چربی بد خون مساوی است با رابطه جنسی نامؤفق. این موضوع پیش از این در رابطه با مردان به اثبات رسیده بود.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از سایت سلام دکتر، در حقیقت افزایش کلسترول، خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهد و می‌تواند در ایجاد مشکلات نعوظ مؤثر باشد.

محققان در بررسی‌های جدید خود تاثیر این موضوع را بر زنان مورد مطالعه قرار دادند و ۴۰۰ زن غیر یائسه که سالم بودند ولی میزان کلسترول خونشان غیر طبیعی بود را زیر نظر گرفتند.

سلامتی جنسی این زنان به کمک پرسشنامه‌ای ارزیابی شد. این پرسشنامه شامل سؤالاتی در خصوص( آلت مردانه، تحریک، ارگاسم، درد، احساس رضایت جنسی و غیره) می‌شد.

سپس سلامت جنسی این زنان با گروه دیگری که دارای کلسترول خون طبیعی بودند، مقایسه شد. این بررسی نشان داد که ۳۲ درصد زنان با کلسترول خون بالا، رابطه جنسی دشواری دارند، بطوریکه رابط‌شان به نوعی مختل شده است.

اختلال در رابطه جنسی در میان زنانی که کلسترول طبیعی داشتند، ۹ درصد بود. این احتمال وجود دارد که در زنان نیز مانند مردان، گردش خون نامناسب، ریشه مشکلات جنسی آنها باشد.
مجله پزشکی مادر

انتخاب همسر مناسب مهم‌ترین انتخاب زندگی است و یك اشتباه كوچك در این انتخاب می‌تواند بهشت رویاها را به جهنم تبدیل كند و جالب اینجاست كه اكثر مردم درست زمانی كه فكر می‌كنند كه بهترین تصمیم را گرفته‌اند مرتكب بزرگ‌ترین اشتباهشان می‌شوند. بنابراین اگر می‌خواهید شریك زندگی‌تان را انتخاب كنید مراقب باشید كه از حول حلیم با سر توی دیگ حلیم نیافتید و پایتان توی یكی از ده‌ها تله‌ای كه در مرحله انتخاب ممكن است پیش پایتان پهن شده باشد گیر نكنید.

تله اول : زیبایی

شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می‌شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب انتخابی بیشتر از حد معقول باشد، دردسرها شروع می‌شود. بهتر است قبل از این که کسی را به عنوان همسر انتخاب کنید، اولویت‌هایتان را مشخص کنید: با اینکه زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می‌دانستید؟ در این صورت می‌توانید فكر كنید كه او همسر مناسبی برای شما خواهد بود.

تله دوم : موقعیت اجتماعی

موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال اشتباه در انتخاب همسر را به شدت بالا می‌برد. عناوین و موقعیت‌های چشمگیر به راحتی می‌توانند سایر خصوصیات فرد را تحت تأثیر قرار دهد و چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می‌کنیم، در حالی كه با «خود» او زیر یک سقف می‌رویم – شما در داخل خانه مجبورید با یك آدم منهی شغل و عنوانش زندگی كرد.

در چنین شرایطی باید فكر كنید اگر طرف مقابل چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی‌های دیگر او شما را به خود جذب می‌کند؟

تله سوم : عشق بی‌اندازه

عشق یکی از لازمه‌های ازدواج است، اما برای ازدواج کافی نیست. اگر فقط از روی عشق ازدواج می‌کنید، منتظر باشید که روزی به خاطر نفرت از هم جدا شوید!

یکی از خطرناک‌ترین شرایط انتخاب همسر زمانی است که «عاشق» می‌شوید. در این حالت شما آن قدر تحت تأثیر هیجانات و احساسات هستید که نمی‌توانید درست ببینید و درست تصمیم بگیرید. قبول این مساله برای کسانی که در اوج عشق هستند بسیار سخت است. اما واقعیت این است كه مغز در حالت هیجان‌زدگی نمی‌تواند به طور طبیعی فعالیت کند. بنابراین خود عاشق جز خوبی چیزی نمی‌بیند.

در واقع چشم عاشق، همه چیز را از پشت عینک عشق می‌بیند و از پشت این عینک همه چیز بهتر از آن چه که هست دیده می‌شود اما. فقط مشکل اینجاست که ما نمی‌توانیم همیشه با این عینک به دنیا نگاه کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم این شیفتگی و این هیجانات دیر یا زود فروکش می‌کند.

اگر عاشق هستید، بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا تب در شما فروکش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل، درمورد زندگی آینده‌تان تصمیم بگیرید.

تله چهارم : احساس تنهایی

تنهایی‌های دوران مجردی گاهی تحمل‌ناپذیر می‌شود. وقتی دوستان متاهل دور هم جمع می‌شوند ممكن است ما به دلیل مجرد بودن نتوانیم در جمع‌شان باشیم. وقتی با جمعی از بچه‌های فامیل به مسافرت می‌رویم و همه با همسرشان هستند به جز ما. وقتی همکارانمان آخر وقت در حالی به خانه شان برمی‌گردند که همسرشان در انتظارشان است اما ما به خانه‌ای می‌رویم که در و دیوار منتظرمان است و همین جاست که زنگ‌های خطر به صدا درمی‌آید.

تنهایی مفرط ساده‌تر از آن چه فکرش را بکنید می‌تواند شما را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. وقتی در تنهایی به حال خودتان تأسف می‌خورید، کسی پیدایش می‌شود فكر می‌كنید که می تواند شما را از تنهایی نجات دهد در حالی كه بهتر است.

فكر كنم می‌شود تنهایی را با دوستان و آشنایان تا حدی برطرف كرد و به فکر حل مساله از طریق ازدواج نیافتاد اما بعد از اینکه از عمق تنهایی کاسته شد، می‌شود تصمیمات بهتری گرفت.

تله پنجم : عجله

شما آخرین فرزند خانه هستید که مجرد مانده، چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه‌شان را ببینند. شما خواهر بزرگ‌تر هستید و ازدواج خواهر کوچک‌ترتان در گرو ازدواج شماست. یا اصلاً سن شما بالا رفته و احساس می‌کنید برای ازدواجتان دیر شده است. هیچ کدام از این موارد نباید باعث شود كه شما عجولانه و نسنجیده تن به ازدواج بدهید.

در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می‌گیریم، امکان اشتباه کردن‌مان چندین برابر می‌شود پس اجازه ندهید آینده زندگی‌تان قربانی عجله شود.

تله ششم : شناخت ناقص

با کسی قرار ازدواج گذاشته‌اید و به قصد شناخت برای ازدواج با هم در ارتباط هستید، اما ارتباط شما محدود به کافی‌شاپ رفتن آخر هفته همراه دوستان یا ارتباط تلفنی است. بگذارید خیالتان را راحت کنیم: اگر 20 سال هم آخر هفته‌ها با این فرد بیرون بروید و هر روز ساعت‌ها با او تلفنی صحبت کنید، باز هم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است!

وقتی با یک نفر ازدواج می‌کنیم، در واقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگی‌اش، خانواده‌اش، گذشته‌اش، آینده‌اش، افکار و اخلاقش و هم‌چنین با جسم او ازدواج کرده‌ایم؛ در مثال بالا شما فقط بُعد «کافی شاپی» یا به عبارتی بُعد «تفریحی» فرد را شناخته‌اید، یا با شخصیت مجازی او (که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است) آشنا شده‌اید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمی‌آید. ما زمانی می‌توانیم به شناخت کامل‌تر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیت‌های مختلف رو به رو شده باشیم.

تله هفتم : بحران روحی

در رابطه‌ای شکست خورده‌اید، هنوز زخم‌هایی که از ارتباط ناموفق قبلی خورده‌اید خوب نشده و هنوز غم و غصه دارید و به حال و هوای عادی زندگی‌تان برنگشته‌اید: حال شما و نیاز شما به یک همدم قابل درک است، اما این حالت اصلا فرصت مناسبی برای تصمیم‌گیری در مورد ازدواج نیست.

بحران روحی به هر علتی ممکن است ایجاد شود: ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده باشید، بیمار باشید، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند یا هر مساله دیگری که باعث ناراحتی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست. ممکن است کسی که الان به نظرمان همسر مناسبی می‌آید، بعد از عبور از بحران، دیگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانیم چه شد که حاضر شدیم با چنین فردی ازدواج كردیم.

تله هشتم : سرخوشی و هیجان

در عروسی دخترخاله‌تان که خیلی به شما خوش گذشته با کسی آشنا شده‌اید که انگار دقیقا همان کسی است که همیشه در رویاهایتان به دنبالش بودید. احساس بسیار خوبی نسبت به او دارید و وقتی به او فکر می‌کنید شادی وصف‌ناپذیری را در خود احساس می‌کنید. احساس خوبی است! اما اگر هنوز رابطه‌تان جدی نشده، دست نگه دارید. چون دقیقا در لبه پرتگاه انتخاب غلط قرار گرفته‌اید!

هیجانات مثبت، درست مثل هیجانات منفی، ما را در معرض انتخاب غلط قرار می‌دهد. اسم این حالت «جوزدگی» است. در بعضی شرایط ما کاملا «جو زده» می‌شویم و کارهایی می‌کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم. وقتی در میهمانی به ما خوش می‌گذرد، عملکرد مغز ما متفاوت از حالت عادی است و در واقع فیلترهایی که ما برای انتخاب شخص مناسب برای خود داریم تا حد زیادی از کار می‌افتد. اشتباه بزرگی است که به انتخاب ذهنمان در چنین حالتی اعتماد کنیم.

در این وضعیت بهتر است مدتی صبر کنیم تا مغز به حالت عادی برگردد و مجددا درمورد این شخص فکر کنیم. در اکثر موارد انتخاب‌های هیجانی بعد از مدتی از چشم‌مان می‌افتند.

تله نهم : چشم و هم چشمی

متاسفانه چشم و هم چشمی همیشه چشم ما را به روی بسیاری از واقعیات می‌بندد و امکان درست دیدن را از ما می‌گیرد. اگر احساس می‌کنید در شرایطی هستید که میل به کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواجتان دارید، بهتر است دست از هر اقدامی در زمینه ازدواج بردارید.

از کجا می‌فهمیم که تصمیم‌گیری ما از روی چشم و هم چشمی است؟ از این جا که مدام در حال مقایسه کردن مورد خودمان با مورد ازدواج کسی هستیم که حسادت ما را برانگیخته و این خیال رهایمان نمی‌کند که ازدواج بافلان آدم چطور می‌تواند حال او را بگیرد و دل شما را خنک کند.

توصیه می‌شود برای این جبران و رو کم کنی، راه‌های دیگری به جز ازدواج را درپیش بگیرید.

 منبع: مجله خانه بخت

 یک متخصص طب سنتی گفت: بهترین زمان رابطه زناشویی ۲ تا ۳ ساعت بعد از غذا خوردن است و رابطه زناشویی بلافاصله پس از غذا خوردن صورت گیرد باعث ضعف بدن، سستی عصب‌ها، درد مفاصل و تولید اخلاط بد در بدن می‌شود.

 به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از تسنیم, آمیزش جنسی باید زمان مناسبی صورت پذیرد که بهترین زمان 2 تا 3 ساعت بهد از غذا خوردن و پس از استراحت کافی است.

 ناصر رضایی پور متخصص طب سنتی عنوان می‌کند: بسیاری از ناتوانی‌های جنسی و حتی ناباروری‌ها ناشی از ضعف و بیماری در دیگر اعضای بدن به ویژه مغز, قلب, کبد و کلیه‌هاست و نیاز به درمان توسط پزشک دارد.به گفته وی در چنین مواردی استفاده از داروهای محرک جنسی چون فراورده‌های جنسینگ و شبیه آن مفید نخواهد بود و چه بسا عوارضی هم داشته باشد.

فواید آمیزش جنسی معتدل-آمیزش جنسی معتدل خود فوایده زیادی در بدن دارد که می‌توان به افزاینده حرارت ذاتی بدن است و دفع کننده مواد زائد بدن بوده و آماده کننده جذب موادغذایی به بدن است همچنین شادی بخش و از بین بردن افکار بد و وسواس است.-البته آمیزش جنسی باید زمان مناسبی صورت گیرد که بهترین زمان 2 تا 3 ساعت بهد از غذا خوردن و پس از استراحت کافی است.

این متخصص طب سنتی معتقد است: آمیزش جنسی بعد از حمام طولانی, زمانی که شکم پر است و زمانی که شکم بسیار خالی است به بدن آسیب وارد می‌کند.-آمیزش جنسی در زمان نامناسب خود بروز دهنده بیماری است.

اگر آمیزش جنسی بلافاصله پس از غذا خوردن صورت گیرد باعث ضعف بدن، سستی عصب‌ها، درد مفاصل و تولید اخلاط بد در بدن می‌شود.در کتاب قانون جلد سوم آمده است که عدم تخلیه جنسی باعث آسیب‌های جدی جسم و روان در زن و مرد می‌شود، در زنان ابتدا موجب کسالت، سردی تَن و نهایتاً خفگی رحم می‌شود و در مردان هم باعث متراکم و سمی شدن مَنی شده و بخارات آن به قلب و مغز رسیده و عوارض جدی بر روی این دو ارگان مهم باقی می‌گذارد.

مجله پزشکی مادر

سوال: برخی اوقات هنگام سکس، صداهایی توسط مهبل مشابه خروج گاز از آن ایجاد می شود که به نوعی خجالت آور است. علت این پدیده و روش های جلوگیری از آن چیست؟

جواب: این نوع ایجاد صدا که عموما queef نامیده می شود، هوای خارج شده از آلت تناسلی می باشد. دکتر باربارا کسلینگ شرح می دهد: «هنگام تحریک شدن، مهبل جهت ایجاد فضا برای آلت تناسلی شریک جنسی، گشادتر می شود. فشار وارده توسط مرد در طول مقاربت باعث ورود هوا و پرشدن فضای درونی مهبل گشاد شده می گردد. تغییر در موقعیت بدن یا یک فشار عمیق می تواند سبب خروج هوا و ایجاد صدا گردد». پدیده queef پس از ارگاسم نیز می تواند رخ دهد؛ هنگامی که بعد از ارضا شدن مهبل به حالت طبیعی خود بازمی گردد، هوای موجود در آن می تواند خارج شود. گرچه شنیدن این صدا می تواند آزاردهنده باشد، اما درواقع یک مساله کاملا عادی است. در صورتی که این پدیده مانع لذت بردن شما از رابطه جنسی می شود، می توانید با استفاده از این روشها از آن جلوگیری کنید:

دکتر کسلینگ پیشنهاد می کند: «پیش از آغاز رابطه جنسی، به پشت خوابیده و با کف دست به شکم فشار بیاورید تا هوای موجود درون مهبل تخلیه شود». در حین رابطه جنسی، از همسر خود بخواهید تا دخول و خروج را به صورت سطحی انجام داده و از حالاتی که در آنها باسن در بالا قرار می گیرد (مانند حالت doggie-style) خودداری کند؛ این حالت بروز پدیده queefرا تشدید می کند.

اما اگر واقعا اجازه دهید تا این صدای کوچک، عشق و حال شما را به هم بریزد، بسی احمقید . مقاربت می کنید و از آن لذت می برید، پس فقط هنگام بروز این پدیده بخندید. هر مردی که ارزش هم بستری با شما را دارد، همین کار را خواهد کرد.

گروه ترجمه مجله پزشکی مادر، احسان جمال ریحان
منبع: goaskalice.columbia.edu

نگرانی مدام از ظاهر یا توانایی‌های جنسی، رابطه جنسی را ناموفق، بسیار پراسترس و اعصاب‌‌خردکن می‌سازد، حتی گاهی ممکن است به امتناع شدید از برقراری رابطه جنسی بینجامد.

به گفته نسرین صفری‌، مشاور خانواده، راه دادن یک نفر به حریم خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی، رابطه‌ای خاص و ویژه ایجاد می‌کند که بسیار نزدیک و افشاگرانه است. ارتباط جنسی یکی از مهم‌ترین حریم‌ها و البته تجربه‌ای لذت‌بخش است، اما هنگامی که یکی از زوجین، در این مورد دچار ترس و استرس شود یا از عملکرد جنسی خود اضطراب داشته باشد، بی‌تردید احساس جذاب بودن یا صمیمیت با همسر مخدوش شده و حتی بسیار سخت هم خواهد شد. از سوی دیگر، بسیاری از افراد تصور می‌کنند دیگران همیشه یک رابطه جنسی موفق، رضایت‌بخش و تهی از مشکل دارند و همین قضیه گاهی می‌تواند به اضطراب و گاه شدت بسیار آن منجر شود.

وقتی که همواره به این اندیشه شود که آیا می‌توانم رابطه جنسی موفقی داشته باشم؟ آیا همسرم از کارکرد جنسی من لذت می‌برد و برایش خوشایند است؟ آیا زیاد چاق یا زیاد لاغر به نظر می‌رسم؟ و... اختلال در کارکرد جنسی و عدم موفقیت در آن حتمی است، بی‌تردید ذهن درگیر و مغشوش با افکار منفی و پرسشگر، اجازه نمی‌دهد همسرش از رابطه جنسی نهایت لذت را ببرند.

نگرانی مدام از ظاهر یا توانایی‌های جنسی، رابطه جنسی را ناموفق، بسیار پراسترس و اعصاب‌‌خردکن می‌سازد، حتی گاهی ممکن است به امتناع شدید از برقراری رابطه جنسی بینجامد.

رابطه جنسی، چیزی فراتر از یک واکنش صرف جسمی و بدنی است. تحریک جنسی ارتباط تنگاتنگی با احساسات و انگیزش دارد. وقتی ذهنتان مشغول و درگیر نگرانی‌ها باشد یا این‌که مدام استرس داشته باشید، بی‌شک تمرکز روی رابطه جنسی و تحریک بدن هم امری محال خواهد بود و با دشواری بسیار مواجه خواهد شد.

وضعیت ذهنی فرد تاثیر شگرفی بر توانایی تحریک جنسی دارد؛ حتی اگر فرد در کنار کسی باشد که از نظر جنسی برایش بسیار جذاب است، نگرانی و تشویش خاطر از این‌که بتواند او را راضی کند، ممکن است انجام آن را برایش غیرممکن کند. وقتی فرد روی این مساله متمرکز باشد که می‌تواند خوب عمل کند یا نه، بی‌تردید نمی‌تواند بر آنچه بواقع انجام می‌دهد، تمرکز کند. درواقع اضطراب از عملکرد جنسی، به یک چرخه دائمی منجر می‌شود؛ فرد آن‌قدر در مورد رابطه جنسی مضطرب می‌شود که نمی‌تواند عملی داشته باشد و این مساله به اضطراب بیشتر در این زمینه منجر می‌شود تا ‌آنجا که گاه می‌تواند فرد را از فکر داشتن رابطه جنسی دور کند. بنابراین می‌توان اذعان کرد اضطراب یکی از مهم‌ترین عوامل بسیار اساسی در مختل شدن احساسات جنسی است و باعث می‌شود علاوه بر این که ذهن فرد مغشوش شود از شدت عملکرد و لذت جنسی در رابطه نیز کاسته شود.

روان‌شناسان این نوع اضطراب را اضطراب جنسی تعریف کرده‌اند. اضطراب جنسی در برخی مردان و زنان قابل مشاهده است. گاهی شدت این مساله به قدری قوت دارد که زندگی جنسی فرد از ریشه و بن مختل می‌شود و مشکلات زناشویی عدیده‌ای را به بار می‌آورد.

در این نوشتار سعی کرده‌ایم به اضطراب جنسی مردان بپردازیم، از چگونگی و چرایی آن بگوییم، علت‌ها را بررسی کنیم و در نهایت راهکارهایی را برای برطرف کردن و درمان این مشکل مطرح کنیم.

چگونه اضطراب، عملکرد جنسی را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

شاید به دنبال پاسخ این پرسش باشید که چگونه اضطراب می‌تواند عملکرد جنسی را تحت‌الشعاع قرار داده یا این‌که وضع را بدتر کند.

پاسخ بسیار ساده است، هنگام احساس نگرانی و استرس، بدن به طور خودکار ماده شیمیایی اضطراب که آدرنالین نام دارد‌، آزاد کرده و وارد جریان خون می‌کند. آدرنالین توسط غده‌های آدرنال که در بالای کلیه‌ها واقع شده است، ترشح می‌شود. آدرنالین اثرات دوجانبه مثبت و منفی دارد. جالب است بدانید این ماده شیمیایی همیشه برای افزایش فعالیت بدنی خوب و مفید است (مثلا ترشح آدرنالین باعث می‌شود شما سریع‌تر بدوید) اما ترشح آدرنالین هنگام برقراری رابطه جنسی، اثری بر عکس داشته و منجر به بروز احساس دلشوره و اضطراب می‌شود؛ وضعی که اصلا حس خوشایندی محسوب نمی‌شود. درواقع ترشح این هورمون، اثری بسیار منفی روی رابطه جنسی می‌گذارد.

اضطراب شدید ناشی از ترشح آدرنالین، در مردان به صورت زیر تظاهر پیدا می‌کند:

از دست دادن نعوظ، زودانزالی یا دیرانزالی، عدم سفتی اندام تناسلی تا به حدی که مرد نمی‌تواند از وسایل پیشگیری‌کننده استفاده کند، دشواری در ریلکس بودن و لذت بردن از رابطه جنسی، ایجاد مشکلات جدی زناشویی و...

از سوی دیگر اضطراب جنسی، بدن را وارد واکنش «جنگ یا گریز» می‌کند؛ در واکنش‌های آماده‌سازی بدن برای فرار از تهدید، هورمون‌های استرس اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین نیز ترشح می‌شوند که این هورمون‌ها بر شدت اضطراب می‌افزایند.

دغدغه‌های جنسی مردانه کدام است؟

اگر عملکرد خوبی در رختخواب نداشته باشم و نتوانم همسرم را از نظر جنسی ارضا کنم؛ آیا می‌توانم به اندازه کافی نعوظ پیدا کنم؟ آیا ممکن است من زودانزال شوم و بسرعت به ارگاسم برسم؟ آیا همسرم از اندام من رضایت دارد و مرا مسخره نمی‌کند؟ آیا همسرم بوی بدن مرا دوست دارد؟ آیا می‌توانم رابطه جنسی را درست انجام دهم؟ آیا همسرم از عملکرد من راضی است و لذت می‌برد؟ ممکن است این رابطه جنسی به بارداری منجر شود؟ می‌توانم با موفقیت رابطه جنسی برقرار کنم؟ آیا ممکن است به بیماری‌های مقاربتی مبتلا شوم؟ و... برخی از نگرانی‌ها کاملا بجا و منطقی است، مثلا نگرانی از داشتن رابطه جنسی محافظت نشده و ترس از ابتلا به بیماری‌های مقاربتی، کاملا طبیعی و منطقی است و باعث می‌شود فرد به دلیل احساس خطر ابتلا به بیماری‌های مقاربتی بیشتر موارد بهداشتی را رعایت کند، اما بسیاری از نگرانی‌های مطرح شده در بالا، کاملا غیرمنطقی بوده و نتیجه‌ای جز اضطراب نخواهد داشت؛ اضطرابی که به ایجاد مشکلات جدی و حتی وخامت بیشتر اوضاع منجر می‌شود.

اضطراب جنسی مردانه چیست؟

اضطراب جنسی مردانه، تجربه وضع ناخوشایند و پراسترسی است که فرد از وقوع احتمالی برخی از افکار یا اعمال نامطلوب مرتبط با رابطه جنسی به هراس افتاده و خود را در مواجهه با آنها، ناتوان فرض می‌‌کند. این وضع روانی بسیار مخرب است.

تجربه طولانی‌مدت اضطراب جنسی، نتیجه‌ای جز ضعف و ناتوانی ندارد و نهایتا می‌تواند کیفیت و کمیت رابطه جنسی را خدشه‌دار کند و حتی گاه به رغبت نداشتن یا فرار از انجام رفتار جنسی منتهی شود. به همین دلیل شناخت و آگاهی از مجموعه عواملی که باعث دلواپسی مردان‌ هنگام رابطه جنسی می‌شود، بسیار حائزاهمیت است. برخی از افکار اضطرابی مردان مربوط به توانایی و قدرت فرد و چگونگی مدیریت رفتار جنسی و موفقیت در آن است و بخشی دیگر مربوط به همسر و ریشه گرفته از افکار و تصوراتی است که غالبا یک مرد گمان می‌کند که همسرش در مورد او یا کنش جسمی و جنسی‌اش انتظار دارد.

ناتوانی جنسی

«اختلال نعوظ» (ناتوانی جنسی) شایع‌ترین مشکل جنسی در مردان محسوب می‌شود. ناتوانی در ایجاد یا کنترل نعوظ هنگام برقراری رابطه جنسی، اختلال نعوظ تعریف می‌شود. بسیاری از مردان در برهه‌ای از زندگی جنسی خود، اختلال نعوظ را تجربه می‌کنند، اما بیشترین میزان شیوع آن با بالا رفتن سن در مردان، محتمل است.

اما در جامعه صنعتی امروز، نداهای دیگری در مورد میزان شیوع و سن شروع این اختلال در مردان به گوش می‌رسد که بسیار تعجب‌انگیز است. با توجه به آمار منتشر شده در چند سال اخیر گویی گستره این اختلال فزونی یافته و بسیاری از مردان را در سنین پایین مبتلا کرده است.

حجم گسترده‌ای از مردان در چهل سالگی مبتلا به ناتوانی جنسی می‌شوند، به عبارت دیگر از هر ده مرد، چهار نفر با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند، این در حالی است که در هفتاد سالگی از هر ده مرد، هفت نفر با مشکل اختلال نعوظ مواجه می‌شوند.

اضطراب جنسی یکی از مولفه‌های اساسی در ابتلای مردان، بخصوص مردان جوان به نعوظ است و همچنین عاملی است که بر شدت مشکل مردان مبتلا می‌افزاید. تجربه اضطراب بسیار و ترشح هورمون‌های استرس باعث انقباض یا جمع شدن رگ‌های خونی شده و خون‌رسانی به اندام جنسی مردانه را کمتر می‌کند، به همین دلیل تحریک جنسی یا نعوظ بسیار مشکل می‌شود؛ حتی مردانی که برای تحریک شدن مشکلی ندارند، وقتی در خصوص عملکرد جنسی خود دچار اضطراب می‌شوند، قادر به انجام آن نخواهند بود. اضطراب جنسی در فرد مبتلا باعث می‌شود که مرد مدام قبل از برقراری یا حتی در مرحله اقدام به انجام رابطه جنسی، افکار منفی را در خود پرورش دهد؛ افکاری که بیشتر حول و حوش از دست دادن نعوظ است. غالبا در بیشتر ‌ مبتلایان، فرد پیشاپیش با فکر از دست دادن نعوظ، دچار ترس و واهمه شده و با آن وضع روحی نیز وارد رابطه می‌شود؛ از سوی دیگر در طول رابطه جنسی نیز دائم و بدون وقفه کیفیت نعوظ خود را بررسی می‌کند. این ترس رفتاری به قدری شدت دارد که فرد مبتلا در حین برقراری رابطه جنسی، به جای توجه به عملکرد بخش تناسلی اغلب تحت تاثیر افکار منفی که مدام عدم نعوظ یا ضعف آن را تقویت می‌کند، قرار می‌گیرد. این ترس، اضطرابی را فراهم می‌کند که در کیفیت نعوظ تاثیر عکس داشته و کنترل نعوظ را برای مرد سخت‌تر و دشوارتر می‌کند.

ترس از زود انزالی ،‌نارضایتی از وضع بد جسمانی، نگرانی از ناتوانی در ایجاد رضایت جنسی ‌از دیگر اضطراب های جنسی مردان است .

ترس از ارزیابی و نظر همسر

عقیده و نظر دیگران نقش بسیار مهم و انکارناپذیری در شکل‌گیری و چگونگی شناخت و تعریف فرد از خود دارد. غالبا افراد خود را در آیینه دیگران مشاهده می‌کنند ، شاید به همین دلیل است که هر عکس‌العمل یا پاسخی نمایانگر عمل فرد معنا می‌شود و می‌تواند منجر به هدایت فرد در مسیر ویژه‌ای شود. بواقع این حقیقت مهم در دنیای زندگی جنسی افراد نیز بی‌تاثیر نیست، اظهار نظر ضمنی یا آشکار همسر از چگونگی و کیفیت رابطه جنسی، شکل‌دهنده اعتماد به نفس جنسی در شریک مقابل است. تحسین و تشویق توانایی و قدرت مرد توسط زن، نتیجه‌ای مثبت در پی دارد، در حالی که انتقاد و شکایت زن از رابطه جنسی نتیجه‌ای متضاد خواهد داشت.

از این‌روست که عملکرد و توانایی جنسی بسیاری از مردان در رابطه جنسی به ارزیابی و نظر همسرشان دراین‌باره بستگی دارد. فراتر رفتن درجه اعتباردهی به نظر همسر و ارزیابی منفی آن، منجر به اضطراب در فرد شده، به گونه‌ای که فرد دائم نگران عکس‌العمل‌های همسرش در قبل، حین و بعد از رابطه جنسی است. نگرانی‌های بیش از حد و پیش‌قضاوت‌های منفی و حتی گاهی افراطی، منجر به اضطراب جنسی در مرد شده و عملکرد او را بشدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

درمان این اختلال چگونه است؟

اگر مبتلا به اضطراب جنسی هستید، در گام اول به روان‌شناس بالینی یا متخصصان جنسی مراجعه کنید. فردی را به عنوان روان‌درمانگر انتخاب کنید که با او احساس راحتی داشته باشد تا بتوانید در مورد زندگی جنسی‌تان، آزادانه به صحبت بنشینید. روان‌شناس با مصاحبه و سوال از سابقه جنسی‌تان، چگونگی، کمیت و کیفیت آن می‌فهمد که شما چطور دچار اضطراب جنسی شده‌اید و به چه دلیل یا این‌که چه افکاری در زندگی جنسی مسبب اصلی ایجاد مشکلتان شده است. درمانگر به شما کمک می‌کند از جنسیت و کارکردهای جنسی خود شناخت بیشتری پیدا کنید و مسائلی را که موجب اضطراب و ترس جنسی‌تان شده است، درک کنید. مثلا اگر نگران انزال زودرس خود هستید، می‌توانید با شناخت علت و با استفاده از تکنیک‌هایی برای به دست آوردن کنترل بیشتر، انزال پیش از موعد خود را مهار کنید.درمانگر، ممکن است در صورت لزوم شما را به یک روانپزشک ارجاع دهد تا با انجام معاینات بالینی و آزمایش، از وضع سلامت جسمی شما اطمینان بیشتر یابد، گاهی نیاز به دارو درمانی است. دارودرمانی (دریافت آرام‌بخش‌ها یا داروهای مرتبط با مشکلات جنسی که گاه به علت‌های جسمی برمی‌گردد، مثل اختلالات نعوظ، زودانزالی و...) به همراه مشاوره و روان‌درمانی در کاهش اضطراب بسیار موثر است و می‌تواند زندگی جنسی‌تان را شاد و لذت‌بخش‌تر کند.

چند توصیه مفید

اقداماتی که می‌توانید برای بهبود وضع خود به کار گیرید، عبارتند از:

- با همسرتان گفت‌وگو کنید.

به جای پنهان کردن یا ترس از افشای مشکل نزد همسر، مساله را با شریک جنسی‌تان در میان بگذارید. پس از برقرار کردن ارتباط عمیق عاطفی و احساس راحتی با او، در مورد اضطراب عملکرد جنسی‌تان صحبت کنید.

- به روش‌های دیگر نزدیکی متوسل شوید.

- رابطه جنسی‌تان را فاصله‌دار کنید.

- از تکنیک توجه برگردانی استفاده کنید.

- اعتماد به نفس‌تان را تقویت کنید.

نسرین صفری
روزنامه جام جم

بعضی ها به محض متاهل شدن دور همه رفقای گذشته را خط می کشند و بی خیال همه خاطرات قدیمی می شوند. برخی هم دوستان شان را تا اندازه ای به دنیای بعد از ازدواج شان راه می دهند که انگار آب از آب تکان نخورده و هیچ تغییری در زندگی شان ایجاد نشده است. درست است که رفقا پیراهنی نیستند که روز به روز عوض شان کنید اما به هر حال به قول سهراب سپهری همیشه «دوستانی بهتر از آب روان» نصیب تان نمی شود؛

به همین دلیل گاهی لازم است همراهان تان را پس از ازدواج غربال کنید و آنهایی که برای زندگی مشترک تان خطرناکند را کنار بگذارید. ما در این مطلب به ۸ گروه از دوستان خطرناکی اشاره کرده ایم که می توانند دوام زندگی مشترک تان را تهدید کنند و شما و همسرتان را به جان هم بیندازند اما شک نکنید این فهرست همیشه قابل گسترده شدن است.

دوستان اهل بازی «من از تو خوشبخت تر هستم»

می توانید حدس بزنید این دوستان چه جور آدم هایی هستند؟ آنها اصرار دارند با شما وارد رقابت بر سر دارایی های شان شوند؛ مثلا مدام از روابط عالی با همسرشان حرف بزنند و شرح بدهند شریک زندگی شان مثل یک بره مطیع است و آنقدر عاشق که جانش را کف دستش گذاشته و هر دم، آماده است آن را فدای شان کند. تصویری که آنها از زندگی شان می سازند، همیشه اغراق آمیز است. همه افتخارشان خلاصه می شود در مارک لباس ها، لوازم منزل شان، درآمد بالا، تفریحات اعیانی، خریدهای آنچنانی، سفرهای اعجاب انگیز و دوردور کردن در فروشگاه های گران قیمت.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

مهم ترین ضرر همنشینی با این دست آدم ها، مقایسه کردن زندگی خودتان با آنها و افزایش حس نارضایتی در شماست. نتیجه این بازی هم از همان اول معلوم است؛ زندگی مشترک تان هرقدر هم که خوب باشد آنها همیشه یک برگ برنده برای رو کردن دارند تا ثابت کنند اهمیتی ندارد چقدر برای خوشبختی دست و پا بزنید، آنها همیشه از شما خوشبخت تر هستند.

این گروه از دوستان، بی آنکه نظر شما را بپرسند، شما را به یک رقابت احمقانه بر سر بیشتر به دست آوردن و بیشتر داشتن وارد می کنند و انتظارات تان از زندگی مشترک و همسرتان را تا جایی بالا می برند که هیچ وقت به آنچه دارید، راضی نمی شوید.

دوستان اهل بازی «من چقدر بدبختم!»

رفتار این گروه دقیقا برعکس گروه قبلی است. کارشان فقط نق زدن است. آنها زندگی شما را با مال خودشان مقایسه می کنند و دائما غبطه می خورند و با حسرت تمام نشدنی شان تاثیری منفی بر زندگی مشترک تان می گذارند.

مهسا که دوستی با یکی از این آدم ها را تجربه کرده است، تعریف می کند در یک مهمانی خانوادگی همان دوست حسرت خور، مدت ها حرکات شوهر او را زیر نظر گرفته بود و همین که دور هم جمع شده بودند تا گپی بزنند، خطاب به شوهر مهسا گفته بود: «شما چه همسر مهربانی هستید. شوهر من هیچ وقت در کارهای خانه کمکم نمی کند. شوهرم می گوید، مرد واقعی نباید در خانه دست به سیاه و سفید بزند.

خوش به حال زن تان. واقعا شما با این همه کار بیرون از خانه چطور به کمک کردن در خانه هم می رسید؟» حسرت خوردن این دوست اما به همین جا ختم نشده بود. او در مهمانی بعدی، حسودی کرده بود که چرا شوهر مهسا او را «عزیزم» خطاب می کند اما شوهر خودش، اسمش را صدا می کند و بعد باز موضوع کمک کردن شوهر مهسا در امور خانه را پیش کشیده بود و با خنده ای از سر لج گفته بود: «شما مثل یک کدبانو کار می کنید!»

چه خطری تهدیدتان می کند؟

خودتان را جای مهسا بگذارید. احساس می کنید با نشان دادن این واکنش ها همسرتان چه احساسی پیدا می کند؟ دوستان حسرت خور گذشته از انرژی منفی ای که با خود به هر جمعی می آورند، می توانند در شما یا شریک زندگی تان احساس برتری کاذبی ایجاد کنند و شما دو نفر را در اوج خوشبختی به جان هم بیندازند.

دوستانی که زیادی صمیمی می شوند

این گروه از دوستان، حد و مرزی برای ارتباطات شان نمی شناسند. آنها دیگران را بیش از اندازه به حریم خصوصی شان وارد می کنند و به خود هم اجازه وارد شدن به خط قرمزهای زندگی دیگران را می دهند. چنین افرادی دعوای زن و شوهری شان را خیلی راحت به خانه شما می آورند، سرزده سراغ تان می آیند و برنامه های تان را به هم می زنند و از اینکه در مناسبات زندگی خصوصی تان دخالت کنند، ابایی ندارند.

آنها با همسرتان هم به اندازه شما صمیمی می شوند و مثل یک دوست قدیمی بی نیاز به حضور شما با او وارد ارتباط شده و حتی درددل می کنند و گاهی حتی دایه عزیز تر از مادر می شوند و همسر شما را به عنوان دوست صمیمی و قدیمی شان معرفی می کنند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

بی تعارف و خیلی سریع، نام آن دوستانی را که در روابط با همسرتان حد و مرز نمی شناسند، از فهرست رفقای صمیمی تان حذف کنید.هر ارتباطی تعریفی دارد. رابطه همسر شما و دوستان تان هم از این قاعده مستثنا نیست. فراموش نکنید همیشه پس از ازدواج این امکان وجود دارد که برخی دوستان عمدی یا غیر عمدی تلاش کنند بیش از حد با همسرتان صمیمی شوند.

ممکن است تصور کنید شما جوان و برازنده هستید و همسرتان شما را برای زندگی مشترک انتخاب کرده است پس این بیش از حد صمیمی شدن ها، تاثیری در نظر همسرتان نسبت به شما ندارد اما در اشتباهید. به هرحال روابط تعریف نشده و خارج از عرف یک دوست، همیشه وسوسه ای دائم برای شریک زندگی شماست که راه لغزش را برایش هموار می کند. گاهی شنیدن درد دل های دیگران و همدردی با آنها می تواند ما را بیش از اندازه به آنها نزدیک کند.

به این سوال پاسخ دهید

در روابط انسانی باید مدام هدف ها را بسنجیم و از خود بپرسیم منظور اصلی مان از ارتباط با دیگری چیست. دوستانی که بلد نیستند به درستی به این سؤال جواب بدهند در ارتباط با آدم های دیگر از جمله همسر شما با چالش مواجه می شوند و چه بسا حتی دچار سوء برداشت شوند.

دوستان خیانتکار

این افراد یا از زندگی با شریکی که انتخاب کرده اند ناراضی اند و به همین دلیل در جای دیگری به دنبال خوشبختی می گردند یا اینکه خود را اهل تنوع یا قربانی یک عشق ناگهانی معرفی می کنند و رابطه ای موازی با زندگی مشترک شان را شکل می دهند. ممکن است این افراد از سر شرم یا به هر دلیل دیگری این رابطه را از شما و دیگران پنهان کنند یا اینکه برعکس شما را محرم رازهای مگوی شان تلقی کنند و خاطرات و اتفاق هایی که در این رابطه تجربه می کنند را با شما تقسیم کنند.

دوستانی که به همسرشان خیانت می کنند، عهدشکنی های شان را با آب و تاب برای تان تعریف می کنند، دست به دامن توجیه های مسخره می شوند، دلیل های عجیب و غریب می تراشند تا شما را قانع کنند که حق داشته اند عهدشان را در زندگی مشترک شان بشکنند و راه بیفتند پی هوس شان.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

رفت و آمد با آنها دو اشکال بزرگ دارد؛ اولا آهسته آهسته، زشتی عهدشکنی پس از ازدواج برای تان کمرنگ می شود و امکان دارد تغییر باورهای تان بی آنکه متوجه باشید به تغییر رفتار منجر شود. پژوهشگران می گویند بسیاری از رفتارهای ناخوشایند و واکنش های نادرست از طرف دیگران به ما منتقل می شوند. آنها می گویند رفتارهای مخرب به نوعی واگیردار هستند و بی آنکه بدانید می توانند زندگی شما را به تسخیر خود در بیاورند.

از طرف دیگر همسر شما هم خواسته یا ناخواسته بخاطر این معاشرت ها در معرض ویروس واگیردار خیانت قرار می گیرد.

ثانیا زندگی مشترک تان همیشه در خطر است چون کسی که به عهدش با نزدیک ترین شریکش یعنی همسرش وفا نکرده است می تواند در رفاقتش با شما هم بی وفا باشد و زندگی مشترک تان را به خطر بیندازد.

خطر دیگری هم در کمین تان است

شما محرم رازهایی می شوید که نه از عهده فاش کردن شان برمی آیید و نه توان نگه داشتن شان را دارید. هر زمان که همسر دوست خیانتکارتان را می بینید، احساس می کنید وظیفه نجات دادن زندگی اش را با گفتن چنین رازی دارید و از سوی دیگر در قبال حرفی که مجوز به زبان آوردنش را ندارید هم مسئولید و هم ممکن است با مطرح کردن این موضوع فاجعه ای را به بار بیاورید که توان تحمل عواقبش را ندارید.

دوستانی که ازدواج تان توی کت شان نمی رود

این گروه ارزشی برای وقت شما در زندگی مشترک قائل نیستند. آنها درک نمی کنند که پس از ازدواج بخشی از وقت و قلب شما متعلق به همسرتان است و شما را تمام و کمال می خواهند. اگر به این افراد بگویید نمی توانید همه روزتان را همراه شان در پاساژها دوردور کنید یا در کافی شاپ ها بنشینید و قهوه دوبل بخورید یا به درددل آنها گوش کنید، شما را به جوگیر بودن یا عوض شدن متهم می کنند و برای همیشه روی تان خط می کشند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

اگر بخواهید این افراد را در کنار خود حفظ کنید، باید برخی مناسبات زندگی مشترک را زیر پا بگذارید. برای چنین دوستانی محدودیت های شما در مجردی سفر رفتن قابل درک نیست. آنها نمی پذیرند شما گذشته از همسرتان با خانواده او هم وصلت کرده اید و باید وقتی را برای بودن در کنار دوستان دیگر و فامیل ها هم در نظر بگیرید. برای این افراد پذیرفتنی نیست که شما مسئولیت رسیدگی به امور خانه را دارید و نمی توانید ۸ شب خسته و بی رمق به خانه بازگردید و قبل از آمدن به تنهایی شام تان را بخورید.

اگر بخواهید چنین دوستانی را حفظ کنید، احتمالا از سوی همسرتان انگ بی مسئولیتی می خورید و اگر هم بخواهید از زندگی مشترک تان محافظت کنید، احتمالا مدام باید طعنه ها و گلایه های آنها را تحمل کنید اما یادتان نرود دوستان واقعی باید به این شراکت جدید در زندگی تان احترام بگذارند و در غیر این صورت همراه های مناسبی برای ادامه مسیر دوستی نیستند.

دوستانی که عادت های بد دارند

دوستان وراج که ارزشی برای زمان قائل نیستند، دوستان اهل دود و دم، دوستان قانون شکن، دوستان فحاش و بددهن و خلاصه دوستانی که می دانید عادت های ناپسندشان در حدی خطرناک است که امکان دارد همنشینی با آنها به زندگی مشترک تان آسیب بزند، نباید در فهرست دوستان پس از ازدواج تان باقی بمانند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

در نظر داشته باشید که هر رفیقی نقاط ضعفی هم دارد اما گاهی برخی صفات ناپسند یک به اصطلاح دوست، بلای جان تان می شود. یادتان نرود بسیاری از صفات ناپسند واگیر دارند و زودتر از خصوصیات پسندیده اطرافیان تان به شما منتقل می شوند. شاید در آغاز فحاشی های یک دوست برای تان آزاردهنده شود اما به مرور گروه واژگان شما شبیه به هم می شود و حتی لحن و حالت حرف زدن تان هم به یکدیگر شباهت پیدا می کند حتی اگر احساس کنید توان ایستادگی در برابر این هجوم را دارید، نمی توانید از توانایی همسرتان در این مورد هم مطمئن باشید.

دوستانی که آتش بیار معرکه اند

همه می دانند آسمان هیچ زندگی مشترکی همیشه آفتابی نیست و گاهی وقت ها هم ابری می شود. این جور وقت ها دوستان واقعی تلاش می کنند به شما و همسرتان برای بازسازی زندگی تان کمک کنند اما دوستانی هم وجود دارند که به جای بازسازی روابط تان، آتش بیار معرکه می شوند و در لباس مشاوری امین، مدام تحریک تان می کنند که مبادا از خطای همسرتان بگذرید یا با جرات در حضور همسرتان به اشتباه های تان اعتراف و طلب بخشایش کنید.

حتی اگر قهرتان با وجود کارشکنی های شان، سرانجام به آشتی برسد آنها آرام نمی گیرند طوری که انگار دلخوری شان از مشکلات زندگی شما از خودتان هم بیشتر است به همین علت است که اگر همسرتان در جمع حضور نداشته باشد یا درباره اش بد می گویند یا آنقدر به ضعف های زندگی تان اشاره می کنند و از آنها می پرسند که دست آخر سردرددل شما هم باز شود.

بعد یک گوش خوب برای غیبت شنیدن می شوند و همه نکات منفی را به خاطر می سپرند و در گفت وگوهای بعدی با همان الفاظ و صفت ها درباره همسرتان حرف می زنند اما شما دیگر نمی توانید بابت توهین های شان به آنها گلایه کنید چون بخش عمده حرف های شان با استناد به گفته های شما در زمان آن درددل های دوستانه است!

