کودکان و کنجکاویهای جنسی

کودکان از حدود سن 2سالگی جنسیت خودراشناخته ومیتوانند بوضوح تشخیص دهند که دختر یا ﭘسر هستند.از سن 5سالگی کودک متوجه این مساله می شود که جنسیت او بعنوان یک دختر یا ﭘسرثابت وتا همیشه غیرقابل تغییر است واین ان چیزی است که تحت عنوان تثبیت جنسی یاثبات جنسیت از ان نام برده می شود.

در همین محدوده سنی ( 5-3سالگی ) است که دوره ادیبال کودک شکل میگیرد دوره ای که درآن رفتارهایی ازکودک بروز می کند که بیشتر جنبه جنسی دارد.در ایندوره کودک ممکن است نسبت به والد همجنس خود حالتی متخاصم و برعکس نسبت به والد غیر همجنس خودحالتی اغواگرانه داشته باشدکه همه این رفتارها دراین حیطه سنی کاملا نرمال و جزئی از سیر رشد جنسی کودک است.همچنین است که وی نسبت به مسایلی همچون نحوه حاملگی. تولد نوزاد ومرگ ونیز تفاوتهای ساختمانی ناحیه تناسلی وسایر نواحی خصوصی بدن بین دو جنس کنجکاو می شود.

زمانیکه کودکان دنیای بیرون خودراکشف می کنند نسبت به اعضای خصوصی بدن همجنس خود وجنس مخالف نیز طبیعتا کنجکاو می شوند.اگر کودکی خواهر یابرادر نداشته باشدیادرروند زندگی خانوادگی فرصت دیدن اندام برهنه جنس مخالف رانداشته باشداین کنجکاوی دروی تشدید می شود.این کنجکاوی جنسی در کودکان طبیعی است ودر این زمان است که والدین متوجه این مساله میشوند که بایدحدودی رابرای رفتارهای فرزند خودتعیین کنندتاوی بداندکه از نظراجتماعی کدامیک ازرفتارهای وی درخصوص مسایل جنسی قابل قبول است.

به این منظور کودکان دربازیهای عادی خود ازفرصت استفاده کرده وخودرا بنوعی به کودکان همجنس یاغیر همجنس خودنزدیک میکنند تاشکل بدن انها راکشف کنندکه معمولترین بازی دراین راستا دکتربازی کردن بچه هاست.چراکه بیشتر کودکان این تجربه رادارند که وقتی نزد بزشک می روند انها رامعاینه میکندوقسمتهای مختلف بدنشان رامیبیند ولمس میکند.

نکته مهمی که والدین باید ازآن اگاه باشند ان است که کودکان از سرکنجکاوی دست به بازیهای جنسی میزنندواین امری طبیعی است.اگردیدید فرزندتان درحضور کودک دیگری برهنه شده است دراین زمان عکس العمل شما بسیارمهم است وبراحساسی که فرزندتان در آینده نسبت به بدن خود واعضای خصوصی ان بیدا خواهدکرد تاثیربسیار شگرفی خواهد گذاشت. دراین موارد خونسردی خود را کاملا حفظ کرده و هول نشوید. نه اوراسرزنش و نه تنبیه کنید.مهمترین کاری که باید بکنید این است که برای رفتارجنسی مناسب وی در آینده حدومرزی تعیین کنید.

موضوع مهم دیگری که باید به ان ﭘرداخته شود مساله حساس تعیین حدومرز جنسی برای کودکان است.بعنوان مثال اگر شما متوجه شوید که ﭘسر 5ساله شما که با همبازی خوددراتاق مشغول بازی است بیش از حد ساکت هستندهنگامی که وارد اتاقشان میشوید میبینید که ازکمر به ﭘایین برهنه شده اند چه عکس العملی از خود نشان میدهید؟

اکثروالدین ممکن است درچنین موقعی احساس تنش کنند ولی اگر از قبل خود را اماده کرده باشید میتوانید لااقل ارامش ظاهری خودرا حفظ  کنید .هرگز سرکودک داد نزنید و او را سرزنش نکنید بلکه در این زمان است که باید برای انها در خانه حد و مرز تعیین  بدن شما خصوصی است وکنید. مثلا با گفتن این جمله که: " لباسهایتان را بپوشید  نباید درخانه کس دیگری لباست را دربیاوری . بیایید یک سرگرمی برایتان ﭘیدا کنم".

خانواده ها میتوانند ازچنین موقعیتهایی برای اموزش فرزندان خود استفاده کنند. حد و حدود مورد قبول جنسی را برای فرزندتان توضیح دهید ولی او را با توضیحات اضافه گیج و متحیر نکنید تا دچار احساس گناه نشود واعتمادش را نسبت به شما ازدست ندهد .اگر دیدید که بچه ها بازهم به دکتر بازی خود ادامه میدهند شاید نشانه این باشد که کنجکاویشان هنوزارضا نشده است.

فرصتی را برایش بگذارید و اطلاعات اساسی را با  او مرور کنید. با او درباره شکل بدن صحبت کنید و اعضای مختلف بدن را یک به یک برای او نام ببرید. اغلب بچه های این گروه سنی با این توضیحات راضی میشوند اما اگر فرزندتان باز هم سوالی داشت به او بی درنگ ﭘاسخ دهید. هرگز ﭘاسخ خودرا به تاخیر نیاندازید .در مواردی مانند مثال بالا معمولا توصیه میکنیم که گزارش انچه اتفاق افتاده را به مادر کودک دیگر بگویید. امید است که ان ﭘدر ومادر نیزمثل شما عمل کنند.

