ابتدا باید تشخیص دهید واقعا همسرتان به مادرش وابسته است یا نه. مرد وابسته، حتی اگر ظاهرا مستقل شده باشد به لحاظ عاطفی و عقلی به مادرش وابسته است. بدون مشورت با او تصمیم نمی گیرد، صحبت های مادرش می تواند عقیده او را کاملا دگرگون کند و به خاطر مادرش، خیلی از کارهایی را که دوست دارد انجام دهد اما می داند مادرش مخالف است، انجام نمی دهد.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از شفا آنلاین،اما خیلی از مردها این طور نیستند. برای بسیاری از مردها، تنها زن زندگی و تنها موضوع مهم زندگی مادرشان است. آنها هرقدر هم که بزرگ شده باشند باز پسر خوب مامان هستند که نه نمی گویند و بدون اجازه مادرشان آب نمی خورند. اگر خواستگار شما چنین شخصیتی دارد یا نامزد کرده اید و متوجه وابستگی همسرتان به مادرش شده اید، کار سختی پیش رو دارید. باید واقعا با سیاست و درایت پیش بروید تا بتوانید اعتماد همسرتان را جلب کنید و از تنش های احتمالی پیشگیری نمایید.

کدام مرد وابسته است؟

ابتدا باید تشخیص دهید واقعا همسرتان به مادرش وابسته است یا نه. مرد وابسته، حتی اگر ظاهرا مستقل شده باشد به لحاظ عاطفی و عقلی به مادرش وابسته است. بدون مشورت با او تصمیم نمی گیرد، صحبت های مادرش می تواند عقیده او را کاملا دگرگون کند و به خاطر مادرش، خیلی از کارهایی را که دوست دارد انجام دهد اما می داند مادرش مخالف است، انجام نمی دهد. از کوچک ترین فرصتی برای بودن در کنارش استفاده می کند و نمی تواند به درخواست های مادرش حتی اگر برخلاف مصلحت او باشد، نه بگوید.خیلی از مردها این کار را با توجیه آنکه به مادرشان احترام می گذارند یا دلشان نمی آید مادرشان را ناراحت کنند انجام می دهند اما در واقع ناتوان از تصمیم گیری مستقل هستند و نمی توانند بدون مادرشان زندگی را ادامه دهند.

اعتماد همسرتان را جلب کنید

اگر همسرتان به مادرش وابستگی زیادی دارد، باید کارهایی انجام دهید تا همسرتان به شما اعتماد کند و تصمیمات شما را بی نقص یا حداقل کم نقص بداند؛ یعنی به نحوی به همسرتان ثابت کنید که من هم مثل مادرت به تو علاقه دارم و برای زندگی مان تدبیرهای لازم را در نظر گرفته ام. البته نباید توقع داشته باشید که همسرتان در مقابل هر اظهار نظر مادرش بایستد و آن را مخالف استقلال در زندگی اش بداند. برخورد نامناسب با مادرها در چنین مواقعی، عواقب خوبی در زندگی مشترک شما نخواهد داشت و در آینده مشکلاتی ایجاد خواهد کرد.

بدگویی نکنید

نباید هیچ گاه از مادر و خانواده شوهرتان در برابر همسرتان بدگویی کنید. بعضی از خانم ها، اشتباه می کنند و زمانی که از خانواده همسرشان رفتاری را می بینند که مطابق میل آن ها یا متناسب با آداب و رسوم خانوادگی شان نیست، مدام آن را به همسر آینده یادآوری می کنند. در چنین حالت هایی، معمولا اعتماد همسر شما نسبت به شما سلب می شود، چون فکر می کند که همسرش نمی تواند با مادر او رفتار درستی داشته باشد؛ یا همسرش از همین ابتدای ارتباط در حال ناسازگاری است و وقتی زندگی تان را زیر یک سقف شروع کنید، اوضاع از این هم بدتر می شود. بنابراین به همسرتان نشان دهید که بد خانواده او را نمی خواهید.

مرد وابسته، حتی اگر ظاهرا مستقل شده باشد به لحاظ عاطفی و عقلی به مادرش وابسته است. بدون مشورت با او تصمیم نمی گیرد، صحبت های مادرش می تواند عقیده او را کاملا دگرگون کند

دچار سوءتفاهم نشوید

همه توصیه های مادرشوهرتان را دخالت در نظر نگیرید. همچنین گاهی شوهری با نظر مادرش موافق است و این که در برابر آن موضع نمی گیرد، نشان دهنده استقلال نداشتن او نیست. معمولا توصیه های مادرها به پسر و عروس شان از روی خیرخواهی و منطقی است، ولی بعضی دخترهای جوان همین توصیه های درست را هم نمی پذیرند. با این حال و اگر یکی از همین توصیه ها را مادر خودشان یا زن همسایه به آن ها داشته باشد روی آن حساسیتی ندارند ولی با شنیدن یک نصیحت از مادرشوهرشان احساس می کنند که در زندگی شان دخالت شده و به استقلال شان ضربه خورده است.

مدیریت کنید

اگر مادرشوهرتان نصیحتی کرد که از نظر شما درست نبود، این مسئله باید مدیریت شود. در این مواقع لازم نیست که زن و شوهر این مسئله را خیلی بزرگ جلوه دهند و با یکدیگر اوقات تلخی کنند. زوج ها باید با یکدیگر هم اندیشی کنند و این گونه هم فکر نکنند تصمیماتی که خودشان می گیرند قطعا درست و نصیحت های دیگر قطعا اشتباه است. باید علاوه بر سپاسگزاری از مادر برای این توصیه، از او عذرخواهی کنید و بگویید که نظر ما در حال حاضر یک مقداری متفاوت است.

اگر شما بزرگترید

اگر با فاصله سنی معکوس ازدواج می کنید، یعنی خانم از آقا بزرگتر است باید در نظر داشته باشید که در هنگام ازدواج نباید سن پسر کمتر از 25 سال باشد. می توان گفت از 25سالگی به بعد، مردها به پختگی و استقلال می رسند و می توانند شخصا انتخاب کننده همسر آینده شان باشند و اگر همسری بزرگتر از خود را برگزیده اند، دلایل منطقی برای این کار داشته و مستقل تصمیم بگیرند.

مجله پزشکی مادر

مشکل جنسی به این معناست که رابطه جنسی شما رضایت بخش و یا مثبت نیست. مشکلات جنسیِ رایج در زنان عبارتند از میل جنسی کم و یا عدم میل جنسی، داشتن مشکل در تحریک جنسی شدن و یا اختلالات به ارگاسم رسیدن.

مشکلات جنسی چیست؟
مشکل جنسی به این معناست که رابطه جنسی شما رضایت بخش و یا مثبت نیست. مشکلات جنسیِ رایج در زنان عبارتند از میل جنسی کم و یا عدم میل جنسی، داشتن مشکل در تحریک جنسی شدن و یا اختلالات به ارگاسم رسیدن. در برخی از زنان نیز درد در هنگام رابطه جنسی ایجاد مشکل می کند.
بسیاری از زنان در برهه ای از زندگی خود با مشکلات جنسی مواجه می شوند. برای برخی از زنان مشکلات جنسی به صورت مداوم وجود دارد.
هیچ سطح قابل تشخیصی برای میزان واکنش های جنسی وجود ندارد و این مقدار برای هر فردی مقدار متفاوت و مشخصی دارد. ممکن است شما تنها بتوانید تشخیص دهید که در یک مرحله خاص از زندگی و یا یک سن خاص برای یک زن چه چیزی طبیعی و چه چیزی غیر طبیعیست. به عنوان مثال پایین بودن میل جنسی برای یک مادر که در طول روز به خاطر کارهای فرزندانش خسته شده است، امری طبیعیست. همچنین برای هر دو جنس (زن و مرد) امری طبیعیست که در سنین بالا تمایلات جنسی کمتری داشته باشند. بسیاری از این مشکلات به تغییرات سطح هورمون ها در بدن بستگی دارد.

برخی از علل مشکلات جنسی در زنان
تمایلات جنسی زنان بسیار پیچیده است. در هسته مرکزی آن نیاز به صمیمیت و نزدیکی وجود دارد. همچنین زنان نیازهای جسمی نیز دارند. هر گاه در هر کدام از بخش های فیزیکی و یا احساسی مشکلی پیش بیاید می تواند منجر به بروز مشکلات جنسی شود.
با توجه به اینکه تمایلات جنسی زنان مجموعه ی پیچیده ای است از سیگنال های روانی، عاطفی و احساسی و فیزیکی، بروز مشکل در یکی از این موارد می تواند منجر به ایجاد مشکلات جنسی در زنان شود. به عنوان مثال یک مشکل جسمی می تواند به ترس از درد منجر شود و ترس می تواند منجر به احساس گناه در مورد تاثیر مشکل جنسی بر همسر شود. لذا علل مشکلات جنسی در زنان اغلب به هم وابسته هستند.

علل روانی ممکن است به مشکلات جسمی یا عاطفی حال یا گذشته مرتبط باشد. این علل روانی و عاطفی عبارتند از:
- استرس، افسردگی و یا اضطراب
- اختلافات با همسر
- ترس از اینکه بیماری هایی مانند سرطان، عمل های جراحی مانند ماستکتومی (mastectomy) یا هیسترکتومی (hysterectomy) رابطه جنسی را برای خود شخص و یا همسر ناخوشایند کند.
 ناخشنودی و نارضایتی از تصویر ذهنی از بدن
- ترس از گسترش و انتقال یک بیماری مقاربتی مانند زگیل تناسلی

علل فیزیکی می توانند شامل تغییرات طبیعی هورمونها، اقدامات پزشکی و یا سایر مشکلات پزشکی باشد.
- عوامل فیزیکی مانند مشکلات هورمونی، درد ناشی از یک آسیب دیدگی و یا هر دلیل دیگری و شرایط های خاص مانند دیابت و آرتریت.
- افزایش سن که می تواند موجب تغییراتی مانند خشکی و سفتی در واژن شود.
- برخی از داروها که می توانند موجب مشکلات جنسی شوند. این دارو ها عبارتند از دارو های افسردگی، فشار خون و دیابت.

علائم مشکلات جنسی در زنان چه چیزهایی هستند؟
مشکلات جنسی زنان می تواند شامل موارد زیر باشد:
- داشتن تمایل کمتر برای رابطه جنسی
- داشتن مشکل در تحریک و برانگیختگی جنسی
- عدم توانایی در به ارگاسم رسیدن
- داشتن درد در هنگام رابطه جنسی

تشخیص مشکلات جنسی در زنان چگونه است؟
زنان اغلب با مواجه شدن با بی میلی جنسی و یا عدم رضایت جنسی در خود و یا شریک جنسی و یا هر دو طرف به مشکلات جنسی خود پی می برند. زمانی که چنین اتفاقی رخ می دهد باید زندگیتان را مرور کنید و ببینید چه چیزهایی وجود دارد و چه چیزهایی وجود ندارد. به عنوان مثال:

- آیا شما مریض هستید و یا داروی خاصی که موجب کاهش میل جنسی و اختلال در تحریک پذیری می شود مصرف می کنید؟
- آیا شما اغلب با استرس مواجه بوده و یا خسته هستید؟
- آیا شما با همسرتان یک رابطه صمیمانه، دلسوزانه و همراه با احترام ندارید؟
- آیا شما و همسرتان زمان لازم برای با هم بودن در یک فضای آرام و خصوصی را دارید؟
- آیا شما خاطرات دردناکی در مورد روابط جنسی و یا تجاوزات جنسی دارید؟

مطمئنا پزشک می تواند به شما کمک کند. پزشک سوالاتی را از شما خواهد پرسید و شما را معاینه می کند و در مورد علل احتمالی مشکل با شما صحبت خواهد کرد.
برخی از زنان حرف زدن با پزشک در مورد مشکلات جنسیشان را دشوار می دانند. در این موارد بهتر است حرف هایی که می خواهید به پزشک بزنید را قبل از مراجعه به پزشک بنویسید. به عنوان مثال شما می توانید چیزی مانند این بنویسید، "در چند ماه گذشته به اندازه ای که قبلا از رابطه جنسی لذت می بردم، نمی توانم لذت ببرم." و یا اینکه "از زمانی که من شروع به مصرف فلان دارو کردم، تمایلات جنسی خود را از دست دادم."

درمان مشکلات جنسی در زنان چگونه است؟
درمان مشکلات جنسی بستگی به علت به وجود آورنده مشکل جنسی دارد. ممکن است مشکلات جنسی زنان یک یا چند دلیل مختلف داشته باشند. بسیاری از مشکلات جنسی بعد از مشخص شدن علت و یا علل آن قابل درمان هستند.
مشکلات در روابط جنسی در زنان شامل سه بخش جسمی، عاطفی و ارتباطی (اختلال در روابط بین زن و شوهر) است. موفقیت مراحل درمانی تا حد زیادی به میزان راحتی روابط شما با پزشکتان بستگی دارد. بهترین حالت این است که شما و همسرتان به صورت علنی و بی پرده در مورد مشکلات و نگرانی های جنسیتان صحبت کنید. درمان ممکن است شامل درمان مشکلات جسمی، مشاوره در مورد روابط بین زوجین و یادگیری مسائلی در مورد روابط زناشویی باشد که می توانید در خانه تمرین کنید. به عنوان مثال یک حمام آب گرم قبل از رابطه جنسی و داشتن یک رابطه عاشقانه قبل از برقراری رابطه جنسی و امتحان کردن پوزیشن های مختلف ممکن است به شما کمک کند.

منبع: سلامت نیوز

می گویند زن ها خودآزارند، می گویند اگر می خواهی یک زن را همیشه در زندگی ات داشته باشی، باید زجرش دهی. باید زندگی اش را سخت کنی تا به خاطر یک لبخندت بال دربیاورد و قدر کوچک ترین قدم هایی که به سمتش برمی داری را بداند. می گویند اگر زن ها را به رابطه ای امن و برابر وارد کنی، قدرت را نمی دانند و رهایت می کنند. شما چه فکر می کنید؟ شما هم با ادعاهای کلیشه ای مردهای شکست خورده موافقید و تصور می کنید زجر کشیدن اصلی ترین عنصری است که یک زن را در رابطه ای عاشقانه ماندگار می کند؟ محققان با این ادعا موافق نیستند. از نظر آنها ماندن در رابطه آزاردهنده دلایل زیادی دارد اما اگر پای یک زن بیمار در میان نباشد، میل به زجر کشیدن در میان این دلایل جایی ندارد.

می دانید راه را اشتباه می روید اما نمی توانید قلب تان را مهار کنید؟ می دانید این عشق به شما آسیب می زند، حسرت آرامش عاشقانه دوستان تان را می خورید اما توان دل کندن ندارید؟ دیگران شما را به ضعیف بودن متهم می کنند و از آنجا که می دانید حرف حساب می زنند، جوابی برای شان ندارید؟ ریچادر آ فریدمن، استاد روانشناسی و مدیر کلینیکی روانپزشکی در کالج پزشکی «ویل کورنل» می گوید، بیهوده تقلا نکنید! چراکه مغز شما امکان بیرون آمدن از یک عشق آزاردهنده را برای تان فراهم نمی کند. او ادعای برخی پژوهشگران که می گویند ما عاشق زجر کشیدن هستیم را رد می کند و می گوید میل ناهوشیار به زجر کشیدن نیست که قلب ما را به آدم های بد پیوند می زند بلکه دمدمی مزاج بودن و وجود تناقض در عملکردمدار پاداش در مغز ماست که پای این آدم ها را به زندگی مان باز می کند.

چه اتفاقی می افتد؟

این ادعای فریدمن شما را گیج کرده؟ اجازه دهید موضوع را بیشتر توضیح دهیم. هر کدام از ما در مغزمان یک شبکه عصبی ابتدایی داریم که به پاداش هایی حساس است. این شبکه وقتی به چیزهایی مثل پول، محبت و حتی غذای دلخواهش می رسد فعالیتش را بیشتر می کند و احساس لذت را در بندبند وجود ما ایجاد می کند. شاید برای تان تعجب آور باشد اما این شبکه وقتی با هیجان های غیرقابل پیش بینی روبه رو می شود فعالیتش چند برابر می شود و لذتی غیرقابل وصف را برای مان ایجاد می کند.

وقتی در همان لحظه ای که پای تلویزیون نشسته ایم، مجری برنامه اسم ما را به عنوان برنده مسابقه پیامکی می خواند، وقتی تیم مورد علاقه مان قهرمان لیگ می شود و البته وقتی عشق را در یک رابطه پرفراز و فرود تجربه می کنیم، این مدار حسابی فعال می شود و برای ایجاد احساس لذت به اینکه عشق مورد نظر چقدر با آرامش و اطمینان همراه بوده هم اهمیتی نمی دهد. بررسی های محققان بارها ثابت کرده است که فعالیت مدار پاداش مغز با لذت های غیرقابل پیش بینی چند برابر می شود و به همین دلیل است که تجربه یک عشق توفانی و حتی عذاب آور از یک عشق جاودان و آرامش بخش لذت بخش تر است.

از نظر محققان وقتی شما از چنین ارتباطی لذت می برید، نصیحت ها و دلیل آوردن های دیگران نمی تواند به ترک عشق وادارتان کند چراکه مغز شما لجوج تر از آن است که لذت های غیرمنتظره را فدای سکون یک رابطه آرام کند.

پدر و مادرتان هم مقصرند

از قدیم گفته اند پدر و مادرها خیر و صلاح بچه های شان را می خواهند. راست گفته اند! اما گاهی معادلات روانشناختی با هیچ ادعای منطقی جور درنمی آید. از نظر محققان حتی اگر یک پدر بدخلق و سختگیر آرزوی ازدواج دخترش با یک مرد آرام را داشته باشد، باز هم بعید است که به این آرزو برسد و اگر یک مادر خودمحورکه به خاطر آرامش خودش فرزندانش را رها کرده، آرزوی سر وسامان گرفتن شان را داشته باشد، باز هم بعید است که شاهد تکرار حضورش در زندگی فرزند خود نباشد. منظورمان از تکرار حضور والدین در زندگی بچه، ازدواج آنها با افرادی است که دقیقا نمونه کپی شده خود والدین هستند.

چه اتفاقی می افتد؟

پژوهشگران حوزه روانشناسی معتقدند بسیاری از ما، عاشق افرادی می شویم که بیشترین شباهت را به آدم های کودکی مان دارند. شباهت به پدر یا مادر، مهم ترین اصلی است که در این شرایط بانی عشق می شود و این اصل وقتی باتجربه یک رابطه آزاردهنده با این دو فرد همراه می شود، قوت بیشتری هم پیدا می کند. از نظر روانشناسان، عشق به معنای جست وجوی چیزهایی نیست که همیشه در زندگی مان کم بوده و آرزوی داشتن شان را داشته ایم بلکه گاهی عشق تجربه دوباره همه چیزهایی است که روزی به ما آسیب زده اند. روانشناسان به شیوه های مختلفی این موضوع را توجیه می کنند. عده ای از آنها می گویند ما به دنبال کسانی می گردیم که دقیقا امکان تجربه کردن همان آسیب هایی که در کودکی از سوی والدین مان دیده ایم را دوباره برای مان فراهم کنند.

انگار مغز زجردوست ما هیچ وقت بی خیال این واقعیت های آزاردهنده نمی شود. البته از نظر این روانشناسان، نوعی خوش بینی هم روی این شیوه عاشق شدن تاثیر می گذارد. آنها می گویند آزارهای کودکی و خاطرات تلخ از ذهن ما پاک نمی شوند و همیشه این عقده که باید این مشکلات را حل کنم و به آرامش برسم را در زندگی مان باقی می گذارند. به گفته روانشناسان درست است که در کمتر موردی فردی که عاشقش شده ایم، تغییر می کند اما میل به تغییر دادن معشوق آسیب زننده در واقع ادامه میل به تغییر دادن پدر یا مادر آسیب زننده است. انگار می خواهیم با نوعی فداکاری، خود را به چنین رابطه ای وارد کنیم و یک بار برای همیشه مشکلی که سال ها ذهن مان با آن درگیر بوده را حل و این داستان کهنه را با پیروزی تمام کنیم.

بله؛ خودشیفته ها جذاب ترند

حتما این جمله را بارها شنیده اید: «عشق نوعی خودآزاری است!» و حتما این ادعا که زنان از مردان خودآزارترند هم به گوش تان آشناست. با کمال تاسف باید بگوییم حتی اگر عشق واقعا خودآزاری نباشد، باز هم شمار زنانی که می خواهند با وارد شدن به یک رابطه عاشقانه خود را آزار دهند بیشتر از مردانی است که چنین تمایل پنهانی دارند. محققان می گویند شخصیت های سیاهی مثل خودشیفته ها و جامعه ستیز ها در میان مردان بیشتر از زنان دیده می شوند و جالب اینجاست که این مردها در جذب زنان تواناتر از دیگر همتایان شان هستند. کتاب بر باد رفته را خوانده اید؟ شاید همین موضوع است که اسکارلت را از اشلی سر به راه و عاشق جدا و به رابطه پرنوسان با رت باتلر وارد می کند. از نظر محققان این زن تنها نیست و بسیاری از خانم ها یک اسکارلت درون دارند.

چه اتفاقی می افتد؟

از نظر محققان این موضوع ارتباط چندانی به فرهنگ ندارد و در همه جوامع مردها بیشتر به دامان خودشیفتگی می افتند و بیشتر منم منم می کنند. بر اساس این بررسی ها، آغاز کردن یک ارتباط برای خودشیفته ها آسان تر است و این افراد از قرار گرفتن در رابطه های موازی هم ابایی ندارند اما با وجود این چنین شخصیت هایی، توانایی بالاتری برای جذب زنان دارند. گرچه این مردها اهل تعهد و رابطه های بلندمدت نیستند اما از نظر پژوهشگران اعتماد به نفس، سرسختی و ریسک پذیری این آقایان ستودنی است و به همین دلیل بی آنکه هوشیارانه از دلیل رخ دادن چنین عشقی باخبر باشند، ناخودآگاه به این مردها بله می گویند.

درحالی که زنان در جمع های دوستانه و حتی پرسشنامه های روانشناسی می گویند به دنبال یک شریک همیشگی هستند که به آنها آرامش دهد و زندگی شان را به بازی نگیرد اما در عمل توان مقاومت در برابر تمایلات ناخودآگاه شان را ندارند و به دام این مردها می افتند. زندگی با مرد جسوری که شجاعانه در مورد توانایی هایش حرف می زند، در رابطه به فرد مقابلش باج نمی دهد و در همه ابعاد زندگی خود را در اولویت می گذارد برای بسیاری از خانم ها جالب است و شاید لازم باشد باز هم به اولین یافته ای که مطرح کرده ایم بازگردیم و این ادعای پژوهشگران که عشق غیرمنتظره حتی اگر زجرآور باشد، باز هم شیرین است را تکرار کنیم. بله! زندگی با یک خودشیفته آسیب رسان همیشه بالا و پایین هایی دارد که می تواند عنصر غیرمنتظره بودن را به عشق وارد کند.

این زن ها بی عرضه اند؟

چرا برخی زن ها برای بیرون آمدن از یک رابطه نابرابر و آزاردهنده تلاش نمی کنند؟

نمی خواهند تنها بمانند

گاهی زن ها گرفتار انتخاب هایی اشتباه می شوند، چون از تنهایی می ترسند. چنین افرادی حاضر نیستند به خود فرصت به دست آوردن شناخت مناسب از فرد مقابل شان را بدهند یا از میان گزینه های پیش رو مناسب ترین شان را انتخاب کنند. به عقیده روانشناسان برای زنانی که از تنها ماندن وحشت دارند، بودن یک مرد در کنارشان کافی است.

راه خروج را نمی دانند

گاهی زنان گرفتار رابطه هایی آسیب رسان می شوند و با تمام وجود مایلند به رابطه ای که آزارشان می دهد، پایان دهند. این افراد تنها نمی دانند چطور و از چه زمانی باید رابطه را قطع کنند و به همین دلیل همچنان در ارتباطی که به آنها آسیب می زند می مانند. آنها همیشه منتظر یک معجزه و یک دست غیبی می نشینند تا برای نجات شان قدم بردارد و با بهانه های مختلف بیرون آمدن از رابطه را به تعویق می اندازند.

از دیگران الگو می گیرند

این افراد همیشه شنیده اند که مردها مثل هم اند و همه زندگی ها هم همین طور هستند. به همین دلیل تلاشی برای تغییر شرایط خود نمی کنند. آنها فکر می کنند دیگران هم به اندازه خودشان زجر می کشند و گاهی با این توجیه که فلانی شرایط سخت تری دارد، بهانه ای برای خوشبخت جلوه دادن خود دست وپا می کنند. این زن ها حاضر نیستند بپذیرند هرکس خالق سرنوشت خودش است و شکست ها و دشواری های زندگی شان را به عنوان یک قانون همه گیر جلوه می دهند.

فکر می کنند ناجی هستید

مردهای آسیب رسان همیشه در یک رابطه نقش ظالم را بازی نمی کنند. این مردها گاهی چهره مظلوم را به خود می گیرند و به زنان ضعیفی که فکر می کنند ناجی تمام آدم های جهان هستند اجازه بیرون آمدن از رابطه را نمی دهند. این زن ها مدام می گویند «بدون من می میرد!»، «اگر حالا رهایش کنم یک سال درس خواندنش بی نتیجه می ماند و امتحان کارشناسی ارشدش را خراب می کند!»، «او جز من کسی را ندارد!» و...

منبع: مجله سیب سبز

کم‌شمارند افرادی که از دغدغه رابطه بدور یا فارغ باشند. داشتن یک رابطه عاشقانه مطلوب در کنار پول و شغل مهمترین دغدغه زندگی است. با یک رابطه باکیفیت می‌شود تا حدی غم نان و شغل کم‌پاداش را تاب آورد، اما حتی جیب پر پول و کار مطلوب نمی‌تواند کیفیت زندگی کسی را که در رابطه‌ای بی‌کیفیت گرفتار شده بهتر کنند.

اما گاهی آنقدر که خود برقراری رابطه ذهن افراد را اشغال می‌کند به کیفیت رابطه توجه کافی نمی‌شود: اینکه یک زوج چگونه با یکدیگر تعامل می‌کنند، در مواقع اختلاف چه رفتاری نشان می‌دهند و رضایت و شادی خود را از زندگی، چگونه در ارتباط با رابطه‌شان تعریف می‌کنند.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از بی بی سی پیش از این گفته می‌شد نفس ازدواج باعث سلامت و سعادت فرد می‌شود، اما تحقیقات جدید نشان می‌دهند که صرف رابطه کافی نیست، بلکه رابطه باکیفیت است که بر سلامت و سعادت فرد تاثیر مثبت می‌گذارد.

با این حال سوالی که برای همه مطرح می‌شود این است که آیا رابطه خوبی دارند یا نه، با تمام بالا و پایین‌ها و خوب و بدها، معیار کیفیت رابطه چیست؟

اخیرا یک موسسه غیرانتفاعی در بریتانیا که بطور تخصصی در مورد رابطه زوج‌ها کار می‌کند، تحقیقاتی را که در سالهای اخیر در این زمینه انجام شده بررسی و سعی کرده شواهد موجود را در زمینه "کیفیت رابطه" گردآوری کند.

نویسندگان این گزارش می‌نویسند: "کیفیت رابطه جزء اصطلاحات متداول در زندگی روزمره نیست و حتی ممکن است با این اصطلاح چندان آشنا نباشیم، اما کیفیت رابطه اساس زندگی روزمره ماست."

با این حال به نظر می‌رسد که "آگاهی از اهمیت یک رابطه خوب رو به افزایش است" و کیفیت رابطه "معیار خوبی است برای سلامت جامعه."

کیفیت رابطه و زمان

بررسی‌ها نشان می‌دهدکه وقتی رابطه‌ای با کیفیت بالا شروع شود شانس دوام بیشتری دارد و احتمال اینکه در درازمدت رضایت‌بخش باشد بیشتر است؛ اما رابطه‌ای که با کیفیت پایین شروع شود، ممکن است بسرعت رو به فروپاشی برود.

بنابراین کیفیت رابطه با دوام و ثبات آن رابطه مستقیم دارد.

{xtypo_rounded1}

تاثیر کیفیت رابطه بر کودکان

کیفیت رابطه زوج ها تاثیر مستقیم بر رفتار کودکان دارد، فارغ از اینکه تحصیلات و قومیت والدین چیست یا خود فرزند طلاق هستند یا نه.

مشکلات رفتاری کودکان از جمله بیش فعالی و کم تمرکزی به کیفیت رابطه والدین ارتباط دارد.

{/xtypo_rounded1} 

تحقیقات نشان می‌دهند که بطور کلی کیفیت رابطه به مرور زمان افت می‌کند، اما نکته مهم سرعت و شدت این افت کیفی است.

بعضی تحقیقات نشان می‌دهدکه زوال رابطه امری تدریجی است، اما برخی مطالعات دیگر حاکی از این است که بعد از ده سال، رابطه بسرعت کیفیت خود را از دست می‌دهد.

از این رو اهمیت اینکه رابطه در شروع کیفیت بالایی داشته بیشتر مشخص می‌شود، رابطه کم‌کیفیت خیلی سریع‌تر فاقد کیفیت می‌شود.

تحقیقات نشان‌ می‌دهندکه زوج‌هایی که در چند سال اول رابطه‌ای بسیار با کیفیت دارند یا دچار افت کیفی نمی‌شوند یا این افت شدید نیست.

زوج‌هایی که رابطه را با کیفیت بالا شروع می‌کنند شانس بیشتری دارند که کیفیت رابطه را بالا نگه دارند اما در مورد آنها که وارد رابطه بی‌کیفیت می‌شوند، وضع بر عکس است.

از مهمترین عواملی که در تعیین کیفیت رابطه در شروع آن نقش دارند می‌توان به سازگاری (قابلیت توافق)، روان‌رنجوری (Neuroticism)، منفی‌گرایی، زودخشمی و تندخویی و عزت نفس پایین اشاره کرد.

کیفیت رابطه به سن و پیری هم ارتباط دارد. برخی معتقدند افزایش سن باعث افت مستمر و نسبی کیفیت رابطه می‌شود.

بدیهی است که هر چه عمر رابطه بیشتر شود طبیعتا سن طرفین رابطه هم بیشتر می‌شود اما باید عمر رابطه را از روند پیری جدا در نظر گرفت.

برای مثال با افزایش سن پختگی و توان کنترل عواطف بیشتر می شود بنابراین بگو و مگو و جر و بحث کم می‌شود.

اما از طرف دیگر ممکن است آنها که سالیان سال با هم زندگی کرده‌اند احساس خلاء ارتباطی کنند و علائق مشترکی برایشان باقی نمانده باشد.

عوامل موثر در کیفیت رابطه

مشارکت، حق برابر و نگاه غیر جنسیتی در تصمیم‌گیری، کیفیت رابطه را بهتر می‌کند؛ استثنای آن امور خانه و زندگی است. به نظر می‌رسد افزایش سهم شوهران از کارِ خانه کیفیت رابطه را برای آنها کاهش می‌دهد در عوض کیفیت رابطه همسرانشان افزایش پیدا می‎کند.

{xtypo_rounded1}

معیارهای رابطه باکیفیت

تعهد: نگاه درازمدت به رابطه، استقامت در برابر مشکلات، تعادل بین نیازهای فردی و مشترک، احساس ما بودن، دوستی، ارزشهای مشترک

ارتباط سازنده: مثبت و محترمانه، به همراه شوخی و سازگاری

حل اختلاف: درک اینکه بعضی تضادها اجتناب ناپذیرند، عادلانه دعوا کردن، پرهیز از دعوا بر سر موضوعات کم‌اهمیت، پرهیز مطلق از خشونت (کلامی و رفتاری)

تعامل و وقت‌گذراندن با یکدیگر: لذت بردن از همراهی با یکدیگر، کیفیت و کمیت هر دو بسیار مهمند.

صمیمت و حمایت عاطفی: صمیمیت جسمانی و بویژه صمیمیت روانی محور اصلی رابطه سالم است. با غلبه بر مشکلات و به مرور زمان این صمیمیت می‌تواند تقویت شود. دوستی، احترام متقابل و شناخت آنچه دیگری دوست دارد یا ندارد. زوج‌های خوشبخت عواطف خود را هر روز و به روش‌های مختلف به هم نشان می‌دهند.

{/xtypo_rounded1} 

بطور کلی امور خانه و زندگی یکی از رایج‌ترین دلایل بگو مگو و اختلاف بین زوج‌هاست. اختلاف و جر و بحث در مورد کارهای خانه ممکن است نشان‌دهنده این باشد که یک طرف احساس می‌کند به حال خود گذاشته شده و حمایت و توجه کافی به او نمی‌شود.

برخی عوامل بر کیفیت رابطه تاثیر فراوان دارند، از جمله شخصیت افراد، تجربیات گذشته، اتفاقات اضطراب آور زندگی و نحوه ارتباط و تطبیق زوج‌ها بخصوص در دوران سختی و مشقت.

زمینه خانوادگی هم در کیفیت رابطه نقش مهمی دارد. نحوه ارتباط و تعامل با همسر، در کودکی از والدین آموخته می‌شود، و این تجربه کودکی، به زندگی بزرگسالی آورده می‌شود.

باورها و عقاید نیز بر کیفیت رابطه تاثیر می‌گذارند، بویژه باورهایی که به حق تصمیم‌گیری و نقش‌های جنسیتی (زنانه و مردانه) ربط دارند.

اتفاقات اضطراب آور زندگی

از جمله دشواری‌هایی که به کیفیت رابطه لطمه می‌زند می‌توان به تولد فرزند، استرس کاری، مشکلات مالی و بیماری شدید همسر یا فرزند اشاره کرد.

تحقیقی درباره کیفیت رابطه زوج ها در ۴۵ هزار ازدواج نشان داده است اینکه زن و شوهر چه ویژگی‌ها و خصلت‌های شخصی دارند، اینکه در گذر زمان چه حوادثی پیش رویشان قرار می‌گیرد و اینکه ارتباط زن و شوهر در قبال این سختی‌ها و دشواری‌ها چگونه است و چگونه با شرایط کنار می‌آیند، تعیین کننده کیفیت رابطه هستند.

تردیدی نیست که رویدادهای استرس‌زا و ناگوار بر کیفیت رابطه تاثیر می‌گذارند.

از این رو ممکن است زوج هایی که مهارت‌های انطباقی و ارتباطی چندانی ندارند، چون با موانع بزرگ روبرو نمی شوند، از رابطه‌شان راضی باشند.

از طرف دیگر ممکن است یک سلسله اتفاقات اضطراب آور بر کیفیت رابطه زوجی که مهارت‌های انطباقی و ارتباطی بالایی دارند تاثیر بگذارد و رضایت آنها را از رابطه کاهش دهد.

با این حال، نکته مهم، توان انطباق و ارتباط است، اینکه دو طرف چگونه با تفاوت‌های هم کنار می‌آیند و رفتار یکدیگر را چگونه تفسیر می‌کنند.

عدم مدارا در مورد تفاوت‌ها و نگاه منفی به رفتارهای یکدیگر، به خودی خود می‌تواند مسبب اتفاقات اضطراب‌آور باشد، خشونت بیشتری را وارد زندگی کند و به کیفیت رابطه لطمه بزند.

حمایت از یکدیگر عامل مهم دیگری است که می‌تواند توضیح دهد چرا بعضی روابط موفقند و بعضی نه.

حمایت از همدیگر اعتماد می‌آورد و کمک می‌کند تا زوج‌ها با دیدی مثبت رفتارهای همدیگر را ارزیابی کنند، مثلا می‌توان یک اظهار نظر فکر نشده را به عوامل کوچک مثل خستگی نسبت داد نه به بدخواهی و تعمد طرف مقابل.

محققان معتقدند این مثبت‌گرایی، مثل سپری است که زوج‌ها را از تاثیر منفی رفتارهای غیرحمایتگرانه حفظ می‌کند و باعث می‌شود رضایت آنها از رابطه پردوام‌تر باشد؛ چرا که رفتارهای غیرحمایتگرانه، ممکن است گاهی از زوج‌هایی سربزند که رابطه‌ با کیفیتی دارند.

تولد فرزند

در میان اتفاقات اضطراب‌آور زندگی یکی از شایعترین و مهمترین آنها بچه‎‌دار شدن است.

تحقیقاتی که کیفیت رابطه زوجهای بچه دار را با زوجهای بدون بچه یا کیفیت رابطه زوج‌ها قبل و بعد از بچه دار شدن مقایسه کرده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که بچه‌دار شدن باعث افت کیفیت رابطه می‌شود.

اما اخیرا یک مطالعه فراتحلیلی نشان داد بین رابطه زوج‌های دارای فرزند با آنها که فرزند ندارند فرقی وجود ندارد و حتی بعضی زوج‌ها پس از بچه‌دار شدن احساس رضایت بیشتری در رابطه‌شان می کنند.

با این یافته‌های متناقض می توان گفت که تجربه زوج ها از بچه دار شدن یکسان نیست در مورد بعضی می تواند کیفیت رابطه را بهتر کند و در مورد برخی دیگر به کیفیت رابطه لطمه می زند.

{xtypo_rounded1}

نگرش بالنده به رابطه

تحقیقات نشان ‌می‌دهند زوج‌ها را از نظر نگرش، رویکرد و باورها به رابطه به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:

نگرش بالنده:

- این زوج‌ها برای گفتگو حتی در مورد مسائلی که گفتگو درباره آنها ناراحت‌کننده است پیشقدم می‌شوند.
- از تجربیات دشوار گذشته درس می‌گیرند
- نارضایتی خود را ابراز می‌کنند
- دعوایشان با هم سازنده است
- رابطه خود را با نزدیکی، وقت گذراندن با هم، استقلال، حمایت از یکدیگر و ارتباط موثر محافظت می‌کنند.
- انگیزه زیادی برای حفظ رابطه دارند.
- آنها برای بهبود رابطه‌شان از مشاوران حرفه‌ای کمک می‌گیرند.

نگرش غیربالنده:

- این زوج‌ها برای اینکه مجبور به رو در رویی با هم نشوند نیازهایشان را نادیده گرفته و سرکوب می‌کنند، بنابراین نارضایتی‌شان از رابطه مستمر شده و اختلاف نظر برطرف نمی‌شود.
- آنها باور دارند که رابطه را نمی‌توان بهترکرد و حتی نمی‌توان یاد گرفت که چگونه آن را بهتر کرد.
- کمک گرفتن از متخصصان را بی‌فایده و نشانه آن می‌دانند که حفظ رابطه دیگر ارزشی ندارد.

{/xtypo_rounded1}

 

با این حال می توان به این نتیجه رسید که بر خلاف باور رایج، تولد بچه الزاما به کیفیت رابطه کمک نمی‌کند و تجربه زوج‌ها از بچه دار شدن ارتباط بسیار با کیفیت رابطه‌شان دارد. بنابراین پیش از در نظر گرفتن امکانات مادی و رفاهی، مهمترین نکته برای بچه دار شدن این است که زوج ها کیفیت رابطه شان را ارزیابی کنند.

پاسخی که به سوالهای زیر می‌دهید می‌تواند به شما کمک کند تا حدی کیفیت رابطه‌تان را ارزیابی کنید:

- با در نظر گرفتن تمام جوانب، چقدر از رابطه‌تان احساس رضایت می کنید؟
- آیا شریک زندگی شما به نیازهایتان اهمیت می دهد و از آنها آگاه است؟
- آیا همسر یا دوست پسر/دخترتان به حرف‌ها و نگرانی های شما گوش می‌کند و به آنها اهمیت می‌دهد؟
- آیا حتی وقتی شریک زندگی تان با شما است احساس تنهایی می‌کنید؟
- ایا رابطه شما پر از خوشی و لذت است؟
- آیا آرزو می‌کنید در رابطه شما گرما و عاطفه بیشتری بود؟
- آیا نگرانید که شاید در آستانه جدایی/طلاق باشید؟
- اگر دوباره می‌توانستیدبه گذشته بگردید آیا:

1- دوباره با همین فرد وارد رابطه می‌شدید؟
2- با فرد دیگری وارد رابطه می شدید؟
3- اصلا از رابطه صرف نظر می کردید؟

- در موارد زیر میزان توافق یا اختلاف نظر/ رضایت یا عدم رضایت شما در رابطه با همسرتان چقدر است؟ (کم، متوسط، زیاد)

1- دخل و خرج و تامین نیازهای مالی
2- تفریح
3- ابراز علاقه به یکدیگر
4- انتخاب دوستان و نحوه رابطه با آنها
5- رابطه جنسی
6- پیروی از عرف و سنت (خوب و بد چیست؟ رفتار مناسب کدام است؟)
7- فلسفه زندگی
8- ارتباط با خانواده طرف مقابل

دکتر مهبد ابراهیمی
منبع: بی بی سی

دو تست روانشناسی که نشان می‌دهد چه زمانی برای ازدواج شما مناسب است و با چه جور آدمی؟!

ازدواج کردن فقط به این دلیل که فکر کنیم زمانش رسیده، ایده کاملا اشتباهی است. هرکس باید زمانی ازدواج کند که از نظر عقلی و احساسی آمادگی پذیرش زندگی جدید را داشته باشد. در هیچ کشوری و با هیچ فرهنگی، یک سن مناسب جادویی و خاص برای ازدواج وجود ندارد.

در سال‌های اخیر در تمام کشورها با فرهنگ‌های مختلف، متوسط سن ازدواج نسبت به سالیان گذشته تفاوت کرده و افزایش را نشان می‌دهد. در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می‌دهند هرچه زودتر تشکیل خانواده بدهند اما در این بین هستند اشخاصی که دوست دارند همچنان مجرد بمانند یا دیرتر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می‌دهند میل به ازدواج احساس می‌شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد، تشکیل خانواده می‌دهند… .

شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم و آیا اصلا چنین احساسی در ما به وجود می‌آید یا نه؟ تست‌های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟

۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچک‌شان می‌بینید، غبطه می‌خورید؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

2ـ به نظر شما، بهترین شیوه برای اینكه اطمینان یابید كه طرف مقابل‌تان كاملا برازنده و مناسب حال شما است، چیست؟

الف) اینكه خواسته‌‌ها و سلایق‌تان در زندگی، عینا مثل هم هستند.
ب) اینكه شما در این ارتباط، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشكلی بین‌تان وجود ندارد.
ج) اینكه به اتفاق هم با مشكلات مواجه می‌شوید و مبارزه می‌كنید و روز به روز بیشتر به یكدیگر نزدیك می‌شوید.
د) اینكه والدین و خانواده‌تان، او را تایید می‌كنند.

چه زمانی و با چه کسی ازدواج کنم؟

3- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می‌بینید، افسوس می‌خورید؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی‌اوقات

4ـ به نظر شما زوج‌‌ها از چه طریقی قادرند به بهترین نحو، مشكلات و مسائل مهم زندگی مشترك‌شان را حل و برطرف كنند؟

الف) اینكه ابتدا مشخص كنند كه چه كسی در اشتباه است و حق با كدام‌یك است.
ب) حتی در صورت ناراحتی و نارضایتی شدید، باید مدام و همواره در مورد آنها با یكدیگر صحبت و تبادل نظر كنند.
ج) آنها را به حال خود رها كنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.
د) تمام حواس و توجه خود را روی آنها متمركز كنند و گوش دل و جان به حرف‌‌ها و پیشنهادهای یكدیگر بدهند.

5- آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی‌تان لذت می‌برید؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

6ـ در زندگی مشترك زوج‌ها، ممكن است تفاوت‌ها، اختلاف‌نظرها و مشكلاتی قد علم كنند. اینها:

الف) نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت است كه لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید.
ب) دلایل و عللی است كه باعث می‌شود گذشت و سازش خود را به یكدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباط‌تان بیشتر بكوشید.
ج) به منزله علائم هشداردهنده‌ای است كه ثابت می‌كند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی‌خورد.
د) به منزله علائم و نشانه‌هایی است كه به ما می‌گوید زمان آن فرارسیده است كه چیزهای جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شكوفایی دست پیدا كنیم.

7- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید، به خود می‌گویید ای کاش من هم متاهل بودم؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

8-آیا شده تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی‌اوقات

9ـ زوج‌هایی كه همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی‌شان را با یكدیگر تقسیم می‌كنند با زوج‌هایی متفاوت هستند كه دائما ابراز نارضایتی و ناراحتی می‌كنند و دل‌شان با یكدیگر نیست. به نظر شما، تفاوت اصلی آنها در چیست؟

الف) زوج‌های گروه اول، هرگز عصبانی نمی‌شوند، جرو بحث راه نمی‌اندازند و دعوا و مرافعه نمی‌كنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ می‌كنند و خویشتن‌دار هستند.
ب) زوج های گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمی‌زنند و در واقع در زندگی‌شان، موش نمی‌دوانند.
ج) زوج‌های گروه اول مسائل و مشكلات، تفاوت‌‌ها و اختلاف‌نظرهای كمتری دارند، در نتیجه بیشتر فرصت پیدا می‌كنند كه به یكدیگر برسند و از زندگی‌شان لذت واقعی ببرند.
د) زوج‌های گروه اول، برای حل و رفع مسائل و مشكلات موجود در زندگی مشترك‌شان از ابزار، تجهیزات، شگردها، راهكارها و تدابیر زیركانه‌تر و بهتری برخوردارند.

10- آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که تنهایی دیگر بس است؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

11-آیا تاکنون برای تان پیش آمده که شادی‌تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

12- آیا شما موسیقی‌های آرام گوش می‌دهید؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

13- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساس‌تان به شما بگوید برای کسی هدیه‌ای بخرید؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۱4- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۱5- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۱6- زمانی که پدرو مادرتان می‌گویند، دیگر زمان ازدواج فرارسیده است، اخم نمی‌کنید؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۱7- آیا به‌تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می‌کنید؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۱8- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟

الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

روش پاسخ‌دهی:

سوال‌های 2، 4، 6 و 9 به ترتیب : سؤال 2: الف 3 امتیاز، ب 2 امتیاز، ج 4 امتیاز و د 1 امتیاز

سؤال 4: الف 3 امتیاز، ب 2 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 4 امتیاز

سؤال 6: الف 2 امتیاز، ب 4 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 3 امتیاز

سؤال 9: الف 2امتیاز، ب 3 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 4 امتیاز

سوال های1،3،5،7،8،10،11،12،13،14،15،16،17،18 : برای هر پاسخ بلی 2 امتیاز، خیر صفر امتیاز و گاهی اوقات 1 امتیاز اختصاص دهید.

نتیجه آزمون

اگر امتیازتان بین 17 تا 20 است: به شما تبریك می‌گوییم! شما به خوبی از نقاط ضعف و قوت شخصیت خودتان آگاهید و معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترك و همسرداری را كاملا و به خوبی درك كرده‌اید. شما می‌دانید هر ارتباط مشتركی از فراز و نشیب‌های خاصی برخوردار است و قادرید خودتان را با آنها هماهنگ و سازگار كنید و مشكلات و موانع را از سر راه بردارید. هنگام مواجهه با یك اختلاف نظر یا اختلاف سلیقه با همسرتان، ابتدا خود را به جای او می‌گذارید و از دریچه دید او به مسائل می‌نگرید، اشتباه‌های خود را به‌راحتی می‌پذیرید و در صورت لزوم حاضرید مصالحه و گذشت كنید. قطعا با این روحیه ایثار و همدلی كه شما دارید، حتی قادرید كوه را از جای خود بلند كنید و از یك زندگی مشترك پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشید و این نشان می‌دهد که شما آمادگی لازم و کامل را برای ازدواج دارید.

اگر امتیازتان بین 13 تا 16 است: شما از روحیه‌ای فداكار و ایثارگر برخوردارید ولی مایلید همسرتان نیز به موقع شما را درك كند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممكن است، هنگام مواجهه با مشكلات، ابتدا كمی خودتان را ببازید و دچار حالت سردرگمی و بلاتكلیفی شوید، ولی خیلی زود به خودتان می‌آیید و اوضاع را به بهترین نحو، سروسامان می‌دهید. متأسفانه در هنگام پذیرفتن اشتباه‌ها و خطاهای‌تان، كمی سرسخت و لجوجانه عمل می‌كنید ولی با كمی تأمل، سبك و سنگین كردن جوانب امر، قادرید به راهكارهایی مناسب دست یابید و بر موانع و مشكلات فایق آیید. بهتر است در تصمیم برای ازدواج عجله نکنید اما در فکرش باشید.

اگر امتیازتان بین 9 تا 12 است: شما فردی سرسخت و خودرأی هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه‌دار و عمیق‌تان به‌شدت اصرار می‌ورزید و مایلید آنها را در زندگی مشترك‌تان اعمال كنید. این به شرطی خوب است كه ابتدا، بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه دست یابید و بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترك‌تان و شناخت هرچه بیشتر یكدیگر، با هم فكری همسرتان آنها را با در نظر گرفتن وضعیت ارتباط‌تان، به كار گیرید. متأسفانه هنگام مواجهه با مشكلات و موانع به سرعت دست و پای‌تان را گم می‌كنید و قادر نیستید بدون گرفتن كمك فكری از اطرافیان‌تان به رفع و حل آنها بپردازید. شما کاملا برای ازدواج و تشکیل یک زندگی مشترک آماده نیستید و بهتر است بیشتر روی نقاط ضعف خود کار کنید.

اگر امتیازتان بین 5 تا 8 است: ابتدا باید به این سؤال پاسخ دهید که آیا معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترك و ارتباط دوجانبه را به درستی درك كرده‌اید؟ اگر پاسخ‌تان به این سؤال منفی است (كه حتما همین‌طور است، چون امتیازات شما نمایانگر آن است) قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج، باید به زندگی مشترك آرام و پر از تفاهم زوج‌های اطراف‌تان دقیق شوید و راهكارهای مدبرانه آنها را فرابگیرید. متأسفانه از قدرت تصمیم‌گیری بالایی برخوردار نیستید و حرف‌های دیگران به سرعت و به سهولت روی‌تان اثر می‌كنند، بدون اینكه پیرامون آنها بیندیشید و بعد از كمی جرح و تعدیل در آنها، اقدام كنید. زندگی مشترك مانند خیابانی دوطرفه است كه باید حق و حقوق طرفین در آن به طور یكسان و مساوی رعایت شود وگرنه مشكلات و موانعی بر سر راه‌تان قد علم می‌كنند كه حل و رفع آنها غیر ممكن است. شما اصلا آمادگی برای ازدواج ندارید و راه درازی برای شناخت خود در پیش دارید که این موضوع را جدی بگیرید.

حالا که از سطح آمادگی خود برای ازدواج آگاه شدید، می‌توانید با تست زیر پی ببرید که همسر ایده‌آل برای شما چه کسی است؟

1) الف: دست و دلباز اما بسیار زشت
ب:خسیس اما زیبا

2) الف: لوس اما صبور
ب: لوس اما عجول

3) الف: پولدار اما قد کوتاه
ب: فقیر اما قد بلند

4) الف: ترسو اما عاشق
ب: شجاع اما عاقل

5) الف:شلخته اما کاری
ب: منظم اما تنبل

6) الف:با سواد اما خود رای
ب: بی‌سواد اما حرف شنو

7) بی‌عرضه اما مهربان
ب:با عرضه اما بی‌احساس

8) جذاب اما بی‌خیال
ب: خشک اما با مسئولیت

9) خوشبین اما بی‌ادب
ب: بدبین اما مودب

10) منطقی اما حسود
ب: بی‌منطق اما خوش‌قلب

نتیجه: گزینه‌های انتخابی خود مربوط به هر سوال را پشت سر هم بنویسید تا متوجه شوید همسر آینده‌تان از چه شخصیتی برخوردار است.

منبع: مجله ایده آل

همان قدر که ازدواج با مردان کوچک‌تر رواج یافته، ازدواج با مردانی که بزرگ‌تر هستند هم شایع است. مردانی که بعضاً پانزده سال یا حتی بیشتر از فرد مورد علاقه‌شان بزرگ‌ترند. اگر آن فرد شمایید و صرفنظر از موارد دیگر، سن و سال خواستگارتان بزرگتر از شماست، در چنین شرایطی به عنوان کسی که مورد خواستگاری قرار گرفته، باید سه سوال اساسی را از خودتان بپرسید و پس از بررسی منطقی و جواب عاقلانه و آینده‌نگرانه به آن، بله یا نه بگویید.
پیشنهاد میکنیم احساسات را موقتاً کنار بگذارید و تنها در صورتی که جواب این سوال‌ها مثبت است به بقیه موارد فکر کنید:

۱-نظرش درمورد بچه دار شدن با شما یکی است؟

اگر خواستگارتان در اواخر دهه سوم یا چهارم زندگی‌اش به سر می‌برد احتمالا تا الان به دیدگاه‌های ثابتی درباره داشتن بچه رسیده است. ممکن است قبلا ازدواج کرده باشد و حتی بچه یا بچه‌هایی هم داشته باشد. در این شرایط داشتن یک بچه دیگر احتمالا گزینه ایده آلی برای او نخواهد بود. این در حالی است که شما سنی ندارید و دلتان می‌خواهد خیلی زود مادر شوید. اصلا ممکن است ماجرا کاملا برعکس باشد. او باز هم بچه بخواهد و شما آمادگی بچه دار شدن را نداشته باشید.چه در آرزوی مادر شدن هستید و چه از بچه داری خوشتان نمی‌آید باید نظر او را درباره موضوع «بچه» جویا شوید. ب

هتر است یک سوال کلی مطرح کنید و بگذارید خودش به تنهایی جواب بدهد.نگذارید پیش دستی کند و نظر شما را جویا شود چون در این صورت ممکن است جواب‌هایش را طبق خواست شما تنظیم کند و بعد از گرفتن جواب مثبت به خواست خودش برگردد.موضوع بچه بهتر است در جلسه سوم یا چهارم خواستگاری مطرح شود. دو جلسه اول خیلی زود هستند! بعد از جلسه سوم و چهارم هم ممکن است به طرف مقابل علاقه‌مند شده باشید و شرایط او را بپذیرید.‌‌ بنابراین همان جلسه سوم و چهارم را بچسبید!

۲-با علائم سالخوردگی‌اش کنار می‌آیید؟

مورد توجه قرار گرفتن از جانب مردی که از شما بزرگ‌تر است خوبی‌هایی دارد: رفتار او پخته‌تر است، بچه بازی‌های کمتری دارد، می‌داند با شما چطور رفتار کند و به عنوان یک مرد جا افتاده وضعیت اقتصادی‌اش هم ثبات پیدا کرده است.در شرایطی که شما یک کارمند ساده هستید و هنوز به پیشرفتی که می‌خواهید نرسیده‌اید او می‌تواند الگوی تمام و کمالتان شود اما در کنار تمام نکات مثبت خواستگارتان به زودی علائم سالخوردگی را نشان خواهد داد. کم کم مو‌هایش خاکستری و بعد سفید می‌شوند. دوست دارد شب‌ها زود‌تر بخوابد. به آرامش بیشتری نیاز دارد و شاید دیگر حوصله هیجان‌های سن شما را نداشته باشد.قبل از اینکه جواب مثبت بدهید از خودتان بپرسید آیا می‌توانید با چنین وضعیتی کنار بیایید؟ آیا اگر لازم شد می‌توانید از او مراقبت کنید؟ اگر جوابتان به این سوال‌ها قاطع و مثبت است می‌توانید روی او جدی‌تر فکر کنید. در غیر اینصورت نه خودتان را بازی بدهید و نه او را.

۳-آیا فهرست چیزهایی که از آن‌ها لذت می‌برید یا برعکس به هم شبیه است؟

اختلاف سنی زیاد به معنی این است که شما دو نفر در دو دوره مختلف رشد کرده‌اید. خواننده‌های محبوبتان با هم فرق دارند، فیلم‌های مورد علاقه‌تان سبک‌های مختلفی دارند و در ‌‌نهایت از نظر وضعیت کاری هم در دوموقعیت کاملا متفاوت هستید. دوستانتان هم که دیگر جای خود را دارند: یک عده اهل دسته جمعی سینما رفتن و عده دیگر عاشق پیک‌نیک‌های خانوادگی.
در این شرایط از خودتان بپرسید آیا می‌توانید در جمع همسالان او حاضر شوید؟ آیا می‌توانید او را در جمع دوستان خودتان بیاورید؟ چقدر وجه مشترک دارید؟ ممکن است از کودکیتان جلو‌تر از سن خودتان بوده باشید و فکرتان بزرگ‌تر از سنتان باشد. در این شرایط می‌توانید خودتان را به دنیای او نزدیک کنید و از او هم بخواهید به دنیای شما نزدیک شود.فقط باید مراقب باشید که مرزهای شخصیتیتان به هم نریزند. از خودتان بپرسید از تفریحات او لذت می‌برید؟ در شرایط غیرایده آل ممکن است برایتان غیرقابل تحمل باشد که رابطه‌تان با همسالانتان کمتر شود. در این صورت بهتر است روی این رابطه بیشتر فکر کنید و تمام جوانب را به خوبی بسنجید.

منبع: سلامت نیوز

عجیب نیست اگر همسران مردانی که دچاراختلال جنسی می شوند، رضایت کمتری از روابط زناشویی شان گزارش کنند. معمولا با طولانی شدن زمان این مشکل ،روابط همسران بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرد. مطالعات نشان می دهد که زنانی که همسرانشان دچار انزال زودرس است از مشکلات جنسی و زناشویی بیشتری رنج می برند، عدم بر انگیختگی و خشکی واژن و نرسیدن به ارگاسم از مشکلات شایع این خانمهاست.

مطالعات نشان می دهد زنانی که همسرشان مبتلا به انزال زودرس است ،ابتدا از بیان کردن و یادآوری موضوع در گفتگوهای روزانه پرهیز می کنند زیرا می ترسند به احساسات همسرشان خدشه ای وارد کنند و یا موجب شوند که او احساس ناتوانی بیشتری را تجربه کند.سکوت و عدم بیان موضوع و نگفتن آنچه زن را آزار می دهد اغلب در طولانی مدت بر روابط روزانه او با همسرش اثر گذاشته و موجب دوری او از همسرش می شود.

اما در بعضی مواقع زن بی اختیار واکنشهایی نشان می دهد که توسط مرد به عنوان تاییدی بر ناتوانی او در روابط جنسی تعبیر می شود و به همین دلیل از در گیر شدن در روابط جنسی و پیشنهاد رابطه زناشویی خودداری می کند. مثلا وقتی همسرش در مورد مسائل مردانه و مردانگی صحبت می کند، شانه بالا می اندازد و با پرسشگری به او نگاهی می کند.

با گذشت زمان، زن درون خود دچار احساسات منفی نسبت به همسرش می شود و نمی تواند بیش از این خشم و ناراحتی خود را از او که کلا از روابط زناشویی اجتناب می کند پنهان کند و واکنشهایی را نشان می دهد، مثلا در گفتگوهای روزانه با طعنه و کنایه موضوع را یاداوری می کند و یا طی دعواهایی که ظاهرا ربطی به موضوع زناشویی ندارد ، موضوع عدم توانایی مرد و یا بی علاقگی او به روابط زناشویی را یاداوری می کند.

این یاداوریها موجب پرهیز بیشتر مرد از موقعیتهای زناشویی و احساس ناتوانی بیشتر او می شود و بر روابط دو نفره تاثیری بسیار منفی می گذارد و می تواند موجب بروز مشکلات ارتباطی شود.

یافته های تحقیقات نشان دهنده آن است که زنانی که همسرانشان مبتلا به اختلال جنسی نعوظ هستند معمولا خودشان را سرزنش می کنند، زیرا فکر می کنند به اندازه کافی برای همسرشان جذاب نیستند و یا عملکرد زناشویی خوبی ندارند. در حالی که همسران مردانی که دچار انزال زودرس هستند شوهرشان را برای این مساله سرزنش می کنند.

با گذشت زمان یادآوری موضوع موجب خشم و عصبانیت مرد شده و او از هر گونه فعالیتی که منجر به بروز تجربه منفی اختلال نعوظ و یا انزال زودرس شود امتناع می کند و یا به دنبال درمانی می گردد تا فقط از سرزنشهای همسرش خلاص شون.در این مرحله درمانهای مشاوره ورانی به همراه درمانهای دارویی بسیار موثر است .

آیا این مشکل قابل درمان است؟

صبر داشته باشید و امیدوار باشید ، این وضعیت کاملا قابل درمان است مدتی از نزدیکی بپرهیزید و بتدریج از معاشقه شروع کنید و به همسرتان نزدیک شوید. نگران از دست رفتن ازدواج و همسرتان نباشید در صورتی که از او بخواهید وضعیت شما را در ک کند و واکنشهای ملایمتری نشان دهد، بتدریج اضطراب شما کاهش خواهد یافت.

استفاده از تمرینهای شروع توقف برای انزال زودرس توسط خود و همسرتان در این مورد می تواند بسیار کمک کننده باشد. در اختلال نعوظ نیز استفاده از داروهای مانند تادالافیل همزمان با مشاوره روانی بسیار موثر خواهد بود. اگر مبتلا به این پدیده هستید پیشنهاد می کنم ابتدا این نوشتار را با همسرتان به اشتراک بگذارید و سپس برای درمان مشورت با یک مشاور ماهر در این زمینه بسیار کمک کننده خواهد بود.

منبع: روزنامه جام جم

هر مردی می تواند در رابطه جنسی خود چندین بار ارگاسم شود. برای اینکار فقط کافی است اطلاعات کافی درمورد تمایلات جنسی مردانه، سکس و تکنیک های خاص آن داشته باشید. هدف اکثر مردان در سکس، انزال است نه عشق بازی. وقتی یک مرد چند بار ارگاسم را تجربه می کند، نه تنها خودش بهتر ارضا می شود، بلکه طرف مقابلش را هم بسیار بهتر ارضا خواهد کرد.

ارگاسم های چندگانه به دنبال هم اتفاق می افتند، بدون اینکه فرد در خلال آنها تحریک جنسی خود را از دست بدهد. خانم ها به راحتی می توانند ارگاسم چندگانه داشته باشند اما تعداد کمی از مردان می دانند که با آموزش صحیح آنها هم می توانند دقیقاً مثل خانم ها چندین بار در سکس ارگاسم شوند. درمورد خانم ها، ارگاسم چندگانه به این معناست که مدت زمان کمی بعد از اولین ارگاسم، تحریک جنسی خود را بازمی یابند، که معمولاً بلافاصله یا بعد از چند دقیقه اتفاق می افتد. وقتی زنی در یک رابطه جنسی چندین بار به ارگاسم می رسد ارگاسم او چندگانه خواهد بود.

خیلی از مردان اشتباهاً تصور می کنند که  وقتی بتوانند بعد از انزال دوباره تحریک شوند و به یک انزال دیگر دست پیدا کنند، یعنی ارگاسم چندگانه داشته اند. این اشتباه است. سکس چند ارگاسمه مردانه به سکسی گفته می شود که در خلال ارگاسم ها، نعوظ یا تحریک جنسی از بین نرود. ارگاسم چندگانه فقط شامل ارگاسم است نه انزال. تنها استثناء آن زمانی است که انزال با آخرین ارگاسم همراه می شود.

قبل از توضیح بیشتر بد نیست که با فرایند تکنیکی "چرخه تحریک جنسی" آشنا شوید.

1- مرحله تحریک

- گرفتگی عروق

- نعوظ

- بالا رفتن ضربان قلب

- بلند شدن نسبی بیضه و افزایش سایز

- سفت شدن نوک سینه ها

2- مرحله پایا

- بزرگ شدن بیشتر سر آلت تناسلی و بیضه ها

-  بلند شدن کامل بیضه

- بنفش شدن سر آلت تناسلی

- ترشح غدد کوپر

- نفس نفس زدن

3- مرحله ارگاسم (از دفع مایع و انزال تشکیل شده است)

دفع مایع

- اسپرم و مایعات از رگ وابران، کیسه های مایع منی و غده پروستات خارج شده و در ته مجرای پیشاب در نزدیکی پروستات جمع می شوند.

- کشش ماهیچه ای درست قبل از رها شدن فشار و تنش

- بالا رفتن بیشتر ضربان قلب و تنفس

ضرورت انزال: هوشیاری از انزال قریب الوقوع

انزال

- عضله تنگ کننده ادرار محکم بسته می شود.

- انقباضات ریتمیک پروستات، عضلات میاندوراهی و آلت تناسلی و خارج شدن مایع منی.

- تیرگی جزئی هوشیاری

4- مرحله تحلیل

- از بین رفتن تحریک

- خوابیدن آلت تناسلی و جمع شدن پوست بیضه

- برگشت کشش عضلانی

- پایین آمدن ضربان قلب و فشارخون

ارگاسم چندگانه دربرابر ارگاسم همراه با انزال

هر دو نوع این ارگاسم ها یکسان شروع می شوند: از تحریک تا نقطه ای نزدیک به انزال. در این نقطه، مرد یکسری انقباضات تناسلی را تجربه می کند که 3 تا 5 ثانیه طول می کشد. این انقباضات، ارگاسم های لگنی نامیده می شوند که ابتدا حس لرزش یا رهایی جزئی فشار را به همراه دارد. وقتی این نقطه کاملاً تشخیص داده شده و کنترل شود، می توان این احساسات را بیشتر و شدیدتر کرد.

وقتی فرد به این نقطه می رسد، هدف رسیدن به انزال نیست بلکه کاهش تحریک است، فقط به اندازه ای که بتوان میزان تحریک را کنترل کرد. می توان با فشردن عضلات لگنی میزان تحریک را به خوبی کنترل کرد.

در شکل زیر مرحله پایا به صورت بالاترین وضعیت تحریک نشان داده شده است که اگر به تحریک اجازه ادامه یافتن داده شود، در آخر به ارگاسم منتهی خواهد شد.

تفاوت دو نمودار با هم را ملاحظه کنید. در یک ارگاسم تکی عادی که همراه با انزال است، مرحله پایا سریعاً گذشته ، ارگاسم فروکش کرده و انزال اتفاق می افتد. در یک سکس با ارگاسم چندگانه، مرحله پایا پس از اولین ارگاسم و  ارگاسم های بعدی همچنان باقی می ماند. ارگاسم های پی در پی معمولاً کمی قوی تر از ارگاسم قبلی هستند تا جایی که مرد تصمیم می گیرد در آخرین ارگاسم انزال داشته باشد. انزال کاملاً انتخابی است. حتی پس از چند ارگاسم فرد می تواند تصمیم بگیرد که اصلاً انزال نداشته باشد که در این حالت تحریک تقریباً یک ساعت بعد فروکش می کند، برخلاف انزال که تحریک جنسی دفعتاً و به سرعت فرومی نشیند.

چطور ارگاسم چندگانه ممکن است؟

"چرخه واکنش" مردها و زنها تقریباً شبیه به هم است. تفاوت جزئی بین آنها انزال مرد است. زنهایی که ارگاسم های چندگانه دارند قادرند درصورت کاهش تحریک به مدت زمان کوتاهی بعد از اولین ارگاسم خود، ارگاسم های متوالی و پی در پی داشته باشند، دلیل آن این است که آنها انزال ندارند.

انزال دوره بی پاسخی را در مردها آغاز می کند. طی این مدت، اکثر مردها نمی توانند به خاطر از دست دادن تنش جنسی دوباره تحریک شوند و آلت تناسلی نسبت به هرگونه تماس حساس می شود. ازآنجا که خانم ها از نظر بیولوژیکی قادر به انزال نیستند، این خصوصیت را ندارند و می توانند بسیار آسانتر از مردها ارگاسم های چندگانه داشته باشند.

اولین قدم در فهمیدن اینکه مردها چطور می توانند ارگاسم چندگانه داشته باشند این است که بدانند ارگاسم و انزال دو اتفاق کاملاً مجزا و قابل تشخیص از همدیگر هستند. اکثر مردها همیشه ارگاسم و انزال را به طور همزمان تجربه کرده اند به همین دلیل قادر به تشخیص آنها از هم نیستند.

دومین قدم این است که بتوانید ارگاسم و انزال را از هم تشخیص دهید.

توانایی تشخیص ایندو از هم شامل عضله لگنی می شود. این همان عضله ای است که جریان ادرار را در نیمه راه متوقف می کند. اگر نگه داشتن جریان ادرار برایتان دشوار باشد یعنی عضله لگنی شما ضعیف است. در اینصورت باید روی قوی تر کردن آن کار کنید تا بتوانید ارگاسم چندگانه داشته باشید. وقتی عضله لگنی را فشار داده و منقبض می کنید باید احساس کنید که همه آنچه در عمق لگنتان است به سمت بالا کشیده می شود.

تمرینات تنفسی

- روی یک صندلی راحت بنشینید و شانه هایتان را ریلکس کنید.

- دستها را روی شکمتان  درست زیر ناف قرار دهید.

- نفس را عمیقاً توی ریه بکشید. عمیقاً از بینی نفس بکشید طوریکه شکمتان باد کند.

- نفس را به طور کامل بیرون دهید طوریکه شکم دوباره به ستون فقرات بچسبد. احساس خواهید کرد که لگن و آلت تناسلیتان به سمت بالا کشیده می شود.

- این حرکت را 9 تا 36 مرتبه تکرار کنید.

آماده سازی خود

توانایی داشتن ارگاسم چندگانه برای یک مرد قابلیتی درخور توجه است اما به آماده سازی زیادی نیاز دارد. همانطور که قبلاً هم ذکر شد، یکی از قدم های اولیه شناخت عضله لگنی است. برای اینکه با آن آشنا شوید باید یاد بگیرید که چطور آنرا به درستی کنترل کنید. قسمتی از این کنترل به مرور زمان و با تجربه به دست می آید اما بخش اعظم آنرا باید با تقویت از طریق تمرین مداوم به دست آورید. این تمرینات را می توانید در هر مکانی بدون اینکه کسی متوجه شود انجام دهید.

تمرین

- راحت بنشینید و مثل زمان عادی با همسر خود رابطه جنسی را شروع کنید.

- درست همانجایی که نزدیک به انزالتان است متوقف شوید. عضله لگنی خود را منقبض کرده و نگه دارید و تا 10 بشمارید.

- سپس خود را ریلکس کنید و چند دقیقه استراحت کنید.

- دوباره شروع به رابطه جنسی کنید و اینبار کمی به نقطه انزال نزدیکتر شوید و دوباره عضله لگنی خود را منقبض کنید.

- دوباره رابطه را ادامه دهید و به تحریک جنسی و احساسات خود توجه خاص داشته باشید. کلید کار اینجا این است که درمورد واکنش جنسی خود بیشتر بفهمید تا بتوانید راحت تر آنرا کنترل کنید.

توقف درست قبل از انزال

دوباره به رابطه جنسی ادامه دهید، با این تفاوت که اینبار تا جایی پیش بروید که به انزال برسید. درست قبل از ارگاسم انقباضات متعددی را احساس خواهید کرد که نشاندهنده شروع انزال در ته آلت تناسلی یا حتی عمیق تر در لگنتان است. با شروع این انقباضات یا درست قبل از شروع آن تحریک را متوقف کرده و عضله لگنی را سفت منقبض کنید. احتمالاً حس خواهید کرد که در حال انزال هستید اما باید آنرا متوقف کنید. سفت کردن و منقبض کردن درست عضله لگنی انزال را نگه می دارد.

مقدار کمی ازمایع منی خارج می شود اما نه با آن فشار که در ارگاسم های تکی تجربه می کنید. اگر موفق شدید انزال را بعد از ارگاسم خود متوقف کنید دوباره شروع به خودارضایی کنید. تحریکتان باید بسیار بالا باشد و باید بتوانید اینکار را به مدت کوتاهی ادامه دهید تا به یک ارگاسم دیگر برسید.

اگر بار اول نتوانستید انزال خود را متوقف کنید، احتمالا یا عضله لگنیتان به اندازه کافی قوی نیست و یا در زمان مناسبی آن را منقبض نکرده اید. اگر دیر شروع به منقبض کردن آن بکنید انقباضات انزال دیگر شروع شده اند و دیگر متوقف  کردن آن غیرممکن است. با تمرین بیشتر زمانبندی آن دستتان می آید.

نقش شریک جنسی

تکنیک های زیادی برای بالا بردن موفقیت خود در ارگاسم چندگانه وجود دارد. بهترین تکنیک ممکن تمرین آن با شریک جنسیتان است. اگر بتوانید در این کار موفق شوید می توانید هم خودتان و هم شریک جنسیتان را به لذت بسیار بیشتری برسانید.

غلبه بر مشکلات

بدون شک بزرگترین مانعی که اکثر مردها در ارگاسم چندگانه تجربه می کنند، ناتوانی در انقباض عضله لگنی در طی ارگاسم برای متوقف کردن انزال است. ممکن است یکسری انقباضات را حس کنید اما نباید منقبض کردن را در این نقطه رها کنید چون حتی اگر در متوقف کردن انقباضات انزالی موفق هم شوید، چند انقباض از آن نوع را حس خواهید کرد. اگر موفق شوید، انقباضات قبل از انزال متوقف می شوند و باید بتوانید دوباره تحریکتان را ادامه دهید بدون اینکه حستان از بین برود.

یک مشکل دیگر ناتوانی در تشخیص آغاز و پایان مرز مراحل پایا، ارگاسم و انزال است. اگر نتوانید فرق بین ارگاسم و انزال را تشخیص دهید، که کلید کار در تجربه ارگاسم چندگانه است، اگر موفق هم شوید فقط تصادفی بوده است.

بعضی از مردها سعی می کنند خیلی سریع و شدید خود را تحریک کنند ولی این راه خوبی برای آگاهی از سطح هوشیاری جنسی خود نیست. اگر سعی کنید تحریک را آرامتر انجام دهید می توانید مرز بین تحریک، مرحله پایا، و ارگاسم را خیلی راحت تر تشخیص دهید. با این روش خیلی بهتر متوجه خواهید شد که چه زمان باید عضله لگنی خود را منقبض کنید، کی تحریک را متوقف کنید، و کی عضله لگنی را ریلکس کنید و برای تجربه یک ارگاسم دیگر دوباره تحریک را آغاز کنید.

فشار لگنی بعد از تحریک

فشار در ناحیه لگن نتیجه طبیعی افزایش جریان خون در ناحیه تناسلی است. اگر میزان این فشار قابل تحمل نباشد، می توانید با تنفس عمیق، بلند کردن پایین تنه و ماساژ بیضه به آرامی آنرا کمتر کنید. این کار باعث می شود انرژی بیضه به سایر قسمت های بدن منتشر شود. همچنین می توانید 5 تا 10 دقیقه به پشت بخوابید.

سایر فواید

با یادگرفتن ارگاسم چندگانه می توانید سایر مشکلات جنسی مثل انزال زودرس را هم برطرف کنید. با این روش نه تنها می توانید زمان سکس خود را بیشتر کنید بلکه استرس و اضطرابهایتان هم کمتر شده و می توانید بیشتر روی ارضای خود و شریک جنسیتان تمرکز کنید.

سن

ممکن است خیلی از شما سوال کنید که آیا سن هم می تواند در موفقیت یا شکست این تکنیک تاثیر داشته باشد یا نه. موفقیت همه مردها در این تکنیک یکسان نیست چون فعالیت جنسی آنها و میزان آگاهیشان از سطح هوشیاری جنسی خود یکسان نیست.

اگر در رسیدن به ارگاسم های تکی چه به تنهایی چه همراه با شریک جنسی خود مشکلی نداشته باشید، یاد گرفتن ارگاسم چندگانه فقط نیازمند صبر، عزم و تلاش است. اما اگر در داشتن ارگاسم های تکی هم مشکل دارید در ارگاسم چندگانه نیز با مشکلات و مسائل بیشتری روبه رو خواهید بود. به همین دلیل اگر احساس می کنید که در روابط جنسی خود مشکلات جدی دارید حتماً با  پزشک متخصص درمیان بگذارید.

تفکرات قدیمی

مساله ارگاسم چندگانه ایده جدیدی نیست. فلاسفه چین قدیم، هزاران سال پیش آن را می شناخته اند. بسیاری از رمز و رازهای جنسی هنوز ناشناخته مانده است. باوجود اینکه طی دهه چهل و پنجاه محققان زیادی در زمینه مسائل جنسی در غرب توانایی مردان در داشتن ارگاسم چندگانه را تایید کردند. اما حتی در این عصر میزان ناآگاهی جنسی، راهنمایی های غلط و سردرگمی جنسی به وفور دیده می شود.

خط آخر

خط آخر اینکه توانایی شما در داشتن ارگاسم چندگانه به آگاهی و هوشیاری کلی شما در زمینه جنسی و قدرتتان در کنترل عضلات لگنی بستگی دارد. شایان ذکر است که این قابلیت را نمی توانید یک شبه به دست آورید. بااستفاده از مطالبی که در این مقاله ذکر شد، احتمالاً باید متوجه شده باشید که هفته ها یا حتی ماه ها ممکن است طول بکشد تا بتوانید در این زمینه موفق شوید. نتیجه ای که به دست می آورید به تلاش و اراده خودتان بستگی دارد.

منبع: مردمان

همۀ انسان ها سزاوار داشتن انرژی جنسی لذت بخش و فوق العاده ای هستند. شرط برخورداری از این لذت ،داشتن انرژی جنسی سالم و نیرومند است. مغز این انرژی را کنترل می کند. مغز انسان اولین عضوی ست که تحریک و تهییج می شود. این آزمون به شما کمک می کند که بدانید آیا انرژی جنسی شما به اندازۀ کافی قدرتمند است یا خیر؛ همچنین نکاتی را برای قدرت بخشیدن به این انرژی و برگرداندن هیجان جنسی به شما می آموزد.

