تا به حال نشنیده ام که هیچ پدر و مادری بگوید فرزند من دروغ نمی گوید در حقیقت دروغگویی مهارتی است که تمام کودکان آن را می آموزند و برای دروغگویی آنان دلیلی وجود دارد.

چه وقت بچه ها دروغ میگویند ؟
زیر سه سال دروغ گفتن برای بچه ها معنایی ندارد هر چه که به ذهنشان می رسد و هر چه را که نمی فهمند را به زبان می آورند. بین سه تا چهار سال می آموزند که بزرگترها آنچه را که آنان در مورد آن فکر می کنند را درک نمی کنند و نمی توانند راست و دروغ را تمییز دهند. این بدین معنی است که تخیلات برایشان واقعیت دارد و داستانهای غیر ممکن را تعریف می کنند. وقتی دچار مشکل می شوند دیگران را سرزنش می کنند و آنها را مقصر می دانند بدون آنکه قصد آسیب رساندن به کسی را داشته باشند. (فرزندم گربه خود را به خاطر کاری که انجام داده سرزنش می کند. بین آنها یک رابطه دوستی و نفرت وجود دارد) . در این مرحله داستانهای طولانی می گویند و در مورد آن اغراق می کنند و این داستانها چیزهایی هستند که بچه ها دوست دارند واقعیت داشته باشند .

والدین بدون هیچ اظهار نظری می توانند به این داستانها گوش دهند و داستان را بنابر واقعیت تعدیل نمایند. به عنوان مثال اگر فرزند شما می گوید که می تواند در اتاق پرواز کند می توانید به او چنین جوابی بدهید:

دوست داشتی که در اتاق پرواز کنی درست نیست؟ چه کار می کردی اگر می توانستی پرواز کنی؟

اگر فرزند شما به این دلیل دروغ می گوید که می خواهد دچار مشکل نشود و یا با گفتن حرفی که دروغ است می خواهد شما را خوشحال کند هرگز عکس العملی نشان ندهید که بفهمد کار اشتباهی انجام داده به سادگی به آنان بگویید که ما باید همیشه واقعیت را بگوییم و اگر واقعیت را بگویند دچار مشکل نخواهند شد و با گفتن واقعیت والدین خود را خوشحال می کنند و به آنان بیاموزید در سن جوانی واقعیت را بگویند و اگر دروغ بگویند مردم به آنها اعتماد نخواهند کرد .

در شروع سنی که به مدرسه می روند بیش از هر چیزی کودکان خیلی دوست دارند والدین خود را خوشحال کنند و این باعث می شود که فکر کنند اگر حقیقت را بگویند والدین خود را ناراحت می کنند. در ابتدای سن 8 سالگی فرق بین واقعیت و تخیل را درست درک می کنند و تا سن 10 سالگی می تواند حس تشخیص بد و خوب خود را قوی تر کنند. در سن 8 سالگی بچه ها آگاهند که دروغگویی اشتباه است و والدین باید فرزندان خود را طوری تربیت کنند که دروغ نگویند.
دلایل بسیاری وجود دارد که بچه ها در این سن دروغ می گویند:
1- وقتی می دانند کار اشتباهی کرده اند برای آنکه تنبیه نشوند دروغ می گویند.

2- برای بدست آوردن چیزی که می خواهند.

3- بچه هایی که نسبت به خانواده و دوستان خود وفا دارند برای آنکه از دیگران دفاع کنند و یا آنان را دچار مشکل نکنند دروغ می گویند.

4- با تحت تأثیر قرار دادن دیگران ، زندگی و تجارب آنها دچار هیجان بیشتری می شود .

5- برای آنکه اعتماد به نفسشان بیشتر شود می خواهند خود را بهتر از آنچه که هستند جلوه دهند.

6- دروغ شنیدن از والدین حتی دروغ مصلحت آمیز روی آنان تآثیر می گذارد. فرزندان رفتار والدین خود را می آموزد و از آنان تقلید می کنند این طرز فکر"  آنچه را که می گویم انجام دهید نه آنچه را که انجام می دهم " را فراموش کنید چون بچه ها این راه را به راحتی نمی آموزند و چنان رفتار نمی کنند.

چگونه تشخیص می دهید که فرزندتان دروغ می گوید؟
این سؤالی نیست که به راحتی بتوان جواب داد به خاطر اینکه بچه ها با یکدیگر فرق دارند. چندین راهنمایی وجود دارد:

1- به چهره آنان نگاه کنید وقتی آنان واقعیت را می گویند آرامش دارند در صورتیکه بسیاری از بچه ها وقتی دروغ می گویند عصبی و ناراحت هستند.

2- ساده بودن گفتار :دروغ تمرین شده و با آب و تاب گفته می شود .

3- منطقی بودن: دروغ به دروغ بیشتری برای پشتیبانی شدن نیاز دارد بنابراین با هم تناقض پیدا می کنند و بی مفهومند .

چه وقت باید نگران باشید؟
دروغ گفتن مدام نشان مشکلی اساسی می باشد. اگر کودک احساس کند آنها نمی توانند بر نا امیدی و شکستشان فائق آیند برای پوشش دادن این شرایط دروغ می گویند. ممکن است نیاز داشته باشند برای جلب توجه دیگران و داشتن احساس خوب در مورد خودشان داستان اغراق آمیز بیان کنند. شما به عنوان والدین آنها باید راست و دروغ آنها را تشخیص دهید و بدانید که چقدر آنها دروغ می گویند. اغلب دروغ گفتن دلیلی بر نگران بودن است .

 با بررسی شرایط ، چگونه دروغ گفتن را متوقف می کنید؟
1- مهمترین چیز آنست که هرگز فرزند خود را دروغگو ننامید به آنچه که به آنان نسبت بدهید عمل می کنند. بیشتر به جای اینکه از فرزندانتان درمورد متن داستان سؤال کنید از او بخواهید داستان خود را مجدد آغاز کند و وقتی داستان مقبول به نظر نمی رسید آنرا متوقف کنید. به فرزندتان فرصتی دهید تا شرایط خود را اصلاح نماید و قابل قبول نبودن دروغگویی را بررسی کند .

2- دروغگویی را نادیده نگیرید.

3- رفتاری صادقانه داشته باشید کودکان دروغ مصلحت آمیزی را که می گویید تقلید می کنند.

4- به خاطرداشته باشید داستانهای بلند را به حساب دروغگویی نگذارید. بچه ها زیر 6 سال خیالات و تصورات خود را بیان می کنند و به هیچ کسی آزاری نمی رسانند. در مورد داستانهای جالب با فرزندتان صحبت کنید آنها می توانند فرق واقعیت و تخیلات را تمییز دهند. وقتی کار اشتباهی می کنند و شما بدان آگاهید از فرزندتان سؤال نکنید چون او را در شرایطی قرار می دهید که دروغ بگوید.

5- وقتی به فرزندتان گفته اید که با گفتن واقعیت دچار مشکلی نخواهد شد نمی توانید آنها را تنبیه کنید.

6- با آرامش از فرزندتان سؤال کنید هر چه بیشتر آنها را تحریک کنید برای محافظت از خود بیشتر دروغ می گویند. به آنان اطمینان دهید که با آنان برخورد شدیدی نخواهد شد.

7- وقتی فرزندتان به سن جوانی رسید بیاموزید که دروغ به رابطه دوستی و سایر روابط آنها آسیب می رساند. مردم به آنها اعتماد نمی کنند (چوپان دروغگو ) بهترین داستان برای گفتن است .

8- مسئله ای که فرزندتان در مورد آن دروغ می گوید می تواند سر نخی برای شناسایی نوع احساس آنان باشد.

9- در مورد دروغهایی که می گویند تنبیه جداگانه ای داشته باشید و عاقبت دروغگویی و رفتار بد را پیشاپیش برایشان روشن کنید.

10- به یاد داشته باشید دروغ را از فرزندانتان جدا در نظر بگیرید آنان فقط به خاطر رفتارشان تنبیه می شوند .

11- صداقت داشتن را تحسین کنید .

12- وظیفه شماست که به فرزندتان کمک کنید تا  دروغگویی را رفته رفته کنار بگذارند.

13- محیطی ایجاد کنید تا فرزندتان تمام احساساتش را براحتی بگوید و بیاد داشته باشید آنها را تحسین کنید و اعتماد به نفس آنان را بالا ببرید.

مترجم : شهلا آقایانی

منبع : http://www.kidzworld.co.za

کودکان در هر موقعیتی ممکن است دچار استرس شوند و اين استرس مي تواند مفيد يا مضر باشد.
كارشناس اداره سلامت روان وزارت بهداشت،‌درمان و آموزش پزشكي در گفت وگو یی ضمن بيان اين مطلب اظهار داشت: کودکان بر اساس آنچه در گذشته دیده و تجربه کرده اند، یاد می گیرند که چگونه با استرس در زندگی روبرو شوند و به آن پاسخ دهند.
دكتر مهديه وارث وزيريان با اشاره به اين كه بسیاري از استرس هایی که کودکان تجربه می کنند، براي بزرگسالان قابل تشخیص نیست، افزود: از آنجایی که بچه ها تجارب کمتری دارند، حتی موقعیت هایی که با تغییرات کم همراه هستند نيز مي تواند تأثیرات زیادي بر روي احساس امنیت و اطمینان آنها بگذارد و کودکان غالباً نمی توانند استرس را در خودشان شناسایی کنند.
وي در ادامه در خصوص علائم جسمی استرس گفت: کاهش اشتها، تغییر در عادت غذایی کودك، مشکلات جسمی مانند دردهاي پراکنده بدنی، سردرد، احساس درد مبهم در ناحیه سر دل، شب ادراري، اختلال در خوابیدن و لکنت زبان از علائم جسماني استرس در كودكان است.
به گفته اين روانپزشك، اضطراب، آرامش نداشتن، ترس از تاریکی، تنهایی، گریه کردن، عصبانیت، رفتارهاي پرخاشگرانه و لجوجانه، پسرفت به رفتارهاي مراحل اولیه رشد مانند مکیدن انگشت و عدم تمایل براي شرکت در فعالیت هاي خانوادگی یا مشارکت در مدرسه از شايعترين علائم رواني استرس است.دكتر وارث وزيريان براي جلوگيري از استرس در كودكان به والدين توصيه كرد: والدين با فراهم كردن محیط امن، آشنا، پایدار و قابل اعتماد مي توانند تا حدودي از استرس فرزندانشان بكاهند.
وي تصريح كرد: ‌نوع برنامه هاي تلویزیونی که کودکان مي بينند نيز در استرس آنها تاثيرگذار است برنامه هاي تلويزيوني نباید سبب ترس و اضطراب در آنها شود همچنين بهتر است والدين زمان هایی را با کودک خود صرف كرده و به جاي تنبیه، آنها را تشویق و پاداش دهند. كارشناس اداره سلامت روان خاطرنشان كرد: والدين بايد بدون آنکه آنها را سرزنش کنند، به آنها گوش داده و  آنها را تشویق كرده تا درمورد نگرانی ها، ترس ها و دغدغه هایشان گفت وگو کنند.
دكتر وارث وزيريان در پاسخ به اين كه کودکان چگونه استرس خود را کاهش دهند، گفت: اگر کودکان بتوانند در خانواده به راحتی درباره نگرانی هایشان صحبت کنند، از میزان اضطرابشان کاسته خواهد شد کودکان بايد تشویق شوند تا در مورد احساسات خود با والدين گفت وگو کرده تا راه حل هایی براي مشکلاتشان پیدا کنند.

منبع : وب دا

بسیاری از روان‌پزشکان معتقدند تمايلات جنسي از بدو تولد شروع مي‌شود و مکيدن پستان مادر را نيز جزو تجارب جنسي محسوب مي‌کنند. در برخي تحقيقات نيز توانايي ارگاسم در نوزادان پسر پنج ماهه و نوزادان دختر 9 ماهه گزارش شده است. اين تحقيقات به اين نکته اشاره کرده‌اند که مراحل ارگاسم در نوزادان پسر دقيقا مانند مردان بالغ است، منهاي توانايي انزال...

در اين دوره لازم است والدين و مراقبان کودک به نکات اساسي زير توجه نمايند:

- از هرگونه لمس و نوازش اندام تناسلي کودک خودداري نماييد.

- تماس دست با اندام تناسلي کودک و شيرخوار در هنگام تعويض پوشک يا شستشو و حتي حين حمام کردن او را به حداقل برسانيد.

- از انجام روابط زناشويي درساعات بيداري کودک و شيرخوار اجتناب کنيد که اين مساله در تعاليم ديني نيز به صورت ويژه مورد توجه قرار دارد و به آن تاکيد شده است.

در دوران خردسالي، تفاوت‌هاي کودکان از نظر جنسيتي بارزتر شده و نسبت به بازي‌هاي پسرانه يا دخترانه نمود پيدا مي‌کند. با شروع به رشد ذهني و عقلي، کودک به مرور نام نقاط مختلف بدن خود را ياد مي‌گيرد که لازم است در اين دوران آموختن صحيح اسامي اعضاي تناسلي توسط والدين به تنهايي يا به کمک مشاوران به جاي اسامي نامانوس مورد توجه و اهميت ويژه قرار گيرد.

به مرور با رشد کودک و آشنايي با محيط پيرامون و شناخت بيشتر نقاط مختلف بدن کودک درمي‌يابد که لمس برخي نقاط بدن براي وي خوشايند است. برخي از کودکان در اين دوران ممکن است به اين لمس ادامه داده و حالت خودارضايي به خود بگيرند که حرکاتي مانند خوابيدن مکرر بر روي شکم و مالش خود به اشياء يا زمين يا اسباب‌بازي‌ها و عروسک‌ها فرآيندي معمولي و گذرا تلقي مي‌شوند.
توجه والدين به اين موارد و جدا کردن اين موارد از ساير مواردي که عوامل گوناگون از جمله عفونت‌هاي ادراري و مشکلات تناسلي و پوستي موجب تحريک دستگاه تناسلي کودکان مي‌گردد، بسيار مهم تلقي مي‌شود.

هرچند سوالات بسياري در مورد علل اين رفتار کودکان همچنان بي‌پاسخ مانده ولي مسلم است که اين پديده در اين سنين موقت است و نياز به اقدام خاصي ندارد. هرچند لازم است زمينه‌هاي مذهبي و فرهنگي خانواده مورد توجه قرار گيرد ولي والدين بايد از رفتارهاي خشن و ترساننده در اين مورد بپرهيزند زيرا ممکن است کودک را به ساير فعاليت‌هاي مضر وادار کند. به زبان کودکانه بايد به وي آموخت که اين رفتار مورد پسند نبوده و نبايد به تکرار آن اقدام کند. اين مساله بايد در محيطي آرام و بدون ترس به کودک منتقل شود.

مشغول کردن کودک به ساير فعاليت‌ها و منحرف کردن حواس بچه‌ از اين رفتار و ايجاد زمينه‌ براي ساير فعاليت‌هاي مفيد مي‌تواند در ترک اين عادت در کودکان مفيد فايده باشد. با این حال در صورتی که در کودکان به نوعی متوجه خودارضائی شدید حتماً با روانپزشک مشورت نمائید.

دکتر محمد والی پور – متخصص روانپزشکی

والدین نقش با نفوذ و تاثیرگزاری در تشویق و ساخت اعتماد به نفس در کودکان شان دارند. در حقیقت اعتماد به نفس یک رفتار بسیار مهم است که یک کودک ممکن است در خود رشد بدهد. عزت نفس بالا به شخص اجازه می دهد تا اهداف بالایی را پایه ریزی کرده، خاطرات لازم برای موفقیت و انجام آنها را به جان خریده، در تلاش به سمت اهداف حتی در رویارویی با موانع اصرار ورزد.
اعتماد به نفس زمانی شروع به شکل گیری می کند که والدین احساسات فرزندان شان را بپذیرند و برعکس خجالت و شرمندگی زمانی شروع می شود که والدین احساسات آنها را غیرقابل قبول دریابند. این مسئله حائز اهمیت است که والدین مراقب باشند تا  احساسات فرزندان شان را از بین نبرند.
برای کودکی که بیماری مزمن مثل صرع دارد، شکل گیری اعتماد به نفس ممکن است چالش بزرگتری باشد. مدت ها فرزند شما ممکن است به علت غیرقابل پیش بینی بودن تشنج با احساس خود کم بینی و افزایش اضطراب و عدم کنترل در جدال باشد.
درست زمانی که والدین، نگرانی های بی شماری درباره تشنج های کودکشان دارند ممکن است کودک نیز با احساساتی مثل ترس، پریشانی، عصبانیت و اضطراب باشند و ممکن است از لحاظ تداوم و شدت در نوسان باشند. تفکر در مورد این که کی تشنج اتفاق خواهد افتاد، ترس از مرگ، ترس از آزمایشات پزشکی، ترس از سر به سر گذاشتن بچه های دیگر، احساسات رایجی هستند که ممکن است بعضی از کودکان را، حتی تا بزرگسالی همراهی کنند.
به احتمالی قوی کودک شما نیاز به مبارزه با عقاید اجتماعی و رفتارهای کلیشه ای درباره صرع خواهد داشت. آموختن چگونگی فائق آمدن با این رفتارهای کلیشه ای یکی از مهم ترین دغدغه ها در زندگی کودک می تواند باشد. صرع در نگاه دیگران غالبا فقط یک بیماری است. تجهیز کردن کودک با اطلاعات صحیح و جواب هایی که پاسخگویی سوالات عموم باشد بی اندازه کمک کننده خواهد بود.

اگر والدین با اختلال تشنجی کودکشان راحت کنار بیایند، باعث خواهد شد کودکان نیز با این اختلال خیلی راحت برخورد کنند، ولی اگر والدین به خاطر تشنج کودکشان شرمنده یا نگران باشند در نتیجه کودکشان نیز این چنین احساسی خواهد داشت. پرورش خودباوری، اعتماد به نفس و ارزش به خود، در آماده کردن کودک برای مقابله با احساساتش و نگرش دیگران کمک خواهد کرد.

سهیم کردن کودکان در اطلاعات راجع به صرع با عباراتی که کودک قادر به فهم آنها باشد در برطرف کردن ابهاماتی که در حاشیه تشنج وجود دارد، بسیار موثر خواهد بود. هر قدر فهم کودک از صرع بیشتر باشد، پذیرش آن برای او آسان تر خواهد بود. والدین دریافته اند که پنهان کردن اطلاعات درباره صرع برای حمایت از کودک اصلا کارساز و موثر واقع نشده است. ذهن کودکان اغلب با اطلاعات نادرستی پر می شود که به نوبه خود نگرانی های بی پایه و اساس را به وجود می آورد. تصور نکنید چون کودک هیچ سوالی درباره صرع نمی کند لذا برای او مهم و نگران کننده نیست. تصویر ذهنی فرزند شما از خود تا حد زیادی متاثر از واکنش های خانواده، دوستان و متخصصان پزشکی درگیر با اوست. به عنوان یک والد وظیفه شماست که اطرافیان کودکتان را آموزش دهید. خانواده و دوستان را آکاه سازید که تشنج ها فقط یک انقطاع موقتی یا دنیای کودکتان است. این بسیار مهم است که دیگران بدانند کودک شما در نگاه اول یک کودک است که گاهی اوقات دچار تشنج می شود.

نکات زیر برخی ملاحظات خاص را برای والدین کودکان مبتلا به صرع یادآوری می کند:

- با کودکتان راجع به صرع صحبت کنید و آنها را برای داشتن نقش فعال در کنترل تشنج شان تشویق کنید.

- تلاش های کودکتان را برای یادگیری، جست و جو و امتحان تجربه های جدید برای گسترش حس اعتماد در مورد توانایی هایشان تشویق و حمایت کنید. با حس اصرار به حمایت افراطی از کودکتان مبارزه کنید. حمایت افراطی حاصل این پیغام برای کودکان است که او توانایی لازم را ندارد و نمی تواند مستقل باشد.

- توقعات واقع بینانه ای داشته باشد، مراقب باشید تا اهداف دست نیافتنی را در نظر نگیرید چرا که منجر به ناکامی و احساس شکست خواهد شد. همچنین مراقب باشید تا انتظارات پایین تری را که به عدم اعتماد در کودک منجر شود را در نظر نگیرید.

- احساسات نباید پنهان نگه داشته شوند. صراحت شما درباره احساسات، به همان شکل نیز در کودک شما پرورش می یابد. کودک شما سوالات و نگرانی هایی درباره سرع دارد.

- به افکار و عقاید کودکتان به دقت گوش کنید. کودکان نیازمند این هستند که بدانند آنچه می گویند مهم است شنیده شود و به آن ارزش داده شود.

- به این دلیل که کودک شما نگرانی هایی درباره متفاوت بودنش دارد بسیار مهم است تا حس تعلق او به خانواده را تقویت کنیم. هم چنین کمک کنیم راه هایی برای توضیح صرعش به دیگران پیدا کند.

- تشنج فقط یک جنبه از زندگی کودک شماست، سعی کنید توجه و تمرکزتان را به توانایی های کودک معطوف کنید.

- مطمئن شوید که کودک شما می دداند که تشنج تقصیر او نیست.

برادرها  خواهرها:

- زمانی که یک بیماری با شرایط ناسماعد بدنی، یکی از اعضای خانواده را مبتلا می سازد مثلا پدر یا بیماری قلبی، کودک با بیماری یا مادر با سردردهای میگرنی، کل خانواده از آن متاثر می شوند. با حضور هریک از این موقعیت ها جنبه های مختلف زندگی خانواده می تواند تغییر کند که این مسئله در مورد سرع نیز صدق می کند.

فقط آن کودک! نه!

- زمانی که در خانواده یک کودک تشنجی وجود دارد، برخی بی نظمی های مسلم در کنار کنترل تشنج به اجبار به وجود خواهد آمد. والدین ممکن است به مدرسه احضار شوند تا کودک را به علت تشنج تحویل گرفته و تحت مراقبت قرار دهند. بدین طریق همه کارهای روزانه خانواده و حتی برنامه های تفریحی به هم می خورد یا به تاخیر انداخته می شود و هم چنین برنامه های طرح ریزی شده سایر فرزندان خانواده نیز مختل می شوند. تشنج ذاتا غیرقابل پیش بینی است.

­­- هنگامی که خانواده برای گردش و تفریح برنامه ریزی می کند بسیار مفید است که یک برنامه پشتیبانی (در صورت بروز تشنج) را نیز طرح کند که موارد زیر را مورد بررسی قرار بدهد:

- چگونه خواهر و برادران کودک می توانند در طول تشنج یا بعد از آن کمک کنند.

- آیا کودک شما می تواند بعد از تشنج فعالیت هایش را دوباره از سر بگیرد.

- اگر نتواند دوباره فعالیت هایش را از سر بگیرد چه کسی بعد از تشنج از او مراقبت خواهد کرد. در حالی که سایر اعضای خانواده به سفرشان برای تفریح، مهمانی تولد، پیک نیک یا اردو ادامه می دهند.

- تحت چه شرایطی لازم است تا به گردش به طور زودهنگام پایان دهیم یا کلا آن را حذف کنیم.

نکاتی درباره سایر خواهران و برادران کودک مبتلا به صرع:

موقعی که شما یک کودک مبتلا به تشنج دارید باید به چیزهای زیادی توجه داشته و خودتان را برای آنها آماده کنید والدین در مورد احساسات سایر فرزندان شان که کنار گذاشته شده یا فراموش شده اند اظهار نگرانی می کنند. زیرا آنها در معرض خطر حس کنار گذاشته شدن، حسادت، یا احساس مسئولیت بیش از حد هستند.

در این قسمت برخی پیشنهادات معقول جهت کاهش تاثیر این خطرات، برای ولدین ارایه شده است.

- آگاه باشید که خواهر و برادران کودک مبتلا به تشنج ممکن است به خاطر ترس از ابتلا به صرع و باور کردن افسانه ها و سخن های کلیشه ای گفته شده توسط همکلاسی ها و مقابله با تمسخر و آزار و اذیت و بی توجهی دیگران، دوران سختی را گذرانده باشند. درک والدین و واکنش مناسب نسبت به تشنج کودکشان، الگوی خوبی را برای پیروی برای خواهر و برادرهای کودک مبتلا به تشنج فراهم می آورد.

