محققان انگلیسی آزمایش خون ساده‌ای را برای تشخیص همه انواع سرطان‌ها ابداع کرده‌اند. دانشمندان دانشگاه بردفورد تا به حال از روش خود برای تعیین سه نوع سرطان بهره گرفته‌اند که نتایج آن امیدبخش بوده است.

امید می رود زمانی فرا برسد که با انجام این آزمایش بتوان از انجام فرایند‌های گران و تهاجمی همچون کولونوسکوپی و بایوپسی (نمونه‌برداری از بافت زنده) اجتناب کرد. اما محققان می‌گویند این آزمایش دوران نوزادی خود را سپری می‌کند و هنوز باید کارهای بیشتری روی آن انجام شود.

قبلا برای تشخیص انواع مختلف سرطان، از آزمایش‌های خون متفاوتی استفاده می‌شد، اما محققان دانشگاه بردفورد امیدوارند که این آزمایش عمومی را برای تشخیص همه انواع سرطان‌ها به‌کار بگیرند.

این روش شامل قرار دادن گلبول‌های سفید خون در معرض نور فرابنفش است تا چگونگی تخریب دی‌.ان‌.ای آنها بررسی شود.
تحقیقات سرطان‌شناسی نشان داده که دی‌.ان‌.ای خون افراد مبتلا به سرطان پوست، روده بزرگ و ریه بسیار راحت‌تر از دی.‌ان.‌ای افراد سالم تخریب می‌شود. این بیماران که همگی در مرحله پیش‌سرطانی قرار داشتند، سطح متوسطی از تخریب را در دی.‌ان.‌ای نشان دادند.

محققان بر این باورند که نتایج این آزمایش تحت تاثیر بیماری‌هایی مانند سرما خوردگی یا آنفلوانزا که ممکن است روی سیستم ایمنی تاثیر بگذارند، قرار نمی‌گیرند و نتیجه نادرست نشان نمی‌دهند.

سلول‌های تحت فشار
دایانا اندرسون، استاد دانشکده علوم زیستی دانشگاه بردفورد که سرپرست این تحقیق نیز هست، می‌گوید: «گلبول‌های سفید خون بخشی از سیستم دفاعی بدن هستند. ما می‌دانیم که این سلول‌ها وقتی با سرطان یا دیگر بیماری‌ها مبارزه می‌کنند تحت فشار هستند، بنابراین می‌خواهیم بدانیم که آیا در صورت قرار دادن آنها تحت فشار بیشتر با نور فرابنفش، هیچ چیز قابل اندازه‌‌گیری را می‌توان مشاهد کرد یا خیر.

آن چه ما دریافتیم این است که دی.ان.ای گلبول‌های سفید افراد مبتلا به سرطان راحت‌تر از دی‌.ان‌.ای افراد دیگر توسط نور فرابنفش تخریب می‌شود، بنابراین این آزمایش حساسیت بیشتر ژنوم سلول‌ها را در افراد مبتلا به سرطان نشان می‌دهد. این‌ها نتایج اولیه آزمایش هستند که روی سه نوع متفاوت از سرطان تکمیل شده‌اند، و ما هم قبول داریم که باید کارهای بیشتری انجام شود؛ اما تا همین جای کار هم نتایج قابل توجهی هستند».

این دیدگاه از پشتیبانی موسسه پژوهش‌های سرطان بریتانیا نیز برخوردار است، و آنها هم تاکید کرده‌اند که این تحقیق در مراحل اولیه خود به سر می‌برد.

دکتر انتیا مارتین، مدیر اطلاعات علمی موسسه پژوهش‌های سرطان بریتانیا، می‌گوید: «تشخیص سرطان در مراحل اولیه برای افزایش شانس زندگی اهمیت کلیدی دارد، اما هر روش جدید تشخیصی باید از همه جهات آزمایش شود تا از دقت و قابلیت اعتماد آن اطمینان حاصل کرد. هرچند این تحقیق کوچک جالب است، اما هنوز سوالات بسیاری درباره این ازمایش وجود دارد که بدون پاسخ مانده و تحقیقات گسترده‌تری مورد نیاز است تا اثبات کند آیا این روش برای تشخیص سرطان در مقیاس وسیع مفید است یا نه».

با این وجود، شرلی هادگسون، پژوهشگر ژنتیک سرطان و استاد دانشگاه سنت جورج لندن،شک و تردید بیشتری نسبت به پژوهش دانشگاه بردفورد دارد. او می‌گوید: «در مجموع، این تحقیقی کوچک با محدودیت‌های بسیار چشمگیر است. ما نمی‌توانیم از این پژوهش محدود، این مفهوم را استنباط کنیم که این آزمایش پژوهشی می‌تواند سرطان را شناسایی کند، و به طور یقین همه سرطان‌ها را نخواهد توانست پیش‌بینی کند. قبل از اینکه بتوانیم مشخص کنیم که این آزمایش چقدر در تشخیص سرطان مفید است، به آزمایش بسیار بزرگ‌تری نیاز داریم، گروه‌های بهتر کنترل شده بیماران هم از ملزومات آن است».

نسیبه خانلرزاده
منبع: خبرآنلاین

 

اولین تحقیقی که در بریتانیا روی فعالیت مغزی افراد "معتاد جنسی" انجام شده حاکی از شباهت قابل توجه آنها به معتادان به مواد مخدر است. درباره این که آیا افراد می‌توانند به رفتارهای جنسی مانند تماشای فیلم‌های پورنوگرافی، "معتاد" شوند، اختلاف نظر وجود دارد. در این تحقیق، پژوهشگران دانشگاه کمبریج بریتانیا آزمایش‌هایی روی مغز ۱۹ مرد که عادت به دیدن فیلم پورن دارند، انجام داده‌اند.
اسکن مغزی این افراد نشان می‎دهد که هنگام تماشای پورن، همان بخش‌هایی در مغزشان فعال می‌شود که معتادان به مواد مخدر، با دیدن ماده مخدر دلخواهشان. دو نفر از افراد مورد مطالعه در این تحقیق، شغلشان را به دلیل دیدن پورن هنگام کار از دست داده‌اند. چهار نفر از آنها هم می‌گویند که تماشای پورن، راه آنها را به خانه روسپیان باز کرده است.

همه این افراد ذهنشان به شدت درگیر افکار و رفتار جنسی است، اما معلوم نیست که آیا دقیقا مانند افراد سیگاری که به نیکوتین معتاد هستند، در رده معتادان قرار می گیرند یا نه.

بعضی محققان معتقدند که الگوی رفتاری این افراد بیشتر شبیه مبتلایان به اختلال وسواس فکری-عملی یا اختلال کنترلی است.

اسکن مغزی

گروه محققان کمبریج برای مشاهده تغییرات فعالیت مغز این افراد در هنگام تماشای پورن، از اسکن ام‌.آر.آی. استفاده کرده‌اند. آنها مغز افراد دارای دