیماریهای کم خونی ارثی مثل تالاسمی ها، سیزور الکلی ( نارسائی کبد ناشی از الکل )، کم خونی ناشی از کمبود ویتامین B12 ، عفونت های مزمن مجاری صفراوی، عفونت های انگلی و افزایش سن و همچنین بیماریهای روده باریک.

هنگامی که کیسه صفرا دچار التهاب و عفونت می شود موقعی است که باکتریها از طریق مجرای صفراوی مشترک و یا از طریق رگهای خونی به کیسه صفرا حمله ور می شوند. گاهی انسداد مجرا توسط سنگ باعث التهاب می شود بیمار دچار تهوع، استفراغ و تب و لرز و درد شکم و گاهی یرقان می شود و این لحظه ای است که بایستی بیمار تحت عمل جراحی قرار گیرد. عمل جراحی به دو صورت انجام می شود یا عمل جراحی باز و یا توسط دستگاهی به نام لاپاراسکوپ که برای هر بیماری با توجه به شرایط بیماری و وضعیت عمومی بیمار یکی از این روش ها مورد استفاده قرار می گیرد.

داروهای خوراکی که برای درمان سنگ کیسه صفرا بکار برده می شوند درمان قاطعی نیست و معمولاً برای مواردی است که سنگ به صورت منفرد است و بیمار توانائی انجام عمل را ندارد. البته این درمان بایستی طولانی مدت باشد اگرچه بسیار گران قیمت است.

تشخیص سنگ کیسه صفرا با انجام سونوگرافی است اگر چه از سی تی اسکن نیز می توان استفاده کرد. تمامی بیماران زیر 50 سالی که دارای سنگ کیسه صفرا می باشند بایستی تحت عمل قرار گیرند.

بیماران بالای 50 سال اگر دارای 2 یا چند سنگ باشند بایستی تحت عمل قرار گیرند.بیماران بالای 50 سال که یک سنگ دارند اگر قطر سنگ کمتر از 2 سانتیمتر باشد و علائمی نداشته باشند نیاز به عمل ندارند ولی اگر قطر سنگ بیش از 2 سانتیمتر باشد بایستی تحت عمل قرار گیرند.

دکتر غلامرضا کفیلی – متخصص داخلی

ستون فقرات از یک طرف نخاع شوکی را محافظت می کند و از طرف دیگر علاوه بر تحمل وزن سر و گردن و تنه به آنها اجازه حرکت می دهد.
ستون فقرات از روی هم قرار گرفتن 33 مهره بوجود امده است.

هفت مهره گردنی ، دوازده مهره پشتی ، پنج مهره کمری ، پنج مهره خاجی و چهار مهره دنبالچه ای. مهره های خاجی و دنبالچه ای غالباً به یکدیگر جوش خورده و استخوان واحدی را بوجود می آوردند.

هر واحد از ستون فقرات مهره نام دارد. هر یک از مهره ها با مهره بالا و پایین خود بوسیله مفاصل و رباطهایی متصل می گردند. گرچه پایداری ستون فقرات بوسیله این مفاصل و رباطها تأمین می گردد، ولی باید گفت عامل اصلی پایداری، کپسول مفاصل فاستی در عقب و عضلات جدار شکم در جلو می باشد.

دیسک بین مهره ای که بصورت کمک فنری ضربه های وارد برستون فقرات را خنثی می کند، بصورت صفحه ای ما بین دو جسم مهره قرار گرفته است. این عضو که بزرگترین عضو بدون عروق در بدن است از دو قسمت محیطی و مرکزی بوجود آمده است. خاصیت ارتجاعی دیسک بین مهره ای بستگی به کافی بودن مقدار آب موجود در هسته مرکزی و سالم بودن حلقه فیبری آن دارد.