- مدت زمانی را برای صحبت کردن با سایر فرزندانتان در مورد صرع بگذرانید. اگر خواهر و برادران کودک مبتلا به صرع کسی را برای صحبت کردن داشته باشند، می توان توانایی آنها را برای مقابله و کاهش ترسی که آنها از صرع برادر یا خواهرشان دارند، افزایش داد.

- برای گذراندن لحظه به لحظه وقتتان با خواهر و برادران کودک مبتلا به صرع برنامه ریزی کنید. کودکان دیگر از وقت اضافی که والدین با کودک مبتلا به صرع خود میگذرانند آگاهند و در نتیجه احساس کنار گذاشته شدن و بی توجهی می کنند.

- به آنها درباره چگونه توضیح دادن تشنج به دوستان شان اطلاعات لازم را بدهید.

- به کودک مصروع نیز همانند سایر کودکان اعضای خانواده وظایف و مسئولیت و امتیازاتی بدهید.

- به خاطر ترس از اینکه کودک تشنج خواهد کررد تسلیم نشوید. بعضی از کودکان ممکن است با کج خلقی احساس ترس از بروز تشنج را در والدین خود ایجاد کنند. با کودک مبتلا به صرع نیز همان گونه که با فرزندان دیگرتان برخورد می کنید رفتار نمایید.

- محدودیت هایی برای فرصت های بازی بین کودک مبتلا به صرع و دیگر فرزندان قائل نشوید. هرنوع احتیاطی در مورد خواهر و برادران کودک مبتلا به صرع معمولا برای وی نیز به کار گرفته می شود. به عنوان مثال هیچ کودکی نباید تنها شنا کند (شما باید از قبل در مورد رعایت هر نوع احتیاط خاص با پزشک معالج کودک صحبت کنید).

- خواهر و برادران کودک مبتلا به صرع همچنین بخشی از فرآیند اجتماعی کردن کودک مصروع هستند. انواع کارهایی را که خواهر و برادران با همدیگر انجام میدهند و برای کودک مصروع نیز یک تجربه طبیعی محسوب می شود، فراهم کنید. این کار به خصوص برای رشد مهارت های اجتماعی کودک بسیار مهم است. خواهر و برادرها ممکن است در خانه یا در خانه همسایه با کودکان دیگر بازی کنند یا با یکدیگر دعوا کنند. باید به خاطر داشته باشیم که این کار کاملا طبیعی است و نباید از خواهر و برادرهای کودک مبتلا به صرع بخواهیم تا با خواهر یا برادر مبتلا به صرع شان به خاطر داشتن تشنج به طور متفاوت رفتار کنند. رفتار به خصوص یا متفاوت با یک از کودکان در خانواده می تواند باعث رنجش سایر خواهر و برادران اعضای خانواده شود.

خواهر و برادران به عنوان کمک کننده کودک مبتلا به صرع:

- یادآوری این نکته حائز اهمیت است که خواهر و برادران کودک مبتلا به صرع نقش مهمی در زندگی وی بازی می کنند. خواهر و برادرانی که تشنج را به طور کامل می فهمند و هیچ ترسی از آن ندارند غالبا می توانند با اطمینان از این که در هنگام بروز تشنج واکنش افراطی از خود نشان نداده و از طریق اطلاع به فرد مشخصی که به کودک در حال تشنج یاری برساند، نقش مفید و موثری را ایفا کنند.

- درگیر کردن خواهر و برادران کودک مبتلا به صرع در مراقبت از او می تواند به آنها حس مفید بودن داده و همچنین به شما به عنوان والدین، کمک خوشایندی خواهد بود. یادآوری این نکته مهمه است که دادن بار مسئولیت، نظارت و مراقبت از کودک مبتلا به صرع، به خواهر و برادران او اصلا توصیه نمی شود. این کار باعث می شود تا در واقع آنها نقش والدین پیدا کنند و مسئولیت خیلی زیادی را به آنها تحمیل کند. خواهر و برادران فقط نیاز دارند تا احساس مفید بودن و کمک حال بودن داشته باشند نه احساس مسئولیت به تمام معنی.

برگرفته از کتاب صرع و کودک شما

صفحه3 از3