1.آیا روزی حداقل یک بار به رابطۀ جنسی فکر می کنید؟

بلی                              خیر

2.آیا پس از ازدواج سایز لباس هایی که می خرید بالا رفته است؟

بلی                              خیر

3.آیا تا به حال عصبانی از دست همسرتان به خواب رفته اید؟

بلی                              خیر

4.آیا داروی خاصی مصرف می کنید؟

بلی                              خیر

5.آیا فرزند یا فرزندان  پایین تر از 5 سال دارید؟

بلی                               خیر

قبل از خواندن توضیحات زیر باید بدانید که اگر به یکی از این سؤالها جوابی که باید را نداده اید ، نباید نگران باشید و اگر دو یا چند پاسخ نامناسب داده اید ،شما انرژی جنسی پایینی دارید و باید روی خود کار کنید.

- برای یک زن ضروریست که حداقل یک بار در روز به رابطۀ جنسی فکر کند، زیرا به او کمک می کند که به خود بیاید و با خود و بدن خود ارتباط مناسبی بر قرار کند. اگر زنان در روز دقایقی را به خود و زندگی جنسی شان اختصاص دهند، بیشتر به خود می رسند و نسبت به خود احساس بهتری پیدا می کنند .در نتیجه به شناخت درستی از خود و نیازهای شان می رسند؛ خود را خواستنی می یابند و انرژی جنسی آنها به تدریج قدرت می گیرد.  

- اضافه وزن پس از ازدواج از مشکلات شایعی ست که باعث کم شدن میزان فعالیت زوج ها در رابطۀ جنسی می شود، زیرا هر دو طرف از هم انتظاراتی دارند و برآورده نشدن این انتظارات باعث سرخورده شدن طرفین و پایین آمدن انرژی جنسی آنها می شود. مهمتر اینکه باید متوجه باشید که انکار این اضافه وزن و سرباز زدن از خرید لباس های مناسب و چپاندن چربی های اضافی در جین های تنگ نشانۀ اعتماد به نفس بالای شما نیست و کمک چندانی به شما نمی کند. به تدریج همین لباس های نامناسب و  ناراحت با پایین آوردن اعتماد به نفس شما باعث کم شدن انرژی جنسی تان می شوند. متخصصان دریافته اند که هفته ای سه بار انجام ورزش های هوازی موجب افزایش انرژی جنسی می شود.

- برای اینکه خود را ارزشمند و از لحاظ جنسی جذاب بدانید، نیاز به آرامش دارید. از آنجایی که مغز مهمترین عضو درگیر رابطۀ جنسی دانسته شده است ، شما باید این فراغت و آرامش را به ذهن خود بدهید و اجازه دهید افکار مهیج و جنسی به ذهن شما وارد شوند. اگر با ذهنی عصبانی و درگیر به رختخواب بروید، این فراغت را از ذهن خود گرفته اید و آن را مشوش تر از آن کرده اید که به فکر سلامت رابطۀ جنسی باشد. افکار ناراحت کننده و عصبانیت خود را برای بعد بگذارید و به شریک خود پیشنهاد یک ماساژ بدهید. این کار آرامش فکری و نزدیکی بیشتری را برای هر دو شما به ارمغان می آورد.

- برخی داروها از قبیل داروهای ضد بارداری و افسردگی میزان انرژی جنسی را کاهش می دهند. اگر دکتر شما داروئی برای تان تجویز کرده و شما حس می کنید که آن دارو انرژی جنسی شما را پایین آورده است ، تجربۀ خود را با دکتر تان در میان بگذارید و از وی برای رفع این مشکل مشورت بگیرید.

- اگر سن فرزند شما کمتر از 5 سال است ،مسلماً شما به دلیل کم خوابی و خستگی زمان زیادی برای خود و رابطۀ جنسی ندارید. سعی کنید همراه با شریکتان فرصت هایی برای خود فراهم کنید که بنشینید و با هم روی خود و رابطۀ تان کار کنید.

گروه ترجمه مجله پزشکی مادر، روژیار احقری
منبع: doctoroz.com

 

همه ما در زندگی روزمره خود مواردی را سراغ داریم که نتوانسته باشیم مطلب ، اسم فرد یا مکان خاص و یا اطلاعات دیگری را یادآوری کنیم. شاید بسیار پیش آمده باشد که مدتها به دنبال دسته کلید یا وسائل شخصی دیگر خود گشته باشیم و خیلی موارد دیگر. همه اینها مواردی جزئی از اختلال در عملکرد حافظه را نشان می‌دهد که تحت تاثیر عوامل مختلف ممکن است به وجود بیاید.

این عوامل هرچه باشد، آنچه که برای ما پیش آمده این است که نتوانسته‌ایم به اطلاعاتی که مطمئن از دانستن آنها هستیم، دست پیدا کنیم.
به عبارتی حافظه نتوانسته به اطلاعاتی که قبلا ذخیره کرده‌ایم، دسترسی پیدا کند. این نوع از فراموشی بسیار علنی و اشکار است و به نظر می رسد که گاه آسیبهای جدی به ما وارد می آورد مثل گم کردن وسایل و یا کم شدن نمره امتحانی و ..
اما نوع دیگری از فراموشی هم وجود دارد که شاید در هیچ متون علمی جز دسته های مختلف فراموشی به شمار نرود و آن هم فراموش کردن مسئولیتها و تعهدات انسانی است. نکته مهم در این نوع فراموشی این است که در فراموشی رایج یعنی نوع اول، عمدتا افراد بسیار احساس ضرر و آسیب می کنند و حتی در صدد جبران هم بر می آیند اما در نوع دوم فراموشی عمدتا با چنین احساساتی مواجه نیستیم و لذا امکان ادامه یافتن این دور باطل خیلی بیشتر خواهد بود.تعهدات و وظایفی که گاه به خاطر بی توجهی و ساده انگاری ما انسانها به دست فراموشی سپرده می شود و از همه بدتر این است که در برخی موارد دیده می شود که برای یادآوری این مسئولیتها هیچ تلاش جدی صورت نمی گیرد؛ جز فراموشی های دسته دوم است.
یکی از این فراموشی های بسیار فراگیر در عصر حاضر، فراموش کردن تعهدات مهم نسبت به زندگی زناشویی و همسر است. رابطه زناشویی مهمترین رابطه افراد در زندگی است. با این حال گاهی اوقات به دلیل عدم شناخت عوامل موثر بر این رابطه، حداکثر بهره را از آن نمی برند.
رابطه زناشویی افراد مثل هر رابطه دیگری، نظام دارد. نظام آن هم اهداف، باورها و اولویتهای هر یک از شما و اهداف، اولویتها و باورهای مشترک شما و همسرتان به عنوان یک زوج است. اگر اهداف و اولویت های زن و مرد همسو باشد، نظام زناشویی زوجین درست کار می کند اما در صورتی که اولویتهای زوجین در زندگی متفاوت باشد قطعا این نظام به درستی کار نمی کند.
درست شبیه به زن و مرد سرگذشت عنوان شده که اولویتهای زندگی شان کاملا با هم متفاوت بوده و زن به طور کلی فراموش کرده که وارد زندگی زناشویی و مسئولیتهای مهم و اساسی ان شده است و همیشه دنبال تحقق آرزوهای و خواسته های خود بوده است. اگر زن و مرد نظام زناشویی زندگی خود را خوب بفهمند و آن را ملکه ذهن خود کنند قطعا اهداف و اولویتهای زوجین با هم هماهنگ می شود اما در صورتی که نظام زندگی مشترک مورد فراموشی قرار گیرد، بنیان ان نیز به شدت متزلزل می گردد.
برای رفع مشکلات زندگی زناشویی که در آن یکی یا هر دو زوجین دچار فراموشی شده و از یاد برده که در قبال زندگی مشترک خود چه مسئولیتهای مهمی دارد، یادآوری تمام اصول فراموش شده برای تجدید حیات آن زندگی بسیار موثر خواهد بود.
در ادامه بخشی از این تکالیف یادآوری می شود:

تکلیف روز اول : صمیمیت جسمی
هر کدام دست های خود را در دست دیگری بگذارید و به مدت 30 ثانیه بدون پلک زدن در چشمان یکدیگر نگاه کنید. سپس هرکدام از خاطرات خوش دوران گذشته خود حرف بزنید، بعد چند خصوصیت مثبت همسرتان را به او بگویید و به او یادآور شوید که دوستش دارید و از بودن با او خوشحال هستید.

تکلیف روز دوم: صمیمیت عاطفی
به همسرتان بگویید چه رفتارهایی نشان دهنده این است که او شما را دوست دارد؟ برای رفع مشکلات زندگی زناشویی که در آن یکی یا هر دو زوجین دچار فراموشی شده و از یاد برده که در قبال زندگی مشترک خود چه مسئولیتهای مهمی دارد، یادآوری تمام اصول فراموش شده برای تجدید حیات آن زندگی بسیار موثر خواهد بود.


تکلیف روز سوم: صمیمیت ارتباطی
وقتی تو با من حرف می زنی چه علایمی از طرز نشستن، حالت چهره، نوع گوش دادن و کلام تو می تواند نشان دهد که تو با من صمیمی هستی. این سوال را از همسرتان بپرسید و آنچه او می پسندد را اجرا کنید .

تکلیف روزچهارم :صمیمیت اجتماعی - تفریحی
چه فعالیتها و مراسمی وجود دارد که هر دو خوشحال می شویم در آن با یکدیگر شرکت کنیم و
چه فعالیتهایی وجود دارد که ما هرکدام به طور جداگانه به ان علاقه مند هستیم؟حال چه تصمیمی می توانیم راجع به دو نوع فعالیت داشته باشیم؟از میان دوستان ما، کدام یک از انها مورد تفواق هر دوی ما برای معاشرت و رفت و آمد هستند؟کدام یک از دوستان ما هستند که دیگری علاقه ای به معاشرت با او ندارد؟حال چه تصمیمی می توانیم راجع به این افراد و معاشرت با آنها داشته باشیم؟

تکلیف روز پنجم: صمیمیت معنوی
من و تو چه شباهتهایی در اعتقادات مذهبی و ارزشهای اخلاقی همدیگر داریم؟من و تو چه تفاوتهایی در اعتقادات مذهبی و ارزشهای اخلاقی همدیگر داریم؟حال با این تفاوتهای خود چه کنیم تا به صمیمیت ما آسیب نزند؟

تکلیف روز ششم :صمیمیت جنسی
من و تو چه اطلاعاتی از نیازهای جنسی هم داریم و چگونه می توانیم اطلاعات بیشتری در مورد صمیمیت جنسی مان را به دست آوریم؟
به نظر می رسد که طی کردن این مراحل چند روز پشت سر هم و یادآوری مجدد آنها در رابطه با همسر کمک می کند که زوجین، دوباره زندگی مشترک، همسر و مسایل مربوط به آن را مورد توجه قرار داده و آنچه را فراموش کرده اند دوباره به خاطر آورند. اگر باور نمی کنید، امتحان کنید.

منبع: تبیان

©2017 شرط مهم سلامت یک جامعه توانمندی مردم در جستجو، دریافت و به کار گیری اطلاعات سلامت است، مجله پزشکی مادر، شریک سلامت جامعه ایرانی است.

Please publish modules in offcanvas position.