سوال مهم دیگری که مطرح است ان است که در چه موارد  و زمانهایی است که باید نسبت به چنین مسایلی همچون مثال فوق نگران شویم؟ 
اگر کودکی برخلاف میل خود و به اجبار در چنین موقعیتی قرار گرفته باشد
 اگر فاصله سنی بین بچه هایی که با هم برهنه شده اند بیش ازچهارتا ﭘنج سال باشد چرا که درچنین شرایطی بچه بزرگتر میتواند باقدرت بیشترخود از بچه کوچکترسوءاستفاده کند
واگر احساس میکنید که کودک شما گوشه گیرشده و یا زیاد گریه می کند و یا رفتارش بعد از این اتفاق بطور چشمگیری عوض شده است.
درچنین مواردی ممکن است به کمک تخصصی نیاز داشته باشید تا بتوانید احساسات خود و کودکتان را بررسی کنید.

اگر بعد از چنین حادثه ای کودک شما نخواهد به حرف شما گوش دهد و یا نسبت به حرف زدن با شما بی میل باشد چه باید کرد؟

ممکن است روحیه فرزند شما بسیار حساس بوده ونخواهد درباره چنین حوادثی با شما صحبت کند. این مساله کاملا طبیعی است که کودکان زمانی که می خواهند درمورد موضوعات با محتوای جنسی صحبت کنند خجالت بکشند. بویژه اگر احساس کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. دربرخی موارد کودک ممکن است بلد نباشد چگونه سردرگمی خود ناشی ازچنین موضوعاتی را از طریق کلامی بازگو کند.

به احساسات شکننده فرزند خود احترام بگذارید و این را بدانید که چه به شما توجه نشان دهد چه نشان ندهد نقش شما این است که حتما اطلاعات مربوط را در اختیار او قرار بدهید. اگر از گوش دادن به شما امتناع میکند یا  از پیش شما می رود به او بگویید برایش کتابی می گذارید که اگر خواست می تواند به آن نگاهی بیاندازد. کودکان بزرگتر بیشتر این روش را می ﭙسندند مخصوصا وقتی میخواهید درباره جنس مخالف به آنها اموزش دهید. به فرزندتان فرصت دهید و فضای خصوصی لازم را در اختیار او قرار دهید تا بتواند این اطلاعات را هضم کند. بعد از چند روز با لحنی جدی ببرسید که آیا به کتاب و اطلاعاتی که در اختیارش قرارداده اید نگاه کرده و آیا سوالی دارد ؟

نکته مهم دیگری که باید در خاتمه این بحث به آن ﭘرداخت اینست که کودکان همانند بالغین موجودات جنسی اند ولی هنوز مانند آنها ظرفیت درک پیچیدگی مسایل جنسی و بیان احساسات شدید جنسی را  ندارند و ممکن است از دیدن بدن برهنه افراد بالغ چه همجنس و چه جنس مخالف به هیجان بیایند یا سردرگم شوند . لذا توجه به این نکته ضروریست که اگر با کودک جنس مخالف خودتان حمام می کنید  و او انقدر به بدن برهنه شما خیره شده که احساس ناراحتی میکنید وقت آن رسیده که هردو حدود خود راحفظ کنید و شایسته است که بدن خود را بپوشانید.

ما با اینکار به فرزاندانمان می آموزیم که چگونه رفتار کنند و حد و مرز خود را به انها نشان می دهیم. ﭙوشاندن بدن نشانه احترامی است که برای بدن خود قائل هستیم. همانطور که کودکان از والدین خود می اموزند والدین نیز باید به نشانه های فرزندان خود توجه کنند و در مقابل نیاز انها برای داشتن فضای خصوصی ﭙاسخ مناسبی از خود نشان دهند.

دکتر محمدرضا صدرعاملی، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان
مجله پزشکی مادر

خود آزاری کودکان پاسخی است به زورگویی در مدرسه

نتایج یک نظرسنجی گسترده نشان می‌دهد خودآزاری کودکان و نوجوانان پاسخی است به اضطراب‌های ناشی از قربانی زورگویی و قلدری شدن در مدرسه. یافته‌های این نظرسنجی که نتایج آن روز پنجشنبه (۲۷ فوریه - هشتم اسفند) منتشر شده نشان می‌دهد قربانی زورگویی و قلدری شدن در مدرسه نخستین علت آسیب رساندن دانش آموزان به خود بوده است.

در این نظرسنجی اینترنتی که توسط چهار سازمان غیردولتی فعال در زمینه خودآزاری در بریتانیا صورت گرفته است، حدود ۴۰۰۰ جوان زیر ۲۵ سال که تجربه خودآزاری داشته اند شرکت کردند.

کارشناسان همچنین فرآیند بزرگ شدن و چالش‌های گذار از دوران کودکی به بزرگسالی را از عوامل زمینه‌ساز خودآزاری می‌دانند.

راشل ولچ، از موسسه سِلف‌هارم که یکی از چهار نهاد مجری این نظرسنجی بود می‌گوید: "خودآزاری بیانگر آن چیزی است که در درون فرد می‌گذرد، خودآزاری خودش یک مشکل نیست، بلکه پاسخ یا بیان آن احساسات دشواری است که فرد با آن دست به گریبان است."

خانم ولچ همچنین تاکید کرده که: "ما (والدین و مربیان) بیشتر بر آن رفتاری که از کودکان سر می‌زند متمرکز شده‌ایم؛ مثل این که آنها خود را می‌سوزانند یا خودزنی می‌کنند و فراموش کرده‌ایم به عامل زمینه‌ساز چنین رفتاری (قربانی زورگویی و قلدری شدن) توجه کنیم."

به گفته این فعال مقابله با خودآزاری کودکان "زورگویی و قلدری چیزی نیست که کودکان با فرار به تختخواب بتوانند آن را فراموش کنند. اکنون با همگانی شدن تلفن‌های هوشمند و کامپیوترهای دستی، کودکان در حقیقت هیچ‌گاه تنها نیستند."