فشار وارد به قسمت مرکزی دیسک به اطراف یعنی به قسمت محیطی آن منتقل می گردد. با توجه به شکل مارپیچی الیاف قسمت محیطی ، دیسک از قدرت تحمل نسبتاً زیادی برخوردار است.
مفاصل بین مهره ای در هر مهره 4 عدد می باشد که با مفاصل بالا و پایین خود متصل می گردند. از مفاصل حقیقی و کامل سینوویال است و از سطوح مفصلی که از غضروف پوشیده شده ، رباطهای مفصلی و پرده سینوویال بدن ممکن است دچار بیماریهای گوناگون نظیر بیماریهای التهابی، دژنراتیو و غیره گردد.

این مفاصل همراه با دیسک بین مهره ای با هماهنگی خاصی حرکات ستون فقرات را تأمین می کنند. هرگونه اشکال در حرکات این مفاصل بطور ثانوی موجب فشار بیشتر بر دیسک بین مهره ای می شود.
به همین ترتیب پیدایش هر نوع ضایعه در دیسک بین مهره ای بطور ثانوی باعث پیدایش تغییراتی در این مفاصل می گردد.

علاوه بر عناصر فوق، رباطهای طولی قدامی و خلفی، رباطهای فوق خاری و بین خاری هم به ثبات و پایداری ستون فقرات کمک می کند. نخاع شوکی در مقابل اولین مهره کمری خاتمه می یابد و مجرای نخاعی در پایین این قسمت بوسیله ریشه های اعصاب کمری و خاجی پر شده است که ریشه های دم اسبی نامیده می شود. پرده های مغزی که اطراف نخاع را می پوشاند تا اولین یا دومین مهره خاجی ادامه می یابد.
ریشه های اعصاب دم اسب به تدریج از مجاری بین مهره ای (
Intervertebral Foramen ) خارج می گردند.

قسمتهای مختلفی از ستون فقرات ممکن است باعث کمر درد شوند. تزریق قسمتهای مختلف ستون فقرات و پیدایش درد در انها مؤید این نظریه است. در گذشته دیسک بین مهره ای و تغییرات مرضی آن را مهمترین عامل پیدایش کمردرد می دانستند ولی امروزه ثابت شده است که گرچه تغییرات مرضی دیسک بین مهره ای باعث پیدایش کمردرد می گردد، این ضایعات مهمترین و شایع ترین آنها نبوده و عوامل دیگر بخصوص تغییرات دژنراتیو مفاصل مهره ای هم در پیدایش کمر درد مؤثرند.

عضلات اطراف ستون مهره ای در نگهداری آن در وضعیت قائم نقش مهمی دارند. این عضلات در هنگام ایستادن و نشستن فعال و در موقع خوابیدن غیرفعال می گردند. مهره های گردنی دارای حرکات چرخشی ، خم شدن به جلو و عقب و طرفین می باشند. در حالیکه مهره های پشتی بیشتر حرکات چرخشی و مهره های کمری نقش مهمی در خم و راست شدن کمر به جلو و عقب و طرفین دارند.

در هنگام تولد ، ستون مهره ای دارای انحنای یکنواختی است که به تدریج کودک قادر به نگه داشتن سر می شود تقعر ( لوردوز ) طبیعی گردن بوجود می آید و با نشستن طفل، تحدب ( کیفوز ) طبیعی ستون مهره های پشتی آشکار می شود و بالاخره با ایستادن ، تعقر ( لوردوز ) طبیعی کمر پیدا می شود.گردن,دیسک گردن,گردن درد,ساختار گردن,معاینه گردن,شکل گیری گردن

معاینه گردن
شکایت عمده بیماران مبتلا به ناراحتی های گردن عبارت از درد سفتی ، محدودیت حرکات گردن و بالاخره اختلال حسی و ضعف اندامهای فوقانی است.گردن,دیسک گردن,گردن درد,ساختار گردن,معاینه گردن,شکل گیری گردن.

معاینه
در مشاهده وضع ظاهری گردن از نیمرخ ، چگونگی تقعر گردن و از روبرو تقارن صورت(در تورتیکولی، صورت به یک طرف متمایل است) و آتروفی عضلات اندام فوقانی را (اگر وجود داشته باشند) باید یادداشت کرد.شکایت عمده بیماران مبتلا به ناراحتی های گردن عبارت از درد سفتی ، محدودیت حرکات گردن و بالاخره اختلال حسی و ضعف اندامهای فوقانی است.گردن,دیسک گردن,گردن درد,ساختار گردن,معاینه گردن,شکل گیری گردن.

