خطر مرگ زودرس در مبتلایان به بیماری های روانی 2 تا 3 برابر بیشتر از سایر افراد است. درصد کمی از این خطر به دلیل احتمال خودکشی و قتل در میان این افراد است، اما بخش عمده این اختلاف ناشی از ابتلا به سرطان و بیماری های قلبی- عروقی است.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از سیمرغ، مطالعات نشان می دهند که خطر ابتلا به سرطان در کسانی که از اختلالات روانی مانند افسردگی، اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنی رنج می برند، 2.6 برابر بیشتر از سایرافراد است. در تحقیق دیگری مشخص شد که مبتلایان به بیماری های روانی، 50 درصد بیشتر از سایرین به دلیل صدمات مختلف به بخش اورژانس بیمارستان ها مراجعه می کنند و بیشتر در بیمارستان بستری می شوند. همچنین خطر مرگ و میر این بیماران در اثر صدمات، 4.5 برابر بیشتر از افراد دیگر است.

این مطالعه همچنین نشان داد که خطر مرگ زودرس در مبتلایان به بیماری های روانی 2 تا 3 برابر بیشتر از سایر افراد است. درصد کمی از این خطر به دلیل احتمال خودکشی و قتل در میان این افراد است، اما بخش عمده این اختلاف ناشی از ابتلا به سرطان و بیماری های قلبی- عروقی است.

در این تحقیق که در مریلند انجام شد، 3317 داوطلب مبتلا به اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی و افسردگی با میانگین سنی 42 تا 43 سال و در فاصله سال های 1994 تا 2004 مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاکی از این بود که در این بیماران خطر سرطان ریه 4.5 برابر، سرطان روده بزرگ 3.5 برابر و سرطان سینه 3 برابر بیشتر از افراد عادی است. محققان معتقدند که استعمال دخانیات یکی از دلایل افزایش احتمال سرطان ریه است، زیرا اغلب این بیماران سیگار می کشند. در مورد سرطان سینه، این افزایش خطر به این دلیل است که زنان مبتلا به اختلالات روانی کمتر بچه دار می شوند. همچنین برخی داروهای عصبی موجب افزایش هورمون پرولاکتین می شوند که یکی از عوامل ایجاد سرطان سینه است. سرطان روده بزرگ معمولا به شیوه زندگی این بیماران از جمله عدم فعالیت فیزیکی، مصرف سیگار و مصرف ناکافی میوه ها و سبزیجات مریبوط می شود.

در بخش دیگر این مطالعه گروهی از افراد در فاصله سال های 1994 تا 2001 مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در این بازه زمانی 7 ساله، 43 درصد از افراد مبتلا به اختلالات روانی به دلیل صدمات مختلف به بیمارستان به ویژه بخش اورژانس مراجعه داشته اند. شایع ترین صدمه در میان این بیماران شامل آسیب های سطحی، زخم های باز، پیچ خوردگی، سوختگی و مسمومیت به دلایل عمدی و غیر عمدی بود. این صدمات اغلب به دلیل خشم و پرخاشگری، سوء مصرف مواد (مواد مخدر و الکل) و وضعیت اقتصادی اجتماعی نامطلوب از جمله مسکن و بهداشت نامناسب در میان این افراد است. متخصصان توصیه می کنند که باید به شیوه زندگی مبتلایان به افسردگی، اسکیزوفرنی و اختلال دو قطبی توجه بیشتری نمود.

مجله پزشکی مادر


موافقت آسان تر از مخالفت است. ولی یک مشاجره میتواند برای ما بسیار آموزنده باشد. البته اگر منطقی باشیم و به طرف مقابل توجه کنیم.

متاسفانه بسیاری از ما یا آنقدر خجالتی هستیم که به کلی از مخالفت فرار میکنیم ویا وقتی اوضاع به وفق مراد نیست کنترلمان را از دست می دهیم. پنج راه حلی که در زیر به آن اشاره میکنیم به ما کمک میکند بهتر مخالفت کنیم ؛ چه با والدین و چه دوستان و هر کس دیگری:

1. مسئله را شخصی نکنید. اگر ناراحت می شوید بهتر است به یاد داشته باشید که شما با ایده یا طرز فکر طرف مقابل مشکل دارید نه با خود شخص آنها.

2. از ضایع کردن طرز فکر و اعتقاد طرف مقابل بپرهیزید. اگر بعد از سخن رانی بلند و بالای طرف مقابل عصبی شدید، بهتر است بدانید که رفتار مودبانه چقدر ارزشمند است. بنابراین به جای گفتن مستقیم چیزی که در دل میگویید (مانند:"چه فکر احمقانه ای!") بگویید:"من موافق نیستم واین هم دلیلش است...". با وسوسه ی داد زدن مبارزه کنید. از سخنان کنایه آمیز و غیر مستقیم ، استفاده کنید و می بینید که شانس بیشتری برای به کرسی نشاندن حرفتان دارید!

3. از ضمیر «من» در جمله هایتان استفاده کنید. استفاده از ضمیر «تو» به نظر تهاجمی می آید. برای مثال وقتی به والدینتان میگویید:" شما همیشه چهارشنبه ها ، کار های خانه را به من میدهید ، با اینکه میدانید در این روز تکالیفم زیاد است." مطمئنا لحنتان خیلی متفاوت است با وقتی که میگویید:"من احساس میکنم چهارشنبه ها فشار زیادی را متحمل میشوم. میتوانم کار های خانه را فردا انجام دهم؟!"

4. به نظر طرف مقابل گوش کنید. یک شنونده ی خوب بودن راهی است برای نشان دادن احترام و فهم تان از نقطه نظر طرف مقابل. در این صورت او هم به شما راحت تر گوش میدهد و سعی میکند دیدگاه شما را مد نظر قرار دهد. وقتی او در حال حرف زدن است سعی کنید به اینکه چرا با او مخالفید و یا اینکه بعد از او چه می خواهید بگویید، فکر نکنید. به جایش روی چیزی که دارد گفته می شود، تمرکز کنید. وقتی نوبت شما شد ، نکاتی را که از دهان او شنیدید را از نقطه نظر خود بیان کنید، سپس به آرامی مخالفت خود و دلیلش را بیان کنید.

5. آرامش خود را حفظ کنید. برای اینکه مسیر بحث را باز نگاه دارید ، رعایت آرامش امری حیاتی است. البته آرام و منطقی نگه داشتن خود هنگام عصبانیت ، کاری دشوار است ؛ مخصوصا وقتی طرف مقابل نیز عصبانی است. شاید لازم است شما کسی باشید که با آرامش و منطق بحث را کنترل می کند. حتی اگر طرف مقابل والدین شما و یا یک بزرگسال باشد.

البته نگه داشتن احترام دیگران امری فراتر از این مخالفت ها است. مودب و با ملاحظه بودن در برخورد با اعضای خانواده، دوستان، معلمان و مربیان در اعمال روزمره، بنایی را پی ریزی میکند که در صورت بروز اختلاف نظرها در آینده، می تواند در برطرف کردن سوءتفاهم ها بسیار مفید باشد.

گروه ترجمه مجله پزشکی مادر، محمد ابراهیمی
منبع: kidshealth.org

پرسش: من در موقعیت های مختلف اجتماعی، دچار استرس شدیدی می شوم. آنقدر که دلم می خواهد بدون اینکه والدینم در جریان باشند، از راهنمایی های مشاور در این بابت استفاده کنم. می دانم که تنها هدف والدین، حمایت از فرزندانشان است. اما از نظر آنها ، نگرانی من کاملاً احمقانه است. به همین خاطر در جلوی آنها تظاهر می کنم که با این مشکل کنار آمده ام. اما واقعیت این است که هرچه قدر بزرگ تر می شوم، وضعیت برایم سخت تر می شود. به طوری که، تا آنجا که ممکن است از حضور در موقعیت های اجتماعی دوری می کنم. در ملاقات با افراد جدید به شدت دچار دست پاچگی می شوم. ترجیح می دهم زنگهای تفریح در کلاس بمانم و از صحبت کردن با دیگران دوری می کنم. به همین دلیل دچار افت تحصیلی شده ام و در بسیاری از دروس نمی توانم نمره قبولی بیاورم. به نظر می رسد تنها جایی که خوشحال هستم و احساس آرامش می کنم، در خانه و با کسانی است که تمام عمرم را با آنها سر کرده ام. نیاز من ملاقات با کسانی است که بتوانند، نسخه ای برای این مشکل من تجویز کنند و راه حلی را ارائه نمایند تا بدانم تمام این ترس ها از کجا نشات می گیرد. آیا راه حلی را پیشنهاد می کنید. من هم اکنون دانش آموزی هستم که تحت سرپرستی والدین هستم و از حمایتهای مالی آنها استفاده می کنم.  امیدوارم بتوانید در این مورد راهنمایی بفرمایید.

 

پاسخ: در حدود 5 میلیون آمریکایی به نوعی از مشکل اضطراب حضور در موقعیتهای اجتماعی رنج می برند، به این مشکل، ترس از اجتماع یا سوشیال فوبیا، می گویند. با وجود این که تمام افراد در موقعیت های اجتماعی شان دچار حد معینی از ترس و نگرانی می شوند، اما در افراد دچار اضطراب اجتماعی، میزان این ترس به حد ناتوان کننده ای می رسد.

در زمانی که مورد توجه و یا مورد قضاوت دیگران ، قرار می گیرند، ترس و اضطراب این افراد معمولاً ثابت و دائمی و به شکل مزمن و شدید است و به شدت از اینکه به علت نوع رفتارشان توسط دیگران مورد سرزنش و تمسخر قرار گیرند، می ترسند. همان طوری که شما گفتید، این نوع ترس موجب می شود که افراد از حضور در فعالیتهای اجتماعی پرهیز کنند. فعالیتهایی مانند حضور در مدرسه یا محیط کار، و به همین علت، دایره ارتباطی آنها به شدت کوچک و محدود می شود.

این موضوع که شما نگران چگونگی عکس العمل والدینتان در خصوص ترسهای خود هستید، قابل درک است. بسیاری از افراد، تصور می کنند که خانواده شان آنها را در مورد احساسات و نگرانی های کم اهمیت ، سرزنش می کنند. با والدین خود در این موارد، صادق باشید، چرا که به شما کمک می کنند، راحت تر از پس این مشکل بر آیید. آنها را نسبت به رفتار شما، آگاه تر می کند. یا حتی ممکن است تجربیات مشابه خود را در اختیار شما قرار دهند. شواهد زیادی وجود دارد که ترس از اجتماع، عامل ژنتیکی دارد و در افراد مختلف خانواده دیده می شود.  شاید این نوع ترس، ناشی از عوامل زیست محیطی و الگوهای بیان شده از طریق تعامل بین افراد باشد.

زمانی که درخواست راهنمایی می کنید، یکی از راههایی که باید به آن بپردازید، تصمیم در خصوص صحبت کردن با خانواده تان در مورد نگرانی های اجتماعی تان است. اگر در این خصوص تصمیم گرفتید، راهکارهایی به شما ارائه خواهد شد، که به شما کمک خواهد کرد. شاید یکی از این روش ها، نشان دادن میزان ترس شما در یک موقعیت مشابه به والدین تان است تا آنها متوجه میزان جدی بودن قضیه بشوند و هر گونه شک در مورد مشکل شما برایشان از بین برود. ضمناً راه هایی وجود دارد که شما این موضوع را از والدین مخفی نگه دارید و تنها از راهنمایی های مشاور استفاده کنید. با توجه به سن و موقعیت تحصیلی شما ، می توانید از این روش ها استفاده کنید.

- صحبت با مددکار اجتماعی یا مشاور راهنمای مدرسه

- استفاده از راهنمایی های مدیران و مشاوران سایر مدارس که از نزدیک با شرایط دانش آموزان آشنا هستند.

- مشورت با متخصص کودکان، یا کارشناسان سلامت و افراد شاغل در کلینیک های روان درمانی که با شخصیت شما آشنایی کامل دارند.

- صحبت با رهبران دینی که می شناسید یا از طرف دوستانتان معرفی شده اید، مربی یا مرشدی که با شرایط سنی شما آشنا باشد و خدمات رایگان یا کم هزینه مشاوره ارائه نماید.

در نهایت تنها کسی که می تواند به شما بیشترین کمک را کند، خودتان هستید. با وجود  این که گاهی از کمک خواستن احساس شرمساری و خجالت می کنید اما، کارشناسان بهداشت و سلامت و پرسنل مدرسه، سعی خواهند کرد تا بهترین کمک و حمایت را ارائه دهند، تا بتوانید به آنچه نیاز دارید، دست پیدا کنید. بنابراین شما با شناخت بیشتر قدم در راه اصلاح خود خواهید گذاشت و احساس آرامش بیشتری خواهید داشت.

در بسیاری از مدارس و دانشگاه ها، مراکزی وجود دارد که به دانش آموزان خدمات و مشاوره های خصوصی می دهند.

همانطور که اشاره کردید شما تحت تکفل والدین خود بوده و از بیمه ای که آنها برای شما فراهم کرده اند استفاده می کنید. برخی از شرکت های بیمه، علاوه بر هزینه های درمانی افراد تحت پوشش، هزینه های روان درمانی را نیز تقبل می کنند. بنابراین از شرکت بیمه خود، در این خصوص سئوال کنید. آیا برای استفاده از این تسهیلات، لازم است توسط پزشکان و روان درمانان مورد تایید این شرکت بیمه استفاده کنید و یا هزینه درمانی تحت نظر هر روان درمانی را پرداخت خواهند کرد؟ آیا هزینه درمان را شخصاً به شما پرداخت خواهند کرد و یا به نوعی خانواده شما را در جریان قرار خواهند داد؟ آیا امکان مکاتبه و تماس شرکت بیمه با شخص شما مقدور است و یا آنها با والدین شما مکاتبه خواهند کرد.

همچنین اشاره کردید که هم اکنون محصل هستید و در جایی مشغول به کار نشده اید. برخی از خدمات اجتماعی به طور رایگان یا با هزینه های بسیار کم، به شهروندان ارائه می شوند. از جمله موارد زیر:

- بسیاری از دانشگاه های علوم پزشکی و روان پزشکی، کلینیک های بهداشت و سلامت روان دارند که در آنجا با کمترین هزینه، به افراد خدمات ارائه می کنند.

- در برخی از مکان ها، آموزشگاه های تخصصی در زمینه روان شناسی و علوم اجتماعی وجود دارد که با هزینه کم، امکان مشاوره را فراهم کرده اند.

- برخی از مراکز غیر انتفاعی و بهزیستی، متخصصانی را در اختیار دارند که خدمات مشاوره را با هزینه های کم و بسته به استطاعت افراد ارائه می دهند.

با مراجعه به این مراکز شما قادر خواهید بود، در خصوص اضطراب و نگرانی های اجتماعی در ابعاد مختلف، اطلاعات و راهکارهای درمانی بدست آورید. برای مثال با دارو های متنوعی که باعث کاهش علائم و شناخت عوامل ایجاد کننده ترس و نگرانی می شود، آشنا خواهید شد. بسیاری از روان شناسان از روشهای شناخت درمانی و یا رفتار درمانی برای مدیریت و غلبه بر ترس ها استفاده می کنند. این نوع درمانهای شناختی به گونه ای طراحی شده اند که به مردم در شناخت نحوه تفکر آنان که منجر به علائم اضطراب می شود و چگونگی تغییر این الگوهای فکری و ارائه راهکارهایی برای مقابله با این افکار، کمک می کند. در دوره های رفتار درمانی، به افراد تکنیک های کاهش یا مقابله با رفتارهای ناشی از  اضطراب، مخصوصاً آنهایی که باعث ناراحتی شخص شده و زندگی روزانه او را تحت تاثیر قرار می دهد، آموزش می دهند.

زمانی که مشاور مناسب خود را پیدا کردید، به کمک وی خواهید توانست برنامه روزانه ای را ترتیب دهید تا بر اساس نیازهایتان، راههای مقابله با ترس را بررسی و پیاده سازی کند.

اذعان به تاثیر ترس در رفتار های اجتماعی و درخواست کمک در این خصوص، نیازمند شجاعتی است که شما داشته اید. شما شایسته استفاده از هر نوع کمکی هستید تا شما را به آرامش و آسایش در زندگی برساند. برایتان بهترین ها را آرزومندیم.

گروه ترجمه مجله پزشکی مادر، نیوشا وکیلی
منبع: apa.org

داشتن یک تیپ شخصیتی خجالتی به طور کلی مشکلی به حساب نمی آید . این کاملا معمول است که خود را برای  مواجه با اشخاص و موقعیت جدید گرم کنید! اما کمرویی بیش از حد باعث می شود که افراد نتوانند آنقدر که دوست دارند اجتماعی و یا راحت باشند. اینجا به بعضی نکات برای غلبه کردن به کمرویی اشاره می کنیم .

1- با افرادی که می شناسید شروع کنید. رفتارهای اجتماعی خود را مانند ارتباط چشمی ، صدای محکم و رسا ، سلام و احوالپرسی ، سوال پرسیدن ، و یا دعوت کردن را با افرادی که بیشتر احساس راحتی را با آنها می کنید ، تمرین کنید . همواره لبخند بزنید تا اعتماد به نفس پیدا کنید. سپس به دنبال دوستان دیگرتان بروید و این کارها را امتحان کنید .

2- به راههایی برای شروع صحبت کردن فکر کنید. اغلب ، سخت ترین قسمت حرف زدن با اشخاص جدید مکالمه است . به شروع کننده ها فکر کنید، مانند معرفی خود (سلام ، اسم من وحید است ، ما با هم در یک کلاس درس می خوانیم ) تعریف کردن (این کت واقعا به شما می آید.) آماده ی صحبت بودن ، با داشتن یک موضوع خوب در ذهن باعث می شود راحت تر با دیگران ارتباط برقرار کنید .

3- حرف ها را با خود تکرار و تمرین کنید ؛ وقتی می خواهید کاری کنید یا حرفی بزنید کمرویی راه شما را می بندد ؛ مکالمه ی که می خواهید داشته باشید را بنوسید، سپس آنرا بلند و جلوی آیینه بخوانید و تکرار کنید، سپس بروید و زنگتان را بزنید و نگران نباشید که آنطوری که تمرین کردید پیش نرود یا اینکه شاید بد بشود . کارهایی انجام دهید که به دیگران نشان دهید اعتماد به نفس دارید و افتخار کنید که قدم اول را بر داشته اید. و دفعه بعد قطعا بهتر خواهد بود .

 

4- به خودتان فرصت بدهید ، بعضی فعالیت های گروهی را پیدا کنید. اینگونه فعالیت ها باعث می شود افرادی را ملاقات کنید و علایقتان را با آنها در میان بگذارید. به خودتان فرصت دهید تا اجتماعی شدن با این افراد را تمرین کرده و به صورت تدریجی آنها را بشناسید. افراد خجالتی اغلب نگران شکست و یا قضاوت دیگرانند. نگرانیها و احساساتی شبیه به این باعث می شود شما هیچ تلاشی نکنید، از خودتان بپرسید چه می شد اگر نسبت به بهترین دوست خود چنین رفتار منتقدانه ای داشتید. با این روش بهتر قبول می کنید. بنابراین با خود همانند یک دوست خوب رفتار کنید، خودتان را تشویق کنید به جای اینکه نگران شکست باشید.

5- خواسته های خود را گسترش دهید؛ افراد خجالتی به شدت نسبت به واکنش افراد دیگر حساس و نگرانند. مانند نوعی وسواس و این باعث می شود که دل به دریا نزنند، ولی این بزدلی آنها را توجیه نمی کند. ولی این معنی را می دهد که نمی خواهند ادعایی داشته باشند. مدعی بودن به این معنی است که وقتی لازم است، به جای خودتان حرف بزنید مانند خواستن یا احتیاج به چیزی و یا گفتن این که ( آقا شما روی انگشتان من ایستاده اید.) ولی بیشتر از هر چیز خودتان باشید. عیبی ندارد که از رفتار محاوره ای دیگران تقلید کنید. ولی کاری کنید که به تیپتان بخورد. قبول کردن خود واقعی تان و اینکه به خودتان جرات دهید که این خود مورد توجه قرار گیرد، این راهی است که دوستان جدیدی را به شما جذب می کند .  

  محمد ابراهیمی، مجله پزشکی مادر

منبع :www.kidshealth.org     

به احتمال زیاد شما بسیار راحت تر با دوستانتان حرف می زنید تا پدر و مادرتان ، این کاملاً طبیعی است . حتی اگر با والدینتان رابطه خیلی خوبی داشته باشید، باز هم می خواهید راه خودتان را پیدا کنید و خودتان تصمیم هایتان را بگیرید .

باز هم ، بسیاری از ما به مشورت و پشتیبانی پدر و مادر احتیاج داریم . ولی صحبت کردن با یک بزرگتر کمی سخت و ترسناک به نظر می آید به خصوص وقتی در باره بعضی موضوعات خاص باشد .

اینجا به چند راهنمایی برای راحت تر کردن این امر اشاره می کنیم .

در باره هر اتفاقی که در روز می افتد ، با آنها صحبت کنید (هر روز این کار را انجام دهید ):

 هر چه یک کار را تکرار کنید ، برایتان ساده تر    می شود . حرف زدن روزانه در باره اتفاقاتی که برایتان می افتد ، باعث می شود که راه برای بحث در باره مسائل جدی تر هموار شود .     

هر روز در باره چیزهای ساده و پیش پا افتاده با هم گپ بزنید .

در باره تیم فوتبال مدرسه که شما عضو آن هستید ، صحبت کنید . از معلمتان نقل قول کنید . حتی صحبت از شام هم می تواند رابطه شما را قوی و راحت  نگه دارد .

هیچ وقت برای شروع دیر نیست .

اگر رابطه با والدینتان خراب است ، سعی کنید با مسائل ساده ، حرف زدن را شروع کنید ، کار با مزه ای که سگ تان انجام داده را تعریف    کنید ، در مورد مهارت خواهر کوچکتان در ریاضی صحبت کنید.  گپ و گفتگوی روزانه با والدین نه تنها باعث می شود رابطه ای قوی و جالب داشته باشید بلکه به تقویت رابطه های ضعیف و خراب نیز کمک بزرگی می کند . وقتی والدین احساس می کنند در زندگی روزانه شما حضور دارند ، به راحتی می توانند شما را در مسائل مهم و سخت یاری دهند .

کم کم موضوعات مشکل تر را مطرح کنید .

شاید می خواهید خبر بدی به یکی از والدین بدهید ، مثل نمره قبولی نگرفتن در یکی از درس ها یا جریمه سرعت غیر مجاز .

شاید احساس استرس و ترس زیاد دارید . یا شاید می خواهید در باره دوست تازه خود با آنها صحبت کنید . ولی شما واکنش آنها را یا نحوه گفتن این مطلب را نمی دانید .

گام اول : فکر کنید که از این گفتگو چه می خواهید یا چه انتظاری دارید ؟

مدتی زمان می برد تا بتوانید بفهمید که از این گفتگوها چه می خواهید ( بسیاری از بزرگترها در این زمینه زیاد آماده نیستند . )

چیزی که شما امید رسیدن به آن را دارید می تواند تغییر کند.

 به احتمال زیاد اغلب شما می خواهید که طرف صحبت شما  ، یکی یا چند تا از این کارها را انجام دهد :

1- به سادگی به حرف های شما گوش کند و آنها را درک کند بدون هیچ نصیحت و یا تفسیر آن .

2- اجازه انجام کاری را به شما بدهد یا شما را پشتیبانی کند .

3- به شما مشورتی بدهد یا کمک کند .

4- اگر به دردسر افتادید ، راهنماییتان کند تا راه صحیح را پیدا کنید اما این کار را طوری انجام دهد که شما ناراحت و یا مضطرب نشوید .

چرا قبل از اینکه شروع به حرف زدن کنید باید کمی فکر کنید ؟ پس شما باید به طریقی صحبت کنید که بتوانید منظور خود را به شکل قابل قبول و قابل فهم به طرف مقابل برسانید . برای مثال :

Ÿ مادر ، من باید در باره مشکلی که دارم با شما صحبت کنم ، ولی از شما می خواهم فقط گوش کنید . قبول ؟ « مرا نصیحت نکنید . فقط         می خواهم بدانید چه چیز ،  مرا اذیت می کند »

Ÿ « پدر ، می خواهم اجازه دهید که به اردوی مدرسه بروم ، می توانیم در باره اش حرف بزنیم ؟ »

Ÿ « پدربزرگ ، من نظر شما را در مورد چیزی می خواهم ، می توانیم حرف بزنیم ؟ »

موضوعات سخت ( ادامه )

گام دوم : احساسات خود را شناسایی کنید :

مسائل شخصی و یا جنسی ، چیزهای سختی برای بحث هستند . این طبیعی است که وقتی در باره مسائل شخصی تان حرف می زنید ، عصبی باشید .

احساسات خودتان را شناسایی کنید : برای مثال ، شاید شما نگرانید که گفتن یک مشکل به پدر یا مادرتان آنها را ناامید یا عصبانی کند . ولی به جای اینکه به این احساسات اجازه دهید مانع حرف زدن شما بشوند ، آنها را به زبان بیاورند :

Ÿ « مادر ، من باید با شما حرف بزنم ، ولی می ترسم ناامید تان کنم . »

Ÿ « پدر ، باید در باره چیزی با هم حرف بزنیم ، ولی یک کم ، شرم آور است . »

اگر فکر کنید که ممکن است والدینتان به شما پشتیبانی ندهند و یا خیلی خشن و انتقادی برخورد کنند چه ؟

می توانید طوری شروع کنید که این نگرانی را کاهش دهد مثلاً : « مادر ، باید چیزی را به شما بگویم ، من به کاری که کردم افتخار نمی کنم  و ممکن است شما عصبی شوید ولی حتماً باید به شما بگویم ، می توانی به من گوش کنی ؟ »

گام سوم : زمانی مناسب برای حرف زدن پیدا کنید :

زمانی را بیابید که پدر یا مادرتان مشغول کار دیگری نیستند و ذهنشان آزاد است . بپرسید « می توانیم حرف بزنیم ؟ آیا الان زمان مناسبی است . زمان رانندگی و یا قدم زدن می توانند بهترین فرصت برای درد دل باشند . اگر پیدا کردن زمانی مناسب برایتان سخت است پس بگویید « من باید با شما حرف بزنم چه زمانی برای این کار مناسب است ؟ »

با طرح و نقشه قبلی ، از پس گفتگوهای سخت می توان برآمد . ( از قبل فکر کنید چه چیزی می خواهید بگویید یا بپرسید . مهمترین چیزهایی که به ذهنتان می رسد را بنویسید . )

چگونه صحبت کنیم که والدین گوش کنند ؟

همان طور که می دانیم ، صحبت کردن و گوش دادن همواره به خوبی و با  ملایمت پیش نمی رود . احساسات و تجربه های گذشته سد راهتان هستند .

اینکه  آیا والدین شما را جدی می گیرند و حرفتان را باور می کنند ؟ گوش می دهند و به عقایدتان احترام می گذارند ؟ و بدون اینکه حرفتان را قطع کنند آنها را می شنوند ؟ بیشتر به والدینتان بستگی دارد . با بعضی از آنها راحت می توان حرف زد ، بعضی دیگر شنونده های عالی هستند و بعضی هم رفتار سختگیرانه و انعطاف ناپذیر دارند . ولی بعضی چیزها هم به شما بستگی دارد .

( از وقتی که رابطه های دو طرفه شروع می شوند ، طرز رفتار و حرف زدن شما بر روی پدر و مادرتان تاثیر می گذارد و آنها را آماده می کند که به حرفهایتان گوش دهند و آنها را درک کنند . )

در اینجا به چند دستورالعمل برای کمک به شما وقتی با والدینتان حرف می زنید ، اشاره می کنیم :     

صریح و مستقیم حرف بزنید :  

تا آنجا که می توانید در باره احساسات ، افکار و خواسته هایتان صریح و واضح باشید جزئیاتی را که به پدر و مادر کمک می کنند تا موقعیت شما را بفهمند ، به آنها بگویید . اگر آنها به خوبی بفهمند که چه می گذرد و منظور شما چیست ، بهتر      می توانند گوش کنند و کمکتان کنند .

صادق باشید :

اگر شما همیشه رو راست  باشید ، پدر یا مادرتان نیز راحت تر شما را باور می کنند . اگر بعضی وقت ها حقیقت را مخفی کنید یا زیادی نقش بازی کنید . آنها سخت تر شما را باور می کنند و اگر دروغ بگویید از اعتماد آنها به شما کم می شود .

سعی کنید دیدگاه و نقطه نظر آنها را درک کنید :

اگر شما به مرحله عدم توافق رسیدید ، سعی کنید خودتان را به جای والدینتان بگذارید . گفتن اینکه شما دیدگاه آنها را درک می کنید و احساساتشان را را می فهمید ، باعث می شود که آنها هم خودشان را جای شما بگذارند .

از مشاجره کردن و نالیدن بپرهیزید :

 استفاده از لحنی دوستانه و محترمانه باعث می شود که پدر و مادرتان بیشتر حرف شما را جدی بگیرند و نیز باعث می شود که آنها هم همانطور با شما حرف بزنند . البته حفظ آرامش در هنگام عصبانیت سخت است ( حتی برای بزرگترها ) . اگر فکر می کنید که خشم بر شما غلبه کرده است ، کاری کنید که کمی خنک و آرام شوید ، بدوید ، گریه کنید ، به بالشتان مشت بزنید و غیره هر کاری که لازم است تا لحنی آرام تر ، داشته باشید .

اگر حرف زدن با والدین جواب نداد چه ؟

والدین همواره نمی توانند از دیگاه شما به مسائل نگاه کنند و به هر خواسته شما جواب مثبت دهند . آنها ممکن است کاملاً محترمانه برخورد کنند ، نقطه نظرتان را درک کنند و هر کاری را که شما نیاز دارید انجام دهند ، البته بدون گفتن بله ( جواب مثبت ) . سخت است که برای خواسته تان جواب منفی بگیرید . اما قبول کردن یک جواب منفی همراه با آرامش ، باعث می شود در آینده جواب های مثبت بیشتری بگیرد .