چه خطری تهدیدتان می کند؟

چرا آنها نمی توانند زندگی آرام شما را تحمل کنند؟ جالب است بدانید گاهی رفتارهای جسورانه ای که این نوع دوستان برای برخورد با همسرتان به شما توصیه می کنند، آرزوهایی است که برای زندگی مشترک خودشان دارند؛ آرزوهایی که سرکوب شده است و نتوانسته اند عملی شان کنند چون می دانسته اند که این رفتارها زندگی مشترک شان را خراب می کند.

برای مثال مردی که در زندگی مشترکش همیشه از ترس رفتار پرخاشگرانه همسرش، ساکت و سر به زیر بوده است در اداره وقتی ماجرای مشاجره دوستش را با همسرش می شنود به او پیشنهاد می کند گاهی زنش را کتک بزند؛ رفتاری که او پیشنهاد می کند در واقع گرایش سرکوب شده ای در خودش است که نتوانسته در زندگی مشترک خودش اجرایی اش کند چون می داند که همسرش با پرخاشگری اش برخورد خواهد کرد.

گروه دیگری از دوستان «آتش بیار معرکه»، توصیه های بدی برای شما دارند چون خودشان، تجربه های بدی در زندگی مشترک داشته اند و بیشتر از آنچه به شما پیشنهاد می کنند از زندگی یاد نگرفته اند. برخی از آدم های این گروه زندگی هایی از هم پاشیده دارند و طبیعتا تجربه های شان از همان زندگی را به شما هم منتقل می کنند.

برای نمونه امکان دارد دوستی که زندگی اش به علت خیانت همسرش به طلاق رسیده است به محض اینکه درددل شما را درباره کم توجهی و حواس پرتی همسرتان بشنود به شما هشدار دهد که احتمالا شریک زندگی شما هم در حال خیانت کردن است.

در حقیقت این گروه تجربه های ناخوشایند خودشان را به زندگی دیگران «تعمیم» می دهند. «تعمیم دهی» یک «خطای شناختی» است و معمولا وقتی اتفاق می افتد که مهارت لازم برای تحلیل چالش ها را نداشته باشم.

آنها با تعمیم دهی های نابجا، محیطی تاریک، ترسناک و پر از گزند و بی اعتمادی را در زندگی مشترک برای تان توصیف می کنند در حالی که اگر بخواهید واقع گرایانه به زندگی نگاه کنید، می فهمید آنقدرها هم که این دوستان توصیف می کنند تلخ نیست مگر آنکه خودتان فقط دنبال ناخوشی هایش بگردید.

اما این دوستان گروه سومی هم دارند؛ کسانی که درکی از مشکل شما ندارند و توصیه هایی کلیشه ای و انتزاعی را برای تان سرهم می کنند. اگر شما با دوست مجردتان در مورد بدخلقی امروز همسرتان درددل کنید، احتمال اینکه فکر کند دعوا نمک زندگی شماست، بسیار کم خواهد بود.

او با شنیدن توصیف های شما، رفتار همسرتان را به موقعیت های دیگر تعمیم می دهد و از اینکه شما آنقدر ساده اید که حاضر به جدا شدن از چنین مردی نیستید، عذاب می کشد و البته این عذاب را به شما هم منتقل می کند. چنین دوستی نمی تواند بپذیرد زندگی زیر یک سقف با چالش هایی هم همراه است که گذر زمان و شناخت بیشتر شما و همسرتان از یکدیگر به کم شدن شان کمک می کند.

دوستانی از جنس مخالف

شاید بپرسید که تا کجا می توان با جنس مخالف دوستی کرد. ما می گوییم هر زمان، روابط دوستانه شما با چنین دوستی به حدی رسید که در حضور همسرتان مجبور شدید سطح ارتباط تان با او را پنهان کنید یا حس کردید حریم های تان در حال فراموشی است یا اگر شک کردید که شاید بخشی از وظایف همسرتان را روی دوش او انداخته اید؛ مثلا سنگ صبور یا مشاورتان شده است، باید نگران شوید و سطح ارتباط تان را با او اصلاح کنید. اگر دیر بجنبید، زندگی مشترک تان به خطر می افتد.

آناهیتا اسفندیاری
منبع: سیب سبز

متخصص رفتارشناسی جنسی گفت: گاهی اوقات دیده می شود که هیچ یک از زوجین برای آغاز رابطه جنسی پیش قدم نمی شوند، که همین مسایل منجر به ایجاد مشکل میان آنها می شود در حالی که ساده ترین راهکار داشتن ارتباط موثر است.

دکتر عفت السادات مرقاتی خوئی اظهار داشت: به طور معمول به دلیل این که برخی زوجین قادر به بیان نیازهای جنسی خود نیستند و هیچ وقت آن را به صورت کلام در نمی آورند و پیغامشان را هم به یکدیگر نمی رسانند امکان ایجاد مشکلات مختلف در عدم بیان نیاز جنسی وجود دارد.

مدیرگروه سلامت جنسی ضایعات نخاعی بیمارستان امام خمینی(ره) تصریح کرد: برخی از خانم ها بر این باروند که با بیان احساس و نیاز جنسی خود همسر پررو خواهد شد در حالی که مردان راحت تر احساسات جنسی خود را بیان می کنند. زیرا بر این باورند که خانم ها وظیفه دارند همیشه به نیاز جنسی آنها جواب مثبت بدهند و این خانم ها هستند که نمی توانند نیاز جنسی اشان را مطرح نمایند زیرا نمی توانند آغاز کننده یک رابطه جنسی باشند.

وی همچنین افزود: حال با تمرین بیشتر خانم ها برای برقراری روابط موثر، قدر مسلم زنان موفق تر خواهند بود.

مرقاتی خوئی بیان کرد: اگر زوجین تمایلات جنسی خود را در ساعات غیر از اتاق خواب با همسرشان مطرح و درباره آن صحبت کنند در پی آن حیا هم از بین خواهد رفت.

به گفته متخصص رفتارشناسی جنسی، این که میان زن و شوهر هنگام بیان علائق و نیازهای جنسی اشان حیایی حاکم نباشد خیلی بهتر است زیرا در این صورت مجبورند سکوت کنند که در چنین شرایطی سال ها از زندگی مشترک آنها خواهد گذشت در حالی که رابطه جنسی بی کیفیتی را تجربه خواهند کرد و به تدریج به سمت سردی نیز کشیده خواهند شد.

وی در ادامه توصیه کرد: رعایت نکاتی نظیر برقراری ارتباط موثر، وقت گذراندن و توجه به پیغام همدیگر و احترام به صحبت همسر و عدم قطع آن و عدم قضاوت های بی جا در یک رابطه زناشویی پسندیده نیست.

مرقاتی خوئی گفت: متأسفانه گاهی میان مراجعینم شاهد قطع حرف یکدیگر، مسخره کردن و بی احترامی کردن نسب به هم هستم که آن را نشانی از صمیمیت حاکم میان خود تلقی می کنند.آنها بر این باورند که در صورت راحت بودن با هم، می توانند در مقابل هم کلمات زشت بکار ببرند و...

وی تأکید کرد: زن و شوهرها باید اتهام زدن به یکدیگر را فراموش کنند. این که تو همیشه فلان کار را می کنی، هیچ وقت از غذای من تعریف نمی کنی و... زیرا تبدیل به دعوا می شود و در پی آن دیگر زوج قادر به ارتباط گرفتن با یکدیگر نیستند.

دکتر عفت السادات مرقاتی خوئی
شفا آنلاین

تحقیق روی 11 هزار زن و مرد نشان داده است بیشتر اختلاف زن و شوهرها در مورد خانواده هایشان است. رابطه خانوادگی افراد بسیار عمیق و ریشه ای است و نمی توان انتظار داشت به راحتی از بین برود. اگر خیلی دوست ندارید همسرتان با اعضای خانواده خود صمیمی و گرم باشد، پیش از ازدواج حتما این مسایل را در نظر بگیرید. اگر رابطه نزدیک و عمیق آنها با خانواده هایشان شما را آزار می دهد باید با احتیاط بیشتری برای ازدواج تصمیم گیری کنید. مگر اینکه طرز فکر خود را تغییر دهید.

یک کارشناس مسایل خانواده داستانی تعریف می کند که: جورج فردی بود که با افتخار تعریف می کرد پس از 7 سال ازدواج هیچ گاه با همسرش دعوا نکرده اند. این مساله کمی عجیب به نظر می رسید. تا اینکه همسرش تقاضای طلاق کرد. او با باغبان رابطه داشته و از او بچه دار شده بود و اکنون نیز از جورج می خواست تا از هم جدا شوند. این شوک بزرگی برای جورج بود و به هیچ وجه دلیل این کار همسرش را نمی فهمید.

او ماه ها دچار این شوک بود تا اینکه سراغ من آمد. با کاوش در زندگی جورج متوجه شدم جورج با دو خواهر خود بسیار صمیمی بوده و آنها را محرم راز خود می دانسته است. این مساله برای همسر جورج به هیچ وجه خوشایند نبوده است اما او هرگز اعترض نکرده و در آخر برای طلاق اقدام کرده است. این کار به هیچ عنوان خوب نیست. انسان باید دردهای خود را بیان کنند شاید راه حلی برای برطرف کردن آن وجود داشته باشد.

عدم موافقت به زوجین کمک می کند تا به یکدیگر احترام بگذارند

بحث و بگومگو مثل آدرنالین برای رابطه میان زوجین است و سه وظیفه را به آنها یادآوری می کند:

- تعیین محدودیت های لازم
- غلبه بر روزمره گی
- تعیین وظیفه هر دو طرف در رابطه

احترام همیشه دلیل اصلی پایندگی و دوام رابطه های طولانی مدت بوده است. به طور مثال، جورج همسرش را در زندگی نادیده می گرفته و با او همدل نبوده است و همسرش نیز به بدترین شکل ممکن از او انتقام گرفته است.

اینکه افراد تصور می کنند مثل هم بودن بسیار عالی است باید بدانید که کاملا اشتباه است. وقتی با کسی رو به رو می شوید که کاملا شبیه شما است، طرز فکر، اعتقاد، رفتار و حتی علاقه مندی هایش همه مانند مال شما است خیلی خوشحال نشوید. عاشق هم نشوید. او نمی تواند همسر ایده آلی برای شما باشد. وقتی دو نفر تا این اندازه شبیه هم هستند هیچ هیجان و ویژگی خاصی ندارند و زندگی پس از مدت کوتاهی بسیار کسل کننده و عادی می شود.

همیشه این اختلاف ها هستند که باعث زیبایی زندگی می شوند.

اگر همیشه در حال دعوا هستید، چرا از آن به نفع رابطه تان استفاده نمی کنید؟

زوج هایی که خصلت های مشابه زیاد با هم دارند خیلی زود هم خسته و دلزده می شوند. شاید به همین دلیل هم بیشتر زمان های با هم بودن را به جنگ و اختلافسپری کنند. در این رابطه تحقیقی روی 12 هزار زوج صورت گرفته و نتایج زیر به دست آمده است:

58 درصد آنها ادعا کرده اند اختلاف امری عادی و غیرقابل اجتناب است. 19 درصد گفته اند زوج های همیشه دعوایی نمی توانند با هم زندگی کنند. بیشتر مردم از درگیری و بحث گریزان هستند و 9 درصد از آنها به دنبال یافتن آرامش در زندگی هستند. رابطه پس از اختلاف زن و شوهرها شاید بهترین بخش دعوا باشد و 14 درصد از زوج های مورد تحقیق نیز این مساله را تایید کرده اند.

با این تفاسیر، چگونه می توان از بحث و اختلافات زناشویی برای آرامش و عشق بیشتر بهره گرفت؟

در ادامه 5 اختلافی را ذکر کرده ایم که به استحکام بیشتر رابطه زن و شوهر کمک می کنند.

1- جنگ برای آزادی فردی

خیلی از زن و شوهرها را در اطراف خود می بینیم که بیشتر اختلاف آنها سر مسایل مالی و پول است. به طور مثال، سارا فردی صرفه جو و مقتصد است و سعی می کند قران به قران پولش را پس انداز کند. اما درست برعکس، همسر او بسیار ولخرج و بی ملاحظه است. هر دو آنها رفتار دیگری را غیر قابل تحمل می دانند. اما به اینکه این بحث ها موجب ناراحتی های بیشتر شود آنها سعی کردند تا حساب «من»، حساب «تو»  و حساب «ما» برای درآمد خود تعیین کنند. پس از این تقسیم بندی، هر کدام از دو طرف می داند با پول خود چه کار کند و آن را به دلخواه خود خرج یا پس انداز می کند.

نکته آموزشی: زن و شوهرها هر چه بیشتر با هم سازش داشته باشند بیشتر هم برای یکدیگر فداکاری و گذشت می کنند.

2- زندگی سالم

علی قول داده بود اگر ندا با او ازدواج کند، سیگار را ترک کند. آنها ازدواج کردند اما علی سیگارش را ترک نکرد. ندا تلاش کرد تا برنامه غذایی سالم برای علی ترتیب بدهد تا او توان ترک سیگار را به دست بیاورد اما علی هیچ کدام از برنامه ها را انجام نداد. در آخر نیز علی در اثر سرطان ریه فوت کرد و آنها از هم جدا شدند.

نکته آموزشی: دو نفر باید از همان ابتدای زندگی خواسته ها و نیازهای مشترکی برای خود تعریف کنند و به آن نیز پایبند باشند.

3- امنیت روحی و جسمی

فرید و زیبا در نخستین دیدار دلباخته هم شدند و ازدواج کردند. اما پس از مدتی فرید متوجه دمدمی مزاج و زودرنج بودن زیبا شد و اختلاف آنها شروع شد. برای حل اختلاف ها نزد مشاور رفتند و به زیبا توصیه شد در کلاس های مدیریت خشم شرکت کند. خوشبختانه موثر واقع شد و اکنون با آرامش بیشتر با هم زندگی می کنند.

نکته آموزشی: سعی کنید مشکلات و نگرانی های خود را برطرف کنید تا بتوانید با عشق و علاقه بیشتر در کنار همسرتان زندگی کنید.

4- آرامش دستشویی

رضا و نسرین با علاقه زیاد با هم ازدواج کرده اند اما پس از مدتی اختلاف های آنها آغاز شد. نسرین شلخته بود و همیشه موهایش داخل سینک یا کف دستشویی ریخته شده بود. یا حوله توالت بیشتر مواقع کثیف بود. رضا از این مساله بسیار عصبی بود. عادت های دستشویی رفتن این دونفر بسیار با هم فرق داشت و سر این مساله همیشه با هم دعوا داشتند. اما مشاور به آنها توصیه کرد تا با شوخی و خنده این مشکل را حل کنند. آنها نیز سعی در تغییر عادت های خود کردند و خیلی راحت به این اختلاف های دایمی خاتمه دادند.

نکته آموزشی: همیشه سعی کنید در میان خنده و با آرامش و دوستانه شکایت های خود را بیان کنید زیرا خنده برای هر دردی دعواست.

5- اتحاد

سعی کنید در برابر این دنیای بی رحم با هم متحد باشید و یک گروه دونفره تشکیل بدهید. برای موفقیت، اعتماد به نفس و رسیدن به اهداف همسر خود تلاش کنید. دونفری راحت تر می توانید با مشکلات جامعه و دنیا کنار بیایید و تیمی بسیار قوی در مقابل سختی ها تشکیل می دهید که هدفی مشترک را دنبال می کنند.

نکته آموزشی: با در کنار هم بودن می توانید به اهداف والایی در زندگی دست پیدا کنید.

برای چیزهایی که به آن اعتقاد دارید مبارزه و همیشه حرف خود را بیان کنید. حتی اگر شریک زندگیتان ناراحت بشود، بدانید که نیروی عشق می تواند همه چیز را خوب نگه دارد.
 
منبع: برترینها
 

 

نتایج تحقیقی که سه موسسه معتبر بریتانیا انجام داده‌اند نشان می‌دهد تاثیر ازدواج روی سلامتی برای مردان بیشتر از زنان است.

به گزارش روزنامه‌های بریتانیا، این تحقیق را سه دانشگاه معتبر، دانشگاه کالج لندن (UCL)، مدرسه اقتصاد لندن (LSE) و دانشکده بهداشت و طب حاره‌ای لندن با همکاری هم انجام داده‌اند.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از بی‌بی‌سی، این تحقیق بر روی ده هزار نفر انجام شده که همگی در بهار ۱۹۵۸ در یک هفته در انگلستان، ولز و اسکاتلند متولد شده‌اند.

این اولین تحقیقی است که ارتباط بین زندگی مشترک (با یا بدون ازدواج) و سلامتی در میان‌سالی را روی گروه قابل توجهی از افراد بررسی کرده است.

بر اساس این تحقیق تاثیر تجرد در میان‌سالی برای زنان به بدی مردان نیست و از طرف دیگر زنان متاهل در میان‌سالی از نظر سلامتی وضعیتی بهتر از زنان مجرد ندارند و مثلا احتمال ابتلای آنها به سندروم متابولیک (ترکیب چاقی، فشار خون بالا و دیابت)، مشکلات تنفسی یا قلبی مشابه زنان مجرد است.

دکتر چورچ پلوبیدیس از نویسندگان ارشد این تحقیق می گوید: "تاثیر ازدواج یا زندگی مشترک بدون ازدواج بر زنان به اندازه مردان نیست."

"به نظر می رسد نفع تاهل برای مردان بیشتر از زنان است."

این تحقیق همچنین به این نتیجه رسیده که طلاق تاثیر منفی درازمدت روی سلامتی ندارد:

"تحقیقات زیادی نشان داده‌اند که افراد متاهل از نظر سلامتی در وضعیت بهتری از افراد مجرد هستند."

"اما تحقیق ما نشان می دهد کسانی که جدا می‌شوند اما دوباره ازدواج می‌کنند در میان‌سالی از نظر سلامتی در وضعیتی مشابه افراد متاهل هستند."

"تحقیقات قبلی همچنین نشان داده بودند که مردان بعد از جدایی دچار افت سلامت می‌شوند اما ما متوجه شدیم که در دراز مدت آنها به شرایط قبل از طلاق بر می‌گردند."

برخی کارشناسان تاکید می‌کنند که آثار زندگی مشترک تنها به سلامت جسمانی محدود نمی‌شود و مثلا زنان از نظر روانی - عاطفی از ازدواج بهره می‌برند بخصوص اگر برای رابطه و در کنار هم زندگی کردن ارزش قائل شوند.

از طرف دیگر مردان متاهل هم معمولا به دلیل توصیه همسرانشان سعی می کنند سالم‌تر زندگی کنند و مواظب تغذیه خود باشند و بیشتر به دکتر مراجعه کنند.

علاوه بر این کیفیت رابطه هم در تاثیر رابطه بر سلامتی مهم است.

روث ساترلند مدیر اجرایی موسسه بهبود روابط افراد در بریتانیا (ریلت) می‌گوید بجای تمرکز بر وجود رابطه بهتر است به کیفیت آن توجه شود:

"ما می‌دانیم که کیفیت رابطه در اینجا نقش بسیار مهمی دارد. مثلا تحقیقات قبلی نشان داده‌اند افرادی که در رابطه های نامناسب قرار دارند از نظر سلامتی در وضعیتی بدتر از کسانی هستند که رابطه خوبی دارند و کسانی که رابطه خوبی ندارند از نظر سلامتی در وضعیتی بدتر از کسانی هستند که جدا شده‌اند."

تحقیقات متعددی نشان داده‌اند که ازدواج هم از نظر جسمی و هم روانی باعث سلامت و طول عمر می‌شود.

در تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ در انجام شد نشان داد که ازدواج خطر مرگ زودرس را ۱۵ درصد کم می‌کند.

یک تحقیق سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۰ هم نشان می داد که ازدواج احتمال اضطراب و افسردگی کم می کند.

مجله پزشکی مادر

 

شاید شما هم از دست بعضی رفتارهای همسرتان خسته شده‌اید و فکر می‌کنید تغییر رفتارهای او بدون جر و بحث، امکان پذیر نیست. البته توجه داشته باشید که ممکن است بعضی از این رفتار‌ها فقط از نظر شما اشتباه باشد که در این صورت باید ذهنیات خودتان را تغییر دهید.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از ایسنا، ما گاهی می‌خواهیم به هر قیمتی که شده، رفتار همسرمان را تغییر دهیم حتی اگر شده با توسل به زور! این قدرت نمایی از اخم کردن شروع می‌شود و تا جر و بحث و تهدید به جدایی پیش می‌رود.

این دعواهای کلامی، اگر هم تغییری در رفتار همسرمان ایجاد کند، ظاهری و موقتی است. در این مواقع، همسر شما هر زمان فرصتی پیدا کند به رفتار خود بر می‌گردد و در صدد تلافی برمی آید تا مرهمی بر احساسات جریحه دار شده خود بگذارد.

بازی با احساسات همسر

جمله‌هایی مانند «اگر من را دوست داری پس...» یا «با این کارت نشان دادی که مرا دوست نداری»، گاهی از زبان زوجین شنیده می‌شود؛ در این شیوه، همسران سعی می‌کنند با به غلیان درآوردن دیگ احساسات یکدیگر روی هم تاثیر بگذارند. ممکن است چنین روشی در مدت کوتاهی جواب دهد، اما در بلند مدت، ممکن است باعث بی‌علاقگی زن و شوهر به یکدیگر شود.

تکرار بیش از حد

در بعضی مواقع برای تغییر رفتارهای همسرمان، به تکرار بیش از حد متوسل می‌شویم و مرتب رفتار او را به رویش می‌آوریم و از او می‌خواهیم آن را تغییر دهد. وقتی مسئله‌ای بیش از حد تکرار شود، جایگاه و اهمیت خود را از دست می‌دهد و به مسئله‌ای پیش پا افتاده تبدیل می‌شود. زن و شوهر‌ها باید توجه داشته باشند که در صورت متوسل شدن به این شیوه، ضمن عصبی کردن طرف مقابل، امکان موفقیت را از دست می‌دهند.

با طعنه و کنایه حرف زدن

روش طعنه و کنایه زدن، روش محبوب بسیاری از افراد برای تغییر رفتارهای همسرشان است. توجه داشته باشید که با این برخورد‌ها، احساس همسرتان نسبت به شما تغییر می‌کند و محبتش رو به سردی می‌رود؛ بنابراین شما باید انتظاراتتان را شفاف برای همسرتان مطرح کنید و دلایل اشتباه بودن رفتار‌هایش از نظر خودتان را برای او توضیح دهید.

مقایسه کردن برای ایجاد انگیزه تغییر

یکی دیگر از روش‌های نادرست، مقایسه کردن است و ما احساس می‌کنیم برای تغییر رفتارهای همسرمان، نیاز داریم در او انگیزه ایجاد کنیم و یکی از اشتباه‌ترین روش‌هایی که به این منظور انتخاب می‌کنیم، مقایسه همسرمان با دیگران است. نتیجه مقایسه نیز شبیه به ۲ روش پیشین است و جز برانگیختن ناراحتی و حتی شاید احساس حسادت نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

حل مشکل با دعوا

معمولا هنگام دعوا، مشکلی مطرح می‌شود و طرفین متوجه موضوع می‌شوند، اما در یک فضای متشنج نمی‌توان انتظار داشت به نتیجه‌ای مطلوب دست یافت، بلکه باید منتظر پیامدهای ناخواسته و نامطلوب بود. بنابراین دعوا و جر و بحث هم نتیجه‌ای برای تغییر رفتارهای نامطلوب همسر نخواهد داشت.

گروکشی برای تغییر رفتارهای همسر

در این روش سعی می‌کنیم برآوردن خواسته‌های همسرمان را به تغییر رفتار او منوط کنیم؛ یعنی استفاده از جمله معروف «اگر تو فلان کار را انجام دهی، آن وقت من هم فلان کار را انجام خواهم داد». این کار موجب ایجاد سیکل معیوب لج و لجبازی می‌شود و به سرعت دعوا و لجبازی بالا می‌گیرد و رابطه تلخ می‌شود.

به طور طبیعی در یک زندگی مشترک، هر ۲ نفر خواسته‌هایی از هم دارند و می‌توانند از آن به عنوان سلاح استفاده کنند. این شیوه نه تنها جواب نمی‌دهد بلکه به هیچ عنوان شایسته روابط میان همسران نیست و در تضاد کامل با عشق بی‌قید و شرط است که یکی از مهم‌ترین عناصر تشکیل دهنده یک زندگی موفق است.

تحقیر و تمسخر همسر حتی با زبان طنز

تحقیر و تمسخر یکی دیگر از روش‌های اشتباه مورد استفاده زوجین برای تغییر رفتارهای همسرشان است. گاهی به خیال خودمان با زبان طنز اشتباه طرف مقابل را به او گوشزد می‌کنیم، اما در‌‌ همان زمان به شدت همسرمان را می‌آزاریم، تحقیر می‌کنیم و چه بسا اعتماد به نفس او را خدشه دار کنیم و به رابطه‌مان آسیب بزنیم. بنابراین بهتر است همسران تلاش کنند به همدیگر قدرت و اعتبار ببخشند و عزت نفس همدیگر را بهبود دهند باعث پیشرفت و رشد یکدیگر شوند.

احتیاج به تربیت همسر

گاهی اوقات فکر می‌کنیم خودمان بی‌عیب و نقص هستیم پس وظیفه خود می‌دانیم در راه رفع عیوب دیگران بکوشیم، اما در این میان فراموش می‌کنیم همسرمان شاگرد ما و از آن مهم‌تر، کودک نیست که ما بخواهیم نقش بزرگ‌تر را برای او بازی کنیم. همسرمان این روش را نمی‌پسندد، ناراحت می‌شود و ما هم به مقصود خود نمی‌رسیم.

بشناسید، بپذیرید و مدیریت کنید

این اشتباه است اگر فکر کنیم بعد از ازدواج می‌توانیم همسرمان را به کلی تغییر دهیم. تنها چیزی که می‌توان به تغییر در آن امید بست، چند نمونه رفتاری است که آن هم باید با ملاحظاتی ویژه انجام شود؛ بنابراین اگر می‌خواهید راحت زندگی کنید، در صدد تغییر همسرتان بر نیایید بلکه تلاش کنید در رابطه با او از ۳ راهکار «بشناسید، بپذیرید و مدیریت کنید» بهره ببرید.

در این روش، شما باید ابتدا همسرتان و دیدگاه‌هایش را بشناسید، سپس آن‌ها را بپذیرید و در پایان به جای تغییر سعی در مدیریت آن‌ها داشته باشید.

برای تغییر رفتارهای همسرتان در کنار او باشید نه در مقابل او. همچنین فراموش نکنید که هر فردی برای داشتن رفتار بهتر، نیاز دارد احساس بهتری داشته باشد. هر روشی که موجب برانگیخته شدن احساسات منفی در فرد شود، به طور یقین او را برنمی انگیزد تا رفتار بهتری داشته باشد، اما ایجاد هیجانات مثبت موجب می‌شود که فرد برای پیشرفت و شادکامی خود و همسرش بکوشد.

مجله پزشکی مادر

©2017 شرط مهم سلامت یک جامعه توانمندی مردم در جستجو، دریافت و به کار گیری اطلاعات سلامت است، مجله پزشکی مادر، شریک سلامت جامعه ایرانی است.

Please publish modules in offcanvas position.