'درد جسمی بهتر از درد روحی'

کِلویی، دختر شانزده ساله بریتانیایی که از سن چهارده سالگی هفت روز هفته به خود آزار می‌رسانده به برگزارکنندگان این نظرسنجی گفته: "شما به نقطه ای می‌رسید که به خود می‌گویید 'این طوری نمی‌شود، دیگر باید یک کاری بکنم'."

"آن وقت است که فکر می‌کنید اگر آنها توانسته‌اند از درون مرا زخمی کنند، خب من هم از بیرون به خودم آسیب می‌رسانم. هر چه باشد، تحمل زخم جسمی راحت‌تر از تحمل زخم روحی است."

کلویی که به مدت ۱۸ ماه هر روز به خودش آسیب می‌رسانده اکنون از خدمات یک انجمن مبارزه با خودآزاری استفاده می‌کند.

در سالهای اخیر، گزارش‌های متعددی از افزایش خودآزاری در میان کودکان و نوجوانان بریتانیایی منتشر شده است.

دکتر آلیس کل‌کینگ، روانپزشک، می‌گوید "تردیدی وجود ندارد که خودآزاری کودکان در حال افزایش است."

اشاره خانم کل‌کینگ به آماری است که اخیرا سازمان بهداشت بریتانیا منتشر کرده و در آن اعلام شده است تعداد کودکان پذیرش شده در بیمارستان‌ها به علت خودآزاری در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۱ درصد نسبت به سال پیش از آن افزایش داشته است.

تحقیقات در بریتانیا پیش‌بینی می‌کنند که احتمال خودکشی در میان کسانی که به علت خودآزاری به بیمارستان‌ها مراجعه کرده اند، ۱۰۰ برابر بیشتر از افراد دیگر است.

منبع: بی بی سی

 

حسادت‌ های کودکانه را چگونه مدیریت کنیم؟

حسادت در نهاد انسان ریشه دارد و پدر و مادر باید از دوران کودکی این صفت را در فرزندان خویش کنترل کنند. اگر شما در خانواده خویش بیش از یک کودک دارید، می‌دانید برقرار کردن ارتباط دوستانه میان آنها چقدر دشوار است؛ زیرا بچه‌ها یک لحظه با هم دوست هستند و بازی می‌کنند و لحظه‌ای بعد با هم دست به یقه می‌شوند و دعوا می‌کنند. در این صورت پدر و مادر آگاه می‌دانند چه زمانی و چگونه با پا در میانی، اختلاف‌ها و بگو و مگوهای میان بچه‌ها را حل و فصل و ارتباط دوستانه‌ای میان آنها بر قرار کنند.

بنابراین فکر کنید چگونه می‌توانید این صفت زشت را در کودکان خویش کنترل و از بین ببرید؛ چرا که گفتار و رفتار نادرست پدر و مادر می‌تواند، حسادت میان خواهر و برادر را بیشتر کند و در صورت عکس‌العمل درست می‌توانند ریشه‌هایش را بخشکانند.

دلایل حسادت میان خواهر و برادر

حسادت میان خواهر و برادر گاهی به دلیل جلب توجه و محبت پدر و مادر است، زیرا هر کودکی دوست دارد تنها محبوب پدر و مادر باشد و کسی جز او در دل آنها راه نداشته باشد. حسادت خواهر و برادر به این شکل است که یکدیگر را اذیت می‌کنند، کتک‌کاری می‌کنند، جنگ و دعوا راه می‌اندازند و با هم بگو و مگو می‌کنند، البته بعضی وقت‌ها هم، علت این گونه رفتارها پس از به دنیا آمدن کودک جدید در خانواده رخ می‌دهد.

بویژه زمانی که کودک ببیند پدر و مادرش بیش از حد به خواهر یا برادر کوچکش اظهار محبت می‌کنند، اما کودک باید کم‌کم این موضوع را بپذیرد که نمی‌تواند تنها محبوب پدر و مادرش باشد، زیرا خواهر و برادر او هم به محبت پدر و مادر احتیاج دارند. پدر و مادر هم می‌توانند با رفتار و گفتار عادلانه خویش، کودک را برای آمدن خواهر یا برادر جدیدش آماده کنند.

عوامل اثرگذار بر کم‌شدن حسادت میان کودکان

حسادت میان خواهر و برادر کاملا طبیعی است، اما عواملی مثل سن، جنس، ویژگی‌ها و خصوصیات فردی، بزرگ‌تر یا کوچک‌تر بودن خواهر و برادر نسبت به یکدیگر، خانواده پرجمعیت یا کم‌جمعیت و محیط خانواده، عواملی هستند که می‌توانند بر کم‌شدن حسادت میان بچه‌ها تاثیرگذار باشند. برای مثال:

در خانواده‌ای که فاصله سنی بین بچه‌ها کم است، ممکن است نسبت به خانواده‌ای که فاصله سنی فرزندانشان زیاد است، کودکان بیشتر با هم جنگ، دعوا یا حسادت کنند.

کودکانی که همجنس هستند، بیشتر با یکدیگر دوست هستند، با هم بازی می‌کنند، با همدیگر صحبت می‌کنند، خلاصه رابطه دوستانه‌ای با یکدیگر دارند و کمتر پیش می‌آید با یکدیگر دعوا، بگو و مگو یا حسادت کنند.

ممکن است بچه‌های وسط نسبت به خواهر و برادر بزرگ‌تر یا کوچک‌تر خود، کمتر مورد توجه پدر و مادر قرار بگیرند یا امکاناتی را که خواهر و برادر بزرگ‌تر یا کوچک‌تر دارند، آنها نداشته باشند؛ اما با وجود این بچه‌های وسط خیلی به خواهر و برادر خویش حسادت نمی‌کنند و بیشتر به همسالان خود می‌پیوندند.

بچه‌هایی که پدر و مادرشان از هم جدا شده‌اند، به دلیل ضربه روحی که به آنها وارد شده بیشتر احتیاج به محبت و توجه پدر یا مادری که اکنون با او زندگی می‌کنند، دارند. بنابراین آنها ممکن است تلاش بیشتری برای جلب توجه پدر یا مادر کنند، بویژه اگر خواهر و برادر دیگری هم داشته باشند که با آنها زندگی می‌کنند، اما این تلاش برای جلب توجه پدر یا مادر خیلی از روی حسادت نیست.

هنگامی که بچه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، ممکن است حسادت آنها به صورت دیگری بروز کند مثلا زمانی که بچه‌ها کوچک‌تر هستند حسادت بین آنها به صورت فیزیکی بروز می‌کند؛ یعنی جنگ، دعوا و کتک‌کاری، اما زمانی که بزرگ تر می‌شوند حسادت در آنها به صورت کلامی ظاهر می‌شود، یعنی بگو و مگو و جر و بحث. البته این بگو و مگوها بیشتر بین سنین هشت تا 12 سال رخ می‌دهد. زمانی هم که به سن جوانی می‌رسند بیشتر می‌خواهند مستقل باشند، هر چند آنها ممکن است به دلیل درس و کار و فعالیت‌های اجتماعی، زمان کمتری را در کنار اعضای خانواده بویژه خواهر و برادر کوچک‌تر خود باشند. با وجود این کمتر پیش می‌آید با خواهر و برادر کوچک‌تر خود دعوا جر و بحث کنند یا به آنها حسادت کنند.

راهکارهای ساده، اما مهم

همه خواهر و برادرها با هم دعوا، بگو و مگو و پشت سر هم بدگویی می‌کنند، همدیگر را مسخره می‌کنند، اذیت می‌کنند و... اما راه‌های ساده‌ای وجود دارد که می‌توان از حسادت میان آنها جلوگیری کرد.

1- به نیازها و علایق کودک توجه کنید

هر کودک نسبت به سن و جنس خویش نیازها و احتیاج‌های خاصی دارد که پدر و مادر باید به نیازها و احتیاج‌های فرزندان خود توجه داشته باشند. اگر دیدید یکی از فرزندان‌تان رفتارش تغییر کرده و نسبت به خواهر و برادرش حسادت می‌کند، ممکن است دلیل این رفتارها به‌خاطر اعمال و رفتار نامناسب شما باشد. پدر و مادر باید نسبت به فرزندان‌شان رفتار عادلانه‌ای داشته باشند و نیز به علایق و نیازهای شخصی کودک توجه کنند.

متاسفانه برخی پدرها و مادرها به نیازها و حتی به علایق شخصی کودکان اهمیتی نمی‌دهند. اگر بخواهند هدیه‌ای برای بچه‌ها تهیه کنند همه را یک‌شکل و یکرنگ تهیه می‌کنند که مبادا بچه‌ها با هم دعوا یا حسادت کنند؛ بنابراین پدر و مادر آگاه سعی می‌کنند ابتدا نیازها و احتیاج‌ها و نیز علایق شخصی فرزندان خویش را بشناسند بعد با توجه به شناختی که پیدا کرده‌اند، هدیه مناسبی برای هر یک از فرزندان خویش بخرند یا این که همه بچه‌ها را در یک کلاس ورزشی یا هنری... ثبت‌نام می‌کنند بهتر است توجه کنند که هر‌یک از بچه‌ها به چه کلاسی علاقه‌مند هستند. خلاصه به کودکان‌تان نشان دهید چقدر به نیازها و علایق شخصی هر یک از آنها اهمیت می‌دهید.

2- هرگز کودکان را با یکدیگر مقایسه نکنید

مقایسه‌کردن کودکان با یکدیگر، تعریف و تمجید‌کردن از آنها و به رخ کشیدن خوبی‌های هر یک بر دیگری از عوامل مهم حسادت است که پدر و مادر باید بشدت از آن دوری کنند؛ چرا که بچه‌ها به لحاظ روحی و روانی صدمه می‌بینند و اعتماد به نفس‌شان را از دست می‌دهند.

البته همه فرزندان یکسان نیستند، در میان آنها دختر و پسر با استعداد و بی‌استعداد، خوش اخلاق و بد اخلاق، زشت و زیبا... هست، ممکن است پدر و مادر قلبا یکی را بیشتر از دیگری دوست داشته باشد، اما نباید به گونه‌ای رفتار کنند که بچه‌ها متوجه علاقه و اظهار محبت شما به دیگری بشوند.

سعی کنید در رفتار، گفتار و اظهار محبت، کاملا بین آنها مساوات را رعایت کنید.

اگر هم می‌خواهید یکی از فرزندانتان را به دلیل کار و مهارتش تشویق کنید، بهتر است یا جلوی بچه‌های دیگر نباشد یا با لحنی او را تشویق کنید که بچه‌های دیگر احساس نکنند، مهارت خواهر یا برادرش را به رخ آنها می‌کشید. همیشه سعی کنید به گونه‌ای رفتار کنید که بچه‌ها به یکدیگر حسادت نکنند.

3- مراقب رفتار خود باشید

پدر و مادر با گفتار و رفتارشان می‌توانند حسادت میان خواهر و برادر را بیشتر کنند یا با رفتاری کاملا درست ریشه‌های حسادت را از بین ببرند برای این که کودکان خیلی حساس هستند و همه رفتارها و گفتارهای شما را می‌بینند و نیز می‌دانند چه رفتارهایی معقول است و چه رفتارهایی غیرمعقول؛ بنابراین اگر دیدید فرزندتان بد رفتاری می‌کند و خواهر و برادرش را اذیت می‌کند، ببینید چگونه رفتار کرده‌اید که حسادت فرزندتان تحریک شده است.

4- هرگز کودکان را دعوا نکنید

فرزندان‌تان را تشویق کنید تا درباره اختلاف‌نظرهایشان و این که بر سر چه مساله‌ای بگو و مگو دارند، با هم صحبت کنند و خودشان مشکل را بر طرف کنند. اگر هم بچه‌ها کوچک هستند با آنها همفکری کنید تا علت جنگ و دعواهایشان را متوجه بشوند. هر گاه یکی از بچه‌ها خواست از خواهر و برادرش بدگویی کند، اجازه ندهید.

این نکته خیلی مهم است که هرگز از کودکی طرفداری نکنید، چرا که باعث حسادت و کینه‌توزی میان کودکان می‌شود؛ اگر خواستید یکی از فرزندانتان را تنبیه کنید، توجه داشته باشید:

الف ـ در حضور کسی نباشد بویژه در حضور خواهر و برادرش؛ زیرا احساس حقارت می‌کند و خجالت می‌کشد.

ب ـ شما نباید کودک را دعوا کنید یا کتک بزنید یا با او بگو و مگو و جر و بحث کنید. بلکه باید با صبر و آرامش در گوشه‌ای به دور از همه با او صحبت کنید.

شوربختانه برخی والدین به فرزندان خویش لقب می‌دهند، مثلا می‌گویند: تنبل‌خانم و... و به طور پیوسته در حضور دیگران این لقب را تکرار می‌کنند. در این صورت خواهر، برادر و دیگران هم جرأت پیدا می‌کنند و او را تنبل‌خانم صدا می‌زنند. در این صورت حسادت و کینه‌توزی بین بچه‌ها به اوج می‌رسد یا این‌که فرزند خود را مدام جلوی دیگران سرزنش می‌کنند. سعی کنید به فرزندانتان احترام بگذارید و هرگز آنها را سرزنش نکنید، بلکه با آنها صحبت کنید و دلیل رفتارشان را جویا شوید.

5- مشکلات کودکان را برطرف کنید

اگر فرزندانتان نمی‌توانند جنگ، بگو و مگو و نیز اختلاف‌نظرهایشان را با یکدیگر حل کنند و بنا به عادت با هم دعوا و بگو و مگو می‌کنند، شما پدر و مادر آگاه و باتدبیر باید به آنها کمک کنید تا بتوانند با همفکری شما راه‌حل خوب برای برطرف‌کردن مشکل‌هایشان پیدا کنند. البته مراقب رفتار و گفتارتان باشید به طوری که بچه‌ها احساس نکنند بین او، خواهر و برادرش فرق گذاشته‌اید.

6- حرف‌های کودکان را بشنوید

جر و بحث و بگو و مگو بین هر خواهر و برادری پیش می‌آید و گاهی از دست یکدیگر ناراحت می‌شوند. شما پدر و مادر آگاه باید اجازه بدهید تا بچه‌ها درباره موضوعی که ناراحت‌شان کرده با شما صحبت کنند و ناراحتی خود را نشان بدهند که چه موضوعی باعث شده تا او از دست خواهر یا برادرش ناراحت شود. سعی کنید ناراحتی او را درک کنید و خوب به حرف‌هایش گوش بدهید.

همچنین از خاطرات دوران کودکی و دعواها و بگو و مگوهایی که با خواهر و برادر خود داشته‌اید، برایش تعریف کنید. این که بر سر چه مسائلی با آنها دعوا می‌کردید. به او بگوییددعوا و بگو و مگو بین هر خواهر و برادری پیش می‌آید و امری کاملا طبیعی است هیچ مشکلی نیست که قابل حل نباشد؛ البته نحوه گفتار و رفتار شما با کودکان خیلی مهم و تاثیرگذار است.

7- کودکان را تشویق کنید

وقتی می‌بینید بچه‌ها با هم بازی می‌کنند و شاد هستند، آنها را تحسین کنید؛ البته تحسین‌کردن بچه‌ها خوب است، اما باید به طور پیوسته و همیشگی باشد.

8- اظهار محبت را فراموش نکنید

کودکان به محبت پدر و مادر احتیاج دارند؛ البته محبتی که آثارش در رفتار و گفتارتان نمودار باشد. بچه‌ها دوست دارند زمان بیشتری را در کنار والدین خود سپری کنند. حتی دوست دارند با آنها بازی کنند؛ بنابراین سعی کنید برای هر یک از فرزندان‌تان وقت بگذارید، با هر یک از آنها صحبت و بازی کنید. این گونه بچه‌ها متوجه می‌شوند که شما چقدر آنها را دوست دارید و به آنها اهمیت می‌دهید. آن وقت با شما احساس صمیمیت می‌کنند و درباره مشکلات و اتفاقاتی که برایشان پیش می‌آید با شما صحبت می‌کنند.

پس به هر یک از فرزندانتان نشان بدهید که چقدر دوست‌شان دارید. پدر و مادر با رفتار و گفتار خود می‌توانند حسادت میان کودکان را بیشتر کنند و ریشه‌هایش را بخشکانند و از بین ببرند.

منبع: مجله چهاردیواری

نقش بازی در آینده کودک

بچه‌ها از بازی كردن لذت می‌برند. بازی روشی است برای ورود آسان‌تر كودكان به دنیای واقعیت‌ها و به آنها كمك می‌كند در آینده در مورد چیزهایی كه به آنها علاقه دارند، مسوولیت‌پذیر و متعهد باشند.
فرزندان شما توانایی‌ها و استعدادهای پنهانی دارند. اگر می‌خواهید موفق باشند، باید كمك كنید خلاقانه رفتار كنند. انجام بازی‌های خلاقانه وسیله‌ای است برای اینكه كودكانتان خلاق بار بیایند... پیش‌دبستانی‌ها و بچه‌هایی كه تازه راه افتاده‌اند، گزینه‌های مناسبی برای پرورش خلاقیت هستند زیرا توانایی این گروه سنی برای انجام این بازی‌ها زیاد است.
بچه‌ها از بازی كردن لذت می‌برند. بازی روشی است برای ورود آسان‌تر كودكان به دنیای واقعیت‌ها و به آنها كمك می‌كند در آینده در مورد چیزهایی كه به آنها علاقه دارند، مسوولیت‌پذیر و متعهد باشند. وقتی بچه‌ها با شادی بازی می‌كنند، مغزشان در حال پردازش خلاقیت آنهاست و خیلی وقت‌ها برای انتقال این حس‌‌ها، از پدر و مادر دعوت می‌كنند : ‌« مامان! بیا با من بازی كن » یا « بابا! ماشین كنترلی منو ببین با چه سرعتی می‌ره!... » بازی باعث رشد و افزایش موتور خلاقیت بچه‌ها می‌شود زیرا با دست‌هایشان در حال كشف هستند. وقتی آنها بزرگ‌تر می‌شوند، گرایش به بازی با كودكان همسن وسالشان هم بیشتر می‌شود و بیشتر دوست دارند در فضای باز بازی كنند تا فضای بسته.

شادی و خلاقیت

بچه‌هایی كه تازه راه افتاده‌اند و از یك جعبه خالی به‌ عنوان یك ماشین اسباب‌بازی استفاده می‌كنند، در واقع در حال پرورش تخیل و خلاقیت در ابعادی كوچك‌تر از دنیای واقعی هستند، این تخیل می‌تواند به آنها در شناخت اتومبیل واقعی والدینشان كمك كند.

گسترش مهارت‌ عاطفی و اجتماعی

بچه‌ها هنگام بازی در واقع در حال تقویت حس رقابت، اعتماد به‌ نفس، استقلال و صبوری هستند. مثلا وقتی بچه‌ها منتظرند توپ به طرفشان برود، غیرمستقیم صبركردن را می‌آموزند.

گسترش مهارت‌های زبان

بازی كردن بچه‌هایی كه تازه شروع به راه رفتن كرده‌اند، در یادگیری زبان به آنها كمك می‌كند. به گفته روان‌شناسان، بازی‌های خلاقانه باعث می‌شود قدرت تقلید در كودك افزایش یابد و وقتی می‌خواهد حرف‌ زدن به زبان مادری‌ یا زبان دیگری را بیاموزد، سرعت یادگیری‌اش افزایش پیدا می‌كند. مهارت زبانی بچه‌هایی كه بازی آنها همراه با موسیقی می‌شود، بیشتر از همسن‌هایشان است.

ارتباط كودك و والد

بازی به كودك ( به‌خصوص كودكانی كه هنوز صحبت نمی‌كنند ) امكان می‌دهد با پدر و مادرش ارتباط برقرار كند. پدر و مادر با بازی با فرزندانشان می‌توانند تجربه‌هایی به دست بیاورند و كودكشان را بیشتر حمایت كنند. به فرزندتان اجازه دهید بازی را اداره كند و آغازگر آن باشد. این روش باعث می‌شود در آینده بتواند مشكلاتش‌ را بهتر حل كند و اعتماد به‌ نفسش برای رهبری و هدایت‌گر بودن افزایش می‌یابد. حتی اگر فرزندتان بازی را درست انجام نمی‌دهد، اجازه بدهید او شروع‌ كننده باشد. وقتی با فرزندتان بازی می‌كنید، نگاهش كنید و به كودك اطمینان دهید كاملا با او همراه هستید.

افزایش حس مسوولیت‌ پذیری

بچه‌ها عاشق كمك كردن هستند و این فرصتی استثنایی برای پرورش حس مسوولیت‌‌پذیری در آنهاست. به كودكان اجازه دهید در جمع‌كردن وسایل‌بازی كمك كنند، حتی اگر این كار را با نظمی كه شما توقع دارید، انجام نمی‌دهند. به آنها امكان بدهید هر از گاهی در بازی‌هایشان، لباس‌هایشان را البته به شیوه خودشان ( آنها را با دست‌های كوچك تصور كنید كه لباس‌هایشان را جمع می‌كنند ) مرتب كنند. بازی‌هایی طراحی كنید كه در آن نیاز به كمك آنها به شما باشد اما این كار را با ظرافت انجام دهید تا طبیعی به نظر برسد. یادتان نرود آنها هم قدرت درك این مسایل را دارند. وقتی در حال ظرف شستن هستید و فرزندتان اصرار دارد به شما كمك كند، فضایی ایجاد كنید تا بتواند این كار را به شكل تفریحی و بازی انجام دهد. او سعی دارد به دنیای بزرگ‌ترها راه بیابد و بهتر است حس مسوولیت‌پذیری را در بین بازی‌ها درك كند.

آموزش نظم و ترتیب

كودك با این بازی‌های خلاقانه می‌تواند به اهمیت زمان، برنامه‌ریزی و نظم و ترتیب پی ببرد. بعضی بازی‌ها زمان شروع و پایان دارند و كودك باید در زمان مشخصی آنها را به اتمام برساند و به این ترتیب مدیریت زمان را می‌آموزد.
البته این بازی‌ها ضمن اینكه نظم و هیجان دارند، ممكن است باعث استرس هم بشوند بنابراین فضای بازی را كنترل كنید. اگر قرار باشد نظم و مدیریت را در آینده یاد بگیرد،‌ بهتر است با شیوه بازی آن را بیاموزد و اگر حس كند فضای جدی و سختی حاكم است، ممكن است عكس‌العمل خوبی نداشته باشد.