 اگر مشکل فقط جواب نه گرفتن نباشد چه ؟

اگر شما واقعاً نیازمند پشتیبانی آنها باشید ولی آنها نتوانند ، چه ؟ بعضی والدین مشکلات خودشان را دارند . بعضی دیگر هم نمی توانند آنطوری که کودکشان لیاقت دارد ، به او برسند . بعضی دیگر  نمی توانند به راحتی خود را با مسائل وفق دهند .

اگر نمی توانید با پدر یا مادرتان حرف بزنید . به دنبال بزرگتری دیگر ،که به او اعتماد دارید باشید :

یک فامیل ، معلم و یا مشاور که به شما گوش می دهد ، شما را درک می کند ، تشویقتان می کند ، باورتان دارد واهمیت می دهد برای درد دل با این شخص ، از روش های بالا استفاده کنید تا بهترین نتیجه را از این مکالمات بدست آورید .

برخورد مودبانه ، نشان دهنده کمال و بلوغ  شماست  و وقتی پدر و مادر شما می بینند که شما به صورت یک انسان کامل و بالغ رفتار می کنید بیشتر و بهتر می پذیرند که بزرگ شده اید ( و در نتیجه قادرید که تصمیمات بزرگتری بگیرید . ) به این راهکارها جامه ی عمل بپوشانید آن وقت ، می بینید که در حال بالغ و کامل شدن هستید حتی بالغ تر از والدینتان !

 

مجله پزشکی مادر
منبع :
www.kidshealth.org

آیا احساس می کنید فشار زیادی را متحمل هستید ؟ شبها به خاطر نگرانیهای امتحان فردا یا کارهای مدرسه خوابتان نمی برد؟ با عجله غذا می خورید چون برنامه روزانه تان خیلی شلوغ است ؟ شما تنها نیستید . همه استرس را تجربه می کنند . چه بزرگترها و چه نوجوانان و حتی کودکان . ولی راه هایی وجود دارد که مقدار استرس را می کاهد و باعث می شود اضطراب های اجتناب ناپذیر را مدیریت کنید .

استرس و اضطراب چیست ؟

استرس احساسی است که ما در زمان واکنش به رویداهای خاص داریم . این راهکار بدن برای آماده سازی خود در مقابل موقعیت های سخت است که با تمرکز ، تقویت و شدت بخشیدن به یک هشدار ، همراه است .

به چیزها یا کارهایی که باعث استرس هستند و آن را تشدید می کنند عوامل استرس زا می گویند . که محدوده ای از موقعیت های مختلف را تشکیل می دهند . همه چیز از یک خطر واقعی بیرونی گرفته تا یک مسئله مهم تحصیلی را در بر می گیرد .

بدن انسان این عوامل را با فعال کردن سیستم های عصبی و ترشح هورمون های خاص جواب می دهد . هیپوتالاموس ( غده ای در مغز ) با فرستادن سیگنالهایی به غدد آدرنال ، باعث می شود این غدد هورمون های آدرنالین کورتیزول بیشتری را در جریان خون رها کند . این هورمون ها ضربان قلب ، تنفس ، فشارخون و سوخت و ساز بدن را سرعت می بخشند .

رگهای خونی گشادتر می شود تا خون بیشتری به عضله های بزرگتر جریان پیدا کند تا عضلات ما در وضعیت آماده باش باشند . مردمک چشمان بزرگترها می شوند تا دید شخص را بهبود بخشد . کبد مقداری از گلوکز ذخیره شده را در جریان خون رها می کند تا انرژی بدن افزایش یابد . و بدن برای خنک کردن خود عرق ترشح می کند . تمام این تغییرات فیزیکی بدن شخص را برای واکنشی سریع و موثر آماده می کند تا شخص بتواند فشار آن لحظه و موقعیت را تحمل کند به این واکنش های طبیعی بدن پاسخ بدن در برابر استرس می گویند . اگر این عمل به درستی انجام گیرد ، توانایی فرد را برای واکنش بهتر در زمانی که فرد تحت فشار است را بالا می برند .ولی واکنش در برابر عوامل استرس ، اگر درست عمل نکند ، خود به خود باعث بروز مشکلاتی برای فرد می گردد .

استرس خوب ، استرس بد

واکنش ما در زمان هایی که مضطربیم ( که پاسخ تهاجمی یا پرسشی هم نام دارد) ، مانند واکنش یک راننده برای اینکه تصادفی صورت نگیرد این زمانی که شما  احساس خطری جدی نمی کنید می تواند خفیف تر باشد مانند : فکر کردن به این که  چه کار کنید تا در مسابقه فردا پیروز شوید و یا فکر کردن به امتحان نهایی فردا  . کمی از این استرس ها باعث می شود که شما سرپا بمانید و برای یک نبرد آماده باشید  و سیستم عصبی شما به سرعت به حالت اولیه بازمی گردد و آماده است که در مقابل مشکلات یا افکار دیگر واکنش نشان دهد .

ولی همیشه ، استرس ناشی از قرار گرفتن در یک موقعیت خطرناک نیست . چیزهایی مانند کنار آمدن با جدایی والدینتان و یا اسباب کشی به محله ای جدید هم می توانند دلیل استرس باشند . موقعیت های استرس زا و طولانی مدت می توانند نوعی از استرس را به وجود آورند که بادوام بوده و تحمل آن سخت است . سیستم عصبی بدن فشار عصبی را ادامه می دهد و ممکن است این عمل به درازا بکشد . در نتیجه ، این وضعیت می تواند اندوخته های انرژی بدن را از بین ببرد ، به فرد احساس پوچی ، خستگی و در هم شکستگی دهد ، سیستم ایمنی بدن را تحلیل دهد و مشکلات دیگر را باعث شود .

چه چیز باعث استرس بیش از حد می شود :

 اگر چه استرس کافی و به اندازه باشد برای شما مفید هم است . استرس بیش از حد بحثی جداگانه است . استرس زیادی هم اصلاً برای کسی خوب نیست . برای مثال : داشتن کمی استرس در باره امتحان فردا باعث به وجود آمدن انگیزه ای در شما می شود که بیشتر مطالعه کنید . ولی استرس بیش از حد باعث می شود تمرکز شما بر روی اصل مطلب درسی از بین برود .

فشارهای شدید و طولانی مدت و یا مشکلاتی که خودتان باید به تنهایی با آنها روبه رو شوید ، می توانند دلیل استرس های بیش از اندازه باشند .

در این جا به چیزهایی اشاره می کنیم که اگر به مدت طولانی ادامه داشته باشند ، می توانند توانایی بدن برای مقابله با این فشارها را در هم بشکنند :

Ÿ عصبی و خشمگین بودن یا  در معرض خشونت و آسیب قرار داشتن

Ÿ اضطراب ناشی از رابطه ها و وابستگی ، تضاد و ناسازگاری خانوادگی ، و یا احساسات قوی که در صورت از دادن کسی که دوستش دارید رخ می دهد .

Ÿ و مشکل همیشگی داشتن با مدرسه و تکالیف آن که با نوعی از بی میلی و تنبلی و دیگر مشکلات می آید  .

Ÿ برنامه های شلوغ ، زمانی را برای استراحت و آرامش نمی گذارند بماند . و همیشه موقعیت هایی را به وجود می آورند که استرس در آن به حداکثر می رسد و نیاز به توجه ویژه ای دارد .

 بعضی از اوضاع و شرایط استرس زا می توانند طاقت فرسا باشند و باعث بروز تنش و فشارهای عصبی شوند که حتی بعد از مدتها آن حادثه باقی بماند . مانند یک تصادف شدید ، یا فاجعه های طبیعی مانند زلزله ، سیل و یا در معرض تجاوز جنسی قرار گرفتن .

بعضی از مردم دچار تشویش می شوند  که باعث می شود نسبت به بعضی از مردم چنان مضطرب و نگران هستند که اغلب مسائل را سخت گیر و خطرناک می بینند ، این حتی مشکلات آسان هم این افراد را در اضطراب فرو می برد . اگر چنین فردی هستید یعنی مرتباً دچار تنش ، نگرانی ، خستگی می شوید بهتر است با مراجعه به پزشک و مشاور به درمان خود بپردازید .

علائم استرس های بیش از اندازه :

کسانی که استرس های بیش از حد را تجربه می کنند بهتر است به برخی از نشانه های زیر توجه کنند :

Ÿ احساس وحشت و نگرانی شدید .

Ÿ احساسی که به شما می گوید دائماً تحت فشارید ، عاجزید و همواره در عجله اید .

Ÿ کج خلقی و زود رنجی

Ÿ علائم فیزیکی مانند ، بیماری های معده ، سردرد و حتی درد سینه

Ÿ آلرژی ، مانند اگزما و یا آسم

Ÿ مصرف الکل زیاد ، استعمال دخانیات ، پرخوری و یا مصرف مواد مخدر

Ÿ مشکلات خواب

Ÿ غمگینی و افسردگی

هر کس استرس را به صورت متفاوتی تجربه می کند . بعضی عصبانی می شوند و این استرس و عصبانیت را سر دیگران خالی می کنند . بعضی دیگر همه چیز را در خود می ریزند و خود خوری می کنند و یا سعی می کنند با مصرف مواد مخدر خود را آرام کنند . و بعضی که بیماری های مزمن دارند باعث تشدید این بیماری ها می گردند .

استرس را تحت کنترل نگاه دارید .

چه کار می توانید بکنید که با استرس های بیش از اندازه کنار بیایید یا حتی بهتر است از همان اول جلویش را بگیرید ؟ بهترین روش برای کنار آمدن با استرس این است که یاد بگیرید چگونه هنگام اتفاقات مختلف خوب یا بد ، آن را مدیریت کنید . بهترین بازده این شیوه زمانی است که آن را به طور منظم به کار گیرید و نه فقط زمانی که تحت فشارید .                                                       

دانستن اینکه چگونه استرس را در زمان های نسبتاً آرام خنثی کنید می تواند به شما کمک کند که اگر شرایط استرس زا به وجود آمدند با آنها هم کنار بیایید .

در زیر به چند چیز که می توانند شما را در کنترل استرس کمک کنند اشاره می کنیم :

Ÿ روزهای خود را با برنامه و کارهای زیاد شلوغ نکنید  :

اگر احساس فشار می کنید ، فقط چند کار را در نظر بگیرید و آنها را جزو چیزهایی قرار دهید که در روز برایتان مهم است

Ÿ واقع بین باشید :

سعی نکنید عالی و کامل باشید چون هیچکس نیست . و انتظار نداشته باشید که دیگران هم کامل باشند و با خواسته های خود به آنها استرس و فشار وارد نکنید .(سعی نکنید استرس و فشار دیگران را زیاد کنید .) اگر در کاری کمک می خواهید ، فقط بخواهید .

Ÿ سعی کنید شب ها خواب خوبی داشته باشید :

داشتن خواب کافی باعث می شود فکر و بدنتان در بهترین وضع باشند و مجهز و آماده برای رویارویی با هرگونه شرایط استرس زا . چون ساعت طبیعی بدن همواره طی بلوغ تغییر می کند ، بسیاری از نوجوانان ترجیح می دهند شب ها دیرتر بخوابند و صبح ها دیرتر بلند شوند . ولی اگر شما دیر بخوابید و صبح به دلیل مثلاً مدرسه زود بلند شوید ، ممکن است آن مقداری که واقعاً نیاز دارید استراحت نکرده باشید .

Ÿ آرام بودن را یاد بگیرید :

پادزهر طبیعی در برابر فشارها ، آرامش اعصاب و روان است  .پس سعی کنید آرامیدگی (ریکس بودن ) را یاد بگیرید . آرامیدگی ضد استرس است و حسی آرامبخش و خوبی را به وجود می آورد . هورمون های آرامش وقتی در آرامیدگی هستند به راحتی فعال می شوند . شما می توانید با تمرین نفس کشیدن آرام و عمیق به فعال شدن این هورمون ها کمک کنید . این کار وقتی در موقعیت های استرس زا قرار دارید ، به کمکتان می آید . و حتماً زمانی را برای کارهای آرامبخش و لذت بخش در برنامه خود می گنجانید : مثلاً می توانید یک کتاب خوب و جذاب بخوانید و یا یک کار از روی ذوق و علاقه انجام دهید  و یا فقط یک دوش آرامبخش بگیرید .

با بدن خود خوب رفتار کنید :

متخصصان معتقدند که داشتن ورزش منظم به مردم در مدیریت استرس کمک می کند . ( البته ورزش کردن بیش از اندازه و یا ورزش اجباری استرس را تشدید می کند ، پس بنابراین مانند هر چیز دیگری اعتدال را پیشه کنید ) . همینطور خوب بخورید تا سوخت مناسب برای عملکرد بدن به آن برسد . این مشخص است که وقتی دچاراسترس هستید سریع غذا می خورید و یا از فست فود یا غذاهای ناسالم دیگر استفاده می کنید . ولی بدن در این زمان هاست که نیاز مبرمی به ویتامین و مواد معدنی دارد . بعضی ممکن است برای کاهش تنش هایشان رو به مواد مخدر بیاورند . اگر چه الکل و مواد مخدر به نظر می رسد که آرامش موقتی را به همراه می آورند ، روی آوردن به آنها برای مقابله با استرس در واقع استرس را بالاتر می برد چون این مواد قابلیت معتاد شدن را شدیداً دارند . ( حتماً از آنها پرهیز کنید . )

Ÿ   مواظب افکارتان باشید :

نوع نگاه و فکر شما در چیزهای مختلف تاثیر دارند . آیا به نیمه پر لیوان نگاه می کنید یا نیمه خالی آن ؟

یک نگاه مثبت و نسبتاً خوشبین می تواند در مقابله با موقعیت های پر استرس کمک حال شما باشد . حتی اگر تا حدی فردی بدبین و منفی باف هستید . باز هم می توانید یاد بگیرید که مثبت فکر کنید و سود های آن را ببینید .

Ÿ مشکلات کوچک را حل کنید :

آموختن اینکه مشکلات روزانه تان را حل کنید باعث می شود به شما حسی از کنترل بر اوضاع دست بدهد ولی دوری کردن و و رها کردن آنها باعث می شود که احساس کنید بر روی زندگیتان کنترلی ندارید و این به استرس شما می افزاید .به وجود آوردن مهارتهایی در خودتان که بتوانید با آنها به آرامی با مشکلات روبه رو شوید ، راه حل ها را بیابید و این راه حل ها را عملی کنید ، به شما در کنترل استرستان کمک می کند . داشتن این حس که قادرید مشکلاتتان را خودتان حل کنید نوعی اعتماد به نفس درونی به شما می دهد که باعث می شود به یک اقتدار درونی دست پیدا کنید ، و این به شما در زمان هایی که مضطربید کمک می کند .

خود را انعطاف پذیر کنید :

آیا تا به حال توجه کرده اید که برخی افراد به نظر می رسد خود را سریعاً با شرایط سخت وفق می دهند و در آنها قدم های بلند برمی دارند ؟ ؟ آنها در برابر فشارها خونسرد هستند و توانایی مدیریت مسائل پیچیده و دشوار را دارند .

محققان ویژگی هایی را شناسایی کردند که مردم را حتی وقتی در استرس بالایی به سر می برند ، به طور طبیعی انعطاف پذیر می کند . اگر می خواهید خود را انعطاف پذیر کنید ، روی روش های رفتاری و اخلاقی زیر کار کنید : 

Ÿ  تغییر کردن را یک امر عادی در زندگی بدانید و در شرایط سخت ، در برابر تغییرات ، ایستادگی نکنید .

Ÿ مشکلات و شکست ها را موقتی و قابل حل بدانید .

Ÿ این را باور کنید که اگر به سمت هدفهای بزرگتان تلاش کنید ، حتماً موفق می شوید .

Ÿ در برابر مشکلات تسلیم نشوید و آنها را حل کنید .

Ÿ رابطه های قوی و پایدار با خانواده و دوستان خود ایجاد کنید .

Ÿ یک سیستم پشتیبانی برای خود تدارک ببینید و از آن درخواست کمک کنید .

Ÿ به طور منظم در فعالیت های شادی آفرین و .آرامش دهنده  شرکت کنید .

بیاموزید که عوامل استرس زا و مشکلاتتان را موقتی و یک فرصت برای پیشرفت ببینید و البته نه فاجعه . به جای اینکه به استرس اجازه دهید در شما رخنه کند ، تمرین کنید که مشکلاتتان را حل کنید و از دیگران کمک و راهنمایی درخواست کنید . برای خود هدف های بزرگ بسازید و پیشرفتتان را پیگیری کنید . وقتی را در برنامه خود برای تمدد اعصاب قرار دهید . خوشبین باشید و خودتان را باور داشته باشید . نفس های عمیق بکشید و از استرس و فشارها ، پله ای برای موفقیت بسازید .

مجله پزشکی مادر
منبع :
kidshealth.org

احمد در حالی که درسش را مطالعه می کند تمرکز ندارد و با خود میگوید:"من هیچوقت نمی توانم از پس امتحان تاریخ بر بیایم... . پدرم راست می گوید من درست مثل او هستم... ." حواسش پرت شده و حالا به پایش نگاه می کند و فکر می کند چقدر لاغرند و می گوید:"آه... شرط می بندم مربی فوتبال حتی به من اجازه ی تمرین نمی دهد وقتی ببیند من چقدر ضعیفم!"

علی هم مانند احمد امتحان تاریخ دارد و او هم زیاد با این درس خوشش نمی آید ولی شباهت های آنها به همین جا ختم می شود. او یک دیدگاه کاملا متفاوت دارد. او با خود می گوید:"خوب، دوباره تاریخ، چه بد. خدا را شکر در درس مورد علاقه ام ، ریاضی ، ماهرم." و در مورد ظواهرش هم مثبت تر فکر میکند. با اینکه از احمد کوتاه تر و لاغرتر است، باز هم خود را سرزنش نمی کند و دنبال عیب نمی گردد و می گوید:"شاید لاغر باشم ولی خیلی خوب می دوم. من یک بازیکن خوب در تیم فوتبال خواهم بود.

تعریف اعتماد به نفس

همه ی ما از خود یک تصویر ذهنی داریم. ظواهرمان، استعدادهایمان و نقاط ضعفمان. ما از زمان کودکی این تصویر ذهنی را داریم و در طول زمان این تصویر را گسترش می دهیم. اصطلاح تجسم نفس نیز به همین تصویز باز میگردد. بیشتر این تجسم را ، روابط ما با افراد دیگر و تجربه هایی که در طول زندگی به دست می آوریم تشکیل می دهند. این تصویر با اعتماد به نفس رابطه ی مستقیم دارد.

اعتماد به نفس به احساساتی مانند ارزشمند بودن و مورد عشق و تایید دیگران قرار گرفتن و این که خود ما چقدر برای خود ارزش قائلیم و خود را تایید میکنیم، باز می گردد. افرادی که دارای اعتماد به نفس بالایی هستند، قادرند در مورد خود احساس خوبی داشته باشند و به مهارت ها، قابلیت ها و موفقیت هایشان افتخار کنند و شاکر باشند. و در مقابل، افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند همواره احساس می کنند کسی آنهارا دوست ندارد و تایید نمی کند و او قادر به انجام هیچ کاری نیست.

همه ی ما بعضی اوقات با کمبود اعتماد به نفس مواجه می شویم، مخصوصا در دوران نوجوانی و جوانی که در حال بلوغ هستیم و می خواهیم جایگاه خود را در دنیا کشف کنیم. خبر خوب این است که اعتماد به نفس در طول زمان تغییر می کند و چیزی ثابت نیست. پس اگر فکر می کنید به اندازه ی کافی به خود اعتماد ندارید، می توانید این اعتماد را تقویت کنید.

مشکلات اعتماد به نفس

قبل از اینکه فردی بتواند بر این مشکلات غلبه کرده و یک عزت نفس سالم را پی ریزی کند، بهتر است اول ببیند این مشکلات از کجا آمده اند. دو چیز به شخصه می توانند یک کمک بزرگ به اعتماد به نفس باشند؛ یکی اینکه ببینیم چگونه دیگران ما را می بینند و با ما رفتار میکنند و دیگری اینکه ما چگونه خود را می بینیم.

والدین، معلمان و دیگر سرپرستان بر قضاوت و افکاری که ما در باره خود داریم ، تاثیر گذارند؛ مخصوصا وقتی در دوران کودکی هستیم. اگر والدین  به جای تعریف از فرزندانشان ، بیشتر  از آنها عیب جویی بکنند ،ناخواسته باعث می شوند ،  فرزندشان  دیرتر و سخت تر به عزت نفس برسد. به دلیل اینکه در این زمان کودک در حال شکل دهی به باورها و ارزش های خود است. بنابراین بدیهی است که او رفتار و گفتار والدین، مربیان و یا دیگر افراد را الگو قرار می دهد.

واضح است که این اعتماد به نفس وقتی  از طرف کسی که تایید او برایتان مهم است، مدام مورد حمله و اعتراض قرار بگیرد ، صدمه می بیند. ولی این انتقاد ها همیشه ، فقط از افراد دور و برمان نمی آید. مانند احمد در داستان بالا، بلکه از درون خودمان هم می شنویم! بعضی از افراد دارای یک «منتقد درونی» هستند؛ صدایی در ذهن که در همه ی کارهایی که فرد انجام می دهد ،اشتباه  و ضعف می بیند. و مانند احمد ، بعضا این صدا را از یک فرد (مانند یکی از والدین یا...) که نظرشان برایشان مهم است ، الگو می گیرد.

در طول زمان گوش دادن به این صدای منفی ، می تواند همان قدر به عزت نفستان صدمه بزند که عیب جویی اشخاص دیگر می تواند. بعضی از افراد چنان به این صدا عادت می کنند که متوجه نمی شوند که  در حال جلوگیری از پیشرفت خود هستند.

توقعات غیر منطقی از خود نیز می تواند به اعتماد به نفس یک شخص تاثیر بگذارد. افراد، تصویری از شخصی که می خواهند باشند  در ذهن خود دارند و برای هر شخص این تصویر متفاوت است. برای مثال بعضی از مردم توانایی های بدنی را ستایش می کنند ، ولی بعضی دیگر توانایی های ذهنی را می پسندند. افرادی که توقعات خود را از خود برآورده می سازند، مطمئنا اعتماد به نفس بیشتری دارند.

در مقابل افرادی که نمی توانند خود را با این توقعات مطابقت دهند، عزت نفسشان آسیب می بیند. متاسفانه افراد دارای اعتماد به نفس پایین، خود از توانایی هایی که ستایش می کنند، برخوردارند ولی نمی توانند آن را ببینند، چون تصویر درون آنها این طور شکل گرفته است.

چرا اعتماد به نفس ویژگی مهمی است؟

چگونگی احساس ما نسبت به خودمان می تواند بر زندگی هایمان تاثیر بگذارد. کسانی که عقیده دارند دوست داشتنی هستند، زندگی زناشویی بهتری دارند. احتمال اینکه در مواقع نیاز از دوستان و خانواده یشان درخواست پشتیبانی کنند نیز بیشتر است و کسانی که باور دارند می توانند به هدفهایشان برسند در مدرسه نیز بهتر عمل میکنند. اعتماد به نفس خوب باعث می شود خود را تایید کنید و زندگی تان را به کمال برسانید.

راه های تقویت اعتماد به نفس

نکات زیر به شما کمک می کند تا عزت نفس خود را قدرت ببخشید:

. افکار منفی ای که در مورد خود دارد را دور بریزید. اگر عادت کرده اید که فقط ضعف های خود را ببنید، به ویژگی های مثبت خود فکر کنید و آنها را بزرگ جلوه دهید. وقتی دیدید در حال عیب جویی از خودتان هستید، سریعا چیزی مثبت در مورد خودتان بگویید. روزانه سه چیز را در مورد خودتان روی کاغذ بنویسید که خوشحال تان می کند.

. موفقیت های خود  را مرور کنید نه فردی کامل بودن را. بعضی از افراد با فکر به کمالات خود را فلج می کنند. به جای اینکه جلوی خود را از حرکت بگیرید و بگویید:"من تا وقتی که ده کیلو کم نکنم در تست بازیگری شرکت نمی کنم."، به چیزهای که در آن خوب هستید و از آن لذت می برید فکر کنید و به سمت آنها بروید.

. اشتباهات را به چشم فرصت های یادگیری ببینید. اشتباه کردن را بپذیرید چون همه اشتباه می کنند. اشتباهات قسمتی از یادگیری هستند. به یاد بیاورید که توانایی های یک فرد همواره در حال گسترش هستند و هر کس در چیز های متفاوتی توانایی های خود را میابد و همین تفاوت هاست که آنها را منحصر به فرد می کند.

. چیز های جدید را تجربه کنید. فعالیت های مختلف را آزمایش کنید تا به یافتن استعداد هایتان نزدیک شوید. سپس به مهارت های جدیدی که به دست می آورید افتخار کنید.

.چیز های را که می توانید تغییر دهید را از از چیز هایی که نمی توانید ، جدا کنید. اگر می دانید چیزی در زندگی شما را آزار می دهد و می توانید آن را تغییر دهید، از همین امروز شروع کنید. اگر هم چیزی است که نمی توانید تغییرش دهید(مانند اندازه  قدتان)یاد بگیرید که خود را همان طور که هستید، دوست داشته باشید.

. برای خود هدف تعیین کنید. در مورد موفقیت هایی که دوست دارید فکر کنید وبرای رسیدن به آنها نقشه بریزید. به برنامه تان وفادار بمانید و مسیر پیشرفت خود را بررسی کنید.

. به نظرات و ایده های خود بها بدهید. نترسید که آن ها را بیان کنید.

. در امری مشارکت کنید. به یکی از هم کلاسی هایتان که مشکل دارد، درس خصوصی بدهید. کمک کنید اطراف خانه یتان را تمیز کنید. در یک راهپیمایی شرکت کنید و یا در جایی داوطلبانه کمک کنید. احساس تغییر ایجاد کردن و اینکه کمک هایتان ارزشمند است، کمک بزرگی به تقویت اعتماد به نفستان می کند.

. ورزش کنید. با ورزش استرس از بین می رود و شما شادتر خواهید بود.

. خوش بگذرانید. با افرادی که دوستشان دارید مشغول به کارهایی شوید، که از آن ها لذت می برید. آرام باشید و یک روز خوب را تجربه کنید و از بیکار نشستن پرهیز کنید.

برای ساختن یک اعتماد به نفس خوب، هیچ گاه دیر نیست. در مورد کسانی که صدمات روحی و روانی  در آنها کمی عمیق تر است، صحبت با یک مشاور و یا روان پزشک بسیار مفیدخواهد بود. این کارشناسان می توانند راهنمای شما باشند و به شما کمک کنند تا بیاموزید که خود را دوست داشته باشید و بفهمید چه چیز در مورد شما منحصر بفرد است.

اعتماد به نفس در تمام کارهایی که می کنید ،  تاثیر گذار است. افراد قوی و خودباور ، در درس هایشان موفق ترند و راحت تر دوست پیدا می کنند. آن ها دنبال روابط بهتر و احساس خوشحالی بیشتر هستند و راحت تر با اشتباهات، ناامیدی ها و شکست ها کنار می آیند و کار را تا رسیدن به موفقیت رها نمی کنند. کمی زمان و تلاش می خواهد تا اعتماد به نفس خود را تقویت کنید ولی وقتی که موفق شدید مطمئنا در زندگی به کمکتان می آید.

گروه ترجمه مجله پزشکی مادر، محمد ابراهیمی
منبع : kidshealth.org

بسیاری از کسانی که تصمیم به فرار گرفتند در خیال خود به دنبال یک زندگی مهیج ، فریبنده و بی قیدوبند بودند . ولی این چیزهایی نبود که گیرشان آمد . زندگی برای نوجوانان فراری بسیار سخت است  ومعمولا آخرش به بی خانمانی ، دزدی ، و حتی فروش مواد مخدر و از آن بدتر تن فروشی برای اینکه بتوانند نان بخور و نمیر بدست آورند ختم می شود . هرسال در ایالات متحده آمریکا بیشتر از 5 هزار نوجوان فراری بر اثر تجاوز و حمله ، بیماری و خودکشی می میرند .

مردم برای فراری شدن دلایل زیادی می تراشند. سوء استفاده از آنها ( چه جسمی ، روحی و جنسی ) ، مشکلات خانوادگی و یا مشکلات آنها با مدرسه یا دوستانشان . بعضی به دلیل استعمال دخانیات و مواد مخدر در خانواده یا از سوی خودشان و بعضی هم برای بودن با کسی دیگری فرار می کنند .

 با دوستتان در باره این که چه چیزی مخل آسایش اوست صحبت کنید و فکرهایتان را برای پیدا کردن راه حل های خوب و بیشتر سازنده روی هم بگذارید . در همان زمان با یک بزرگتر که به او اعتماد دارید هر چه سریعتر صحبت کنید و به او بگویید که دوستتان به طور جدی به فرار کردن فکر می کند . اگر با پدر و مادرتان راحت نیستید ، بزرگسالان دیگری که در کنارتان هستند میتوانند کمک کنند : مانند یکی از خویشاوندان ، یک معلم ، یک مربی ، مشاور مدرسه ، پزشک خانواده یا یک  روحانی .

این افراد می توانند به دوستتان بفهمانند که انتخاب ها و جایگزین های بهتری از فرار کردن وجود دارد .

سخن آخر : اگر دوست شما فرار کرد ، یا اگر شما چند روزی او را ندیدید حدس زدید که چه اتفاقی افتاده ، سریعاً دست به کار شوید . با یک بزرگتر مورد اعتماد صحبت کنید و به او توضیح دهید که مطمئنید دوستتان فرار کرده است . خجالت نکشید و هر اطلاعاتی از قبیل اینکه کجا می تواند رفته باشد را در اختیار او قرار دهید و امیدوار نباشید که دوستتان بعد از چند روز برمی گردد . زندگی دوستتان می تواند در دستان شما باشد پس اگر هر چه زودتر خبر بدهید احتمال بیشتری برای اینکه دوستتان سالم پیدا شود وجود خواهد داشت.

مجله پزشکی مادر
منبع: www.kidshealth.org

صفحه1 از2

©2017 شرط مهم سلامت یک جامعه توانمندی مردم در جستجو، دریافت و به کار گیری اطلاعات سلامت است، مجله پزشکی مادر، شریک سلامت جامعه ایرانی است.

Please publish modules in offcanvas position.