در لمس گردن، نقاط حساس را باید مشخص کرد.شکایت عمده بیماران مبتلا به ناراحتی های گردن عبارت از درد سفتی ، محدودیت حرکات گردن و بالاخره اختلال حسی و ضعف اندامهای فوقانی است.گردن,دیسک گردن,گردن درد,ساختار گردن,معاینه گردن,شکل گیری گردن.

دامنه حرکات اکتیو و پاسیو گردن را باید به دقت یادداشت کرد. آیا این حرکات همراه با درد هستند؟ در هر فرد مبتلا به ناراحتی گردن معاینه اندامهای فوقانی و بخصوص معاینه کلی عصبی باید انجام شود.شکایت عمده بیماران مبتلا به ناراحتی های گردن عبارت از درد سفتی ، محدودیت حرکات گردن و بالاخره اختلال حسی و ضعف اندامهای فوقانی است.گردن,دیسک گردن,گردن درد,ساختار گردن,معاینه گردن,شکل گیری گردن.

رادیوگرافی روبرو، مایل راست و چپ و روبرو با دهان باز برای بررسی اولین و دومین مهره گردنی و زائده دندانی ( Process Odentoid ) ضروری است. برای بررسی پایداری ( Stability ) گردن ، رادیوگرافی در حالت خمیده به جلو و عقب لازم است.

تورتیکولی ( Torticolli )
تعریف : به مجموع انحراف (
Tilt ) و دفورمیتی چرخشی فقرات گردن می گویند. به دو نوع استخوانی و غیراستخوانی تقسیم می شود.

تورتیکولی استخوانی
در این نوع در حرکت مهره های اول و دوم گردن اشکال ایجاد می شود: و چون 50% چرخش گردن در این دو مهره صورت می گیرد، هرگونه اختلال حرکت در این دو مهره صورت می گیرد، هر گونه اختلال حرکت در این دو مهره ایجاد تورتیکولی می کند؛ در حالی که انحراف سر به تنهایی نشانه اختلال کل فقرات گردنی گردونی است.

تورتیکولی غیراستخوانی
تورتیکولی عضلانی مادرزادی (
Wry necky) شایع ترین علت تورتیکولی در شیرخواران و اطفال است.
علت اصلی بیماری مشخص نیست. اما جدیدترین علت مطرح شده ، سندرم کمپارتمان عضلات ناحیه گردن به علت فشار بر نسوج نرم ، هنگام تولد است. بافت شناسی نمونه های جراحی مؤید انسداد جریان خون وریدی عضله استرنوکلید و ماستوئید می باشد. در 75% موارد سمت راست گردن مبتلاست و در 20% موارد دیسپلازی هیپ نیز وجود دارد. بنابراین در هر فرد مبتلا به تورتیکولی ، بررسی مفاصل هیپ اهمیت دارد. شیوع بیشتر سمت راست و مشاهده بیماری در موارد سزارین ، نقش سندروم کمپارتمان را زیر سؤال می برد.

اما به هر حال ضربه و کمبود اکسیژن از عوامل اصلی محسوب می شوند.شکایت عمده بیماران مبتلا به ناراحتی های گردن عبارت از درد سفتی ، محدودیت حرکات گردن و بالاخره اختلال حسی و ضعف اندامهای فوقانی است.گردن,دیسک گردن,گردن درد,ساختار گردن,معاینه گردن,شکل گیری گردن.

شکایت عمده بیماران مبتلا به ناراحتی های گردن عبارت از درد سفتی ، محدودیت حرکات گردن و بالاخره اختلال حسی و ضعف اندامهای فوقانی است.گردن,دیسک گردن,گردن درد,ساختار گردن,معاینه گردن,شکل گیری گردن.

معاینه گردن
در مشاهده وضع ظاهری گردن از نیمرخ ، چگونگی تقعر گردن و از روبرو تقارن صورت ( در تورتیکولی ، صورت به یک طرف متمایل است ) و آتروفی عضلات اندام فوقانی را ( اگر وجود داشته باشند ) باید یادداشت کرد. در لمس گردن، نقاط حساس را باید مشخص کرد.

دامنه حرکات اکتیو و پاسیو گردن را باید به دقت یادداشت کرد. آیا این حرکات همراه با درد گردن هستند؟ در هر فرد مبتلا به ناراحتی گردن معاینه اندامهای فوقانی و بخصوص معاینه کلی عصبی باید انجام شود.

رادیوگرافی روبرو، مایل راست و چپ و روبرو با دهان باز برای بررسی اولین و دومین مهره گردن و زائده دندانی ( Process Odentoid ) ضروری است. برای بررسی پایداری ( Stability ) گردن ، رادیوگرافی در حالت خمیده به جلو و عقب لازم است.

تورتیکولی ( Torticolli )
تعریف : به مجموع انحراف (
Tilt ) و دفورمیتی چرخشی فقرات گردن می گویند. به دو نوع استخوانی و غیراستخوانی تقسیم می شود.

تورتیکولی استخوانی
در این نوع در حرکت مهره های اول و دوم گردن اشکال ایجاد می شود: و چون 50% چرخش گردن در این دو مهره صورت می گیرد ، هرگونه اختلال حرکت در این دو مهره صورت می گیرد، هر گونه اختلال حرکت در این دو مهره ایجاد تورتیکولی می کند؛ در حالی که انحراف سر به تنهایی نشانه اختلال کل فقرات گردنی گردونی است.

تورتیکولی غیراستخوانی
تورتیکولی عضلانی مادرزادی (
Wry necky ) شایع ترین علت تورتیکولی در شیرخواران و اطفال است.
علت اصلی بیماری مشخص نیست. اما جدیدترین علت مطرح شده ، سندرم کمپارتمان عضلات ناحیه گردن به علت فشار بر نسوج نرم ، هنگام تولد است. بافت شناسی نمونه های جراحی مؤید انسداد جریان خون وریدی عضله استرنوکلید و ماستوئید می باشد. در 75% موارد سمت راست گردن مبتلاست و در 20% موارد دیسپلازی هیپ نیز وجود دارد. بنابراین در هر فرد مبتلا به تورتیکولی ، بررسی مفاصل هیپ اهمیت دارد. شیوع بیشتر سمت راست و مشاهده بیماری در موارد سزارین ، نقش سندروم کمپارتمان را زیر سؤال می برد. اما به هر حال ضربه و کمبود اکسیژن از عوامل اصلی محسوب می شوند.

علایم بالینی
1- دفورمیتی : علت دفورمیتی ، سفتی (
Contracture ) عضله استرنوکلیدوماستوئید است. به طوری که انحراف سر به سمت ضایعه و چرخش چانه به سمت مقابل روی می دهد. غالباً در طی دو ماه اول تولد تشخیص داده می شود.

2- توده : اگر نوزاد در طی چهار هفته اول معاینه شود، می توان وجود یک توده یا تومور را ناحیه گردن تشخیص داد. از اختصاصات این تومور این است که در نسج نرم و زیرپوست و در شکم عضله استرونوکلیدوماستوئید قرار دارد و بدون تندرنس است. در طی چهار هفته اول به حداکثر اندازه خود می رسد و سپس به تدریج ، پسرفت پیدا می کند.

معاینه فیزیکی گردن
عضله کنتراکته به صورت یک طناب سفت لمس می شود. در سمت مبتلا گوش به شانه همان طرف نزدیک می گردد. صورت بیمار در موارد مزمن در سمت مبتلا تدخیر رشد دارد و عدم تقارن فک و صورت ایجاد می گردد.

تشخیص افتراقی
لازم است از سایر علل تورتیکولی، مانند تورتیوکلی ناشی از بیماریهای چشمی ، اسپاسم عضلانی ناشی از علل التهابی موضعی ، مثل غدد عفونی و تورتیکولی با منشأ روانی (هیستریک) افتراق داد.

دکتر قاسم اسحاقی – جراح دیسک و ستون فقرات