منبع : salamat.ir

پنج اشتباه والدین مطلقه

 طلاق امری بسیار مذموم و ناپسند است. بویژه اگر زوجین دارای فرزند نیز باشند. کودکان طلاق بیشترین لطمه را از این امر می بینند. آنها علاوه بر احساس نا امنی ، فقدان آرامش و محبت را نیز شدیدا تجربه می کنند.حتی بسیاری از کودکان آثار این لطمه های روحی و جسمی را تا بزرگسالی نیز با خود حمل می کنند.اما اگر والدین کمی بیندیشند وبا سرنوشت کودکان خود مسئولانه برخورد کنند ، می توانند با هماهنگی یک دیگر از شدت این لطمات بکاهند و همچنان کودکان خود را حمایت کنند.

با این حال زوج هایی که ناگزیر از هم جدا می شوند، در ارتباط با فرزندان خود معمولا این پنج اشتباه را مرتکب می شوند. ما در زیر به کارهایی که این والدین باید از آنها پرهیز کنند ، اشاره می کنیم.

1- از بچه های خود به عنوان یک پیام رسان استفاده نکنید. بسیاری از زن و شوهرهای مطلقه از کودکان خود به عنوان یک ابزار ارتباطی سوء استفاده می کنند. و از طریق آنها به یکدیگر پیغام و پسغام می فرستند!این رفتار باعث بروز استرس و ناراحتی در کودکان می گردد و بر زخم آنها نمک می پاشد.امروزه راه های بهتر و بیشتری برای برقراری ارتباط و ارسال پیغم ها وجود دارد مانند ارسال پیامک یا ایمیل.مسائل مورد مناقشه و یا وظایف مشترک خود را نسبت به بچه ها از طرق مناسبتر ، بدون اطلاع کودکان انجام دهید.

2- از بچه های خود به عنوان یک درمانگر ، استفاده نکنید و درد دل های خود را بر سر آنها نریزید.هیچگاه داد و هوار خود را نسبت به همسرسابق خود که هر چه باشد پدر یا مادر کودکانتان هم است، در پیش بچه ها آشکار نکنید و مدام پشت سر وی نق نزنید.اضطراب و ناراحتی آنها برایشان کافی است، بار اضافی بر دوش آنها نگذارید.

3- سعی نکنید آنها را به انحصار خود در آورید. کودکان نیاز به درک شدن و تفاهم دارند. و پس از جدایی والدین دچار اضطراب و آشفتگی می شوند.هیچگاه همسر سابق خود را نزد آنها سرزنش نکرده ومقصر قلمداد نکنید.و سعی نکنید با انتقاد از همسر سابق خود ، کودکان را نسبت به وی دلسرد کرده و به طرف خود متمایل کنید.فقط به حرف هایی که بچه ها ممکن است مطرح کنند ، پاسخ بدهید.مثلا اگر او از ازدواج مجدد مادر یا پدر خود ناراحت است و درد دل می کند،شما به عنوان یک والدین ، مجبور نیستید حتما به حرفهای آنها آب و تاب بدهید و دق دل خود را نسبت به همسر سابق خالی کنید. شما فقط وظیفه دارید گوش دهیدو شنونده باشید.صبر پیشه کنید و شکیبا باشید، در این صورت دیری نمی گذرد که با تغییر اوضاع، با مشاهده کودکان موفق  خود نتیجه مطلوب را بدست می آورید.

4- نسبت به ملاقات کودکان با همسر سابق خود، سخت گیری نکنید. هر گاه قرار است که کودکان با پدر یا مادر خود که همسر سابق شماست ، به گردش بروند و یا دیداری داشته باشند، تلخی نکنید و آنها را با خوش رویی روانه سازید. اینگونه آنها دچار اضطراب و سردرگمی نشده و لذت بیشتری می برند.

5- سعی کنید آسیب هایی را که شما به کودکان خود وارد کرده اید، جبران کنید.بسیاری با مطالعه این عبارت به یاد اشتیاهاتی که ناخواسته مرتکب شده اند ، می افتند.آیا بقدر کافی برای عذر خواهی دیر نشده است؟ نه ، بچه ها بسیار بخشنده تر  و بزرگوارتر اند.سرانجام که وقتی آنها به سن نوجوانی می رسند،وجود یک رابطه خراب ، مشکل سازتر می شود. از همین لحظه اقدام کنید. انجام کارهای زیر می تواند در این امر شما را کمک کند:

- از آنها معذرت خواهی کنید.عذرخواهی تاثیر عمیقی بر کودک شما می گذارد.

- دلایل کار غلط و اشتباه خود را به نحوی برایش توضیح دهید.و از او برای اصلاح رفتار خود کمک بگیرید.

- با کودک خود علامتی یا حرکتی را به عنوان نشانه تعیین کنید ، تا وقتی که نزد وی بصورت لجام گسیخته از همسر سابق خود انتقاد می کنید، او با نشان دادن آن علامت شما را به آرامش بخواند.و شما با مشاهده آن فورا کار خود را متوقف کنید.

اسماعیل ابراهیمی، مجله پزشکی مادر
منبع : webmd.com

playingkids این جوری ندو، می افتی! نزدیک نرو، می سوزی! دست نزن ، دستت را می بری! مراقب باش، الان می افتی زمین!
تا به حال چند بار این دستورات امری را شنیده ایم و چند بار اینها را برای کودکانمان تکرار کرده ایم؟ این جملات هرچند جملات کوتاهی هستند اما ثمره ی حسن نیت ما نسبت به فرزندانمان هستند و بر روی آنها تاثیر به سزایی دارند.

اما آیا می دانید این جملات چه چیزهایی را تلویحا به کودک بیان می کنند؟
"من، پدر/مادر مهربان تو، می دانم که تو می افتی، چون تو قادر نیستی تعادلت را کنترل کنی. من می دانم و به تو می گویم که می افتی! من می دانم که تو دستت را می بری چون تو آن قدر زرنگ نیستی تا ببینی و یاد بگیری که چاقو را چگونه دستت بگیری."

کودک نیز می خواهد به شما ثابت کند که قادر است آن کار را انجام دهد اما بر خلاف احتیاط ما، کودک اشتباه می کند و شما نیز به او می گویید: " دیدی! من بهت نگفتم!" و در این جاست که کودک دو برابر خجالت زده می شود: او نه تنها از عدم مهارت  خود خجالت زده خواهد شد بلکه به خود می گوید پدر و مادر به من گفته بودند و الان حق با آنهاست...

همه ی این جملات ممکن است بیش از 10 بار در روز تکرار شوند. و حال این کدام بیماری روانی است که در جامعه ی ما بسیار شایع است؟ نبود اعتماد به نفس.

پس بهتر است تا حد امکان این جملات کوچک اما تاثیرگذار را کاهش دهیم.

از جملاتی مانند:

" مواظب باش، این وسیله سر می خورد."

"مواظب باش، این ماهی تابه خیلی خیلی داغ است"

"خوب نگاه کن، این چاقو خیلی تیز است، آن را خوب از دسته بگیر"

"مواظب باش ، این جا خیلی شلوغ است، آرام راه برو"

استفاده کنید.

در این جملات بار مثبت به کودک القا می شود : "من پدر یا مادر مهربان تو، می دانم که تو خیلی زرنگ هستی و می توانی این اطلاعاتی را که به تو می دهم خوب یاد بگیری و من به تو اعتماد دارم."

گفتن این جملات خیلی آسان است. امتحانشان کنید!

گروه ترجمه مجله پزشکی مادر، سپیده حکمت
منبع: www.psy.be

آشفتگی محیط خانه و مدرسه میتواند عاملی برای رفتارهای غیر عادی کودک باشد . بچه ها به دلیل نادیده گرفته شدن و آزار دیدن ، ممکن است در خانه رفتارهای نامناسب انجام دهند و  درمدرسه بد رفتار و ترسو و غمگین  باشند . درگیر بودن در مدرسه و مشکل داشتن در یادگیری بر بد رفتاری بچه تأثیر میگذارد . والدین باید الگوی مناسبی برای رفتار فرزندان خود باشند و فرزندان را ترغیب نمایند که مثل آنان رفتار کنند.

در خود فرو رفتگی (اوتیسم)

این یک اختلال رفتاری است که باعث بروز مشکلات شدید در افکار، احساسات ، زبان و مهارتهای ارتباطی کودک با دیگران می شود و بچه هایی که دچار این مشکل هستند درروابط اجتماعی هم ازلحاظ صحبت کردن  وغیر آن ، رشد مناسبی ندارند و ممکن است رفتاری یکنواخت و وسواسی از خود نشان دهند. معمولا این بیماری از طریق مقایسه بچه با کودکان دیگر بهتر معلوم می گردد . نشانه اوتیسم (در خود فرو رفتگی) معمولا بین 12 الی 36 ماهگی بروز میکند ومعمولا با رفتار درمانی قابل درمان است : مثل تحت تعلیم بودن برای رفع مشکل یادگیری و یا کار با والدین برای گسترش مهارتهای ارتباطی.

ناتوانی در یادگیری

عدم توانایی دریادگیری ، یک ناتوانی عصبی است که بر رشد روحی و روانی مثل مرحله یاد گیری تأثیر میگذارد . اغلب بچه هایی که دریادگیری مشکل دارند از لحاظ هوش مثل سایر بچه های دیگرند اما آنها درکلاس مشکل دارند واین عدم توانایی زمانی مشخص میشود که بچه نسبت به دوستان خود درزمینه های مختلف درسی مثل ریاضی وخواندن عقب ترباشد. معمولا بچه هایی که درخواندن قابلیت ندارند در درسهای دیگر توانمند خواهند بود؛ اما با دیگران درکشمکش هستند . برای مثال ممکن است او در ریاضی قابلیت زیاد داشته باشد اما درنوشتن این طور نباشد . بهبود ناتوانی کودک  در یادگیری، اغلب به کمک روشهای متفاوتی  که معلم استفاده می کند، ممکن است .

اختلالات رشدی

نشانه های اختلالات رشدی ، بی توجهی زیاد کودک  وبیش فعال بودن و انجام حرکاتی است که کودک بدون فکر کردن ، انجام می دهد.علائم  بی توجهی کودک شامل افکار پوچ همیشگی ، فراموشی و سخت پیروی کردن از دستورات و قواعد است. دراین حالت ، کودک همیشه بی قراراست وبه سختی آرام می گیرد. رفتارهای نسنجیده مثل قطع کردن حرف دیگران ، نظرهای نامناسب دادن، کم صبرو بی قرار بودن ، از  نشانه های  اختلال رشدی اند و این مشکل با روان درمانی ، استفاده از دارو یا رفتار درمانی می تواند درمان شود و اغلب سود بردن از هر سه روش بطور هم زمان، بیشترین تاثیر را خواهد داشت.

والدین اغلب اولین کسانی هستند که متوجه رفتارهای غیر عادی کودکان می شوند، اما مربیان ،خویشاوندان و پرستاران نیز ممکن است متوجه این گونه رفتارها باشند. مشورت با افراد متخصص برای تشخیص صحیح و کمک  گرفتن از آنها حائز اهمیت است. رفتارهای غیر عادی دلایل متعددی می توانند داشته باشند و تشخیص صحیح علت آنها اهمیت بسیار دارد ؛ کمک معلمین، والدین و افراد متخصص برای حل این مشکل ها کاملا موثر است .

گروه ترجمه مجله پزشکی مادر، شهلا آقایانی
منبع: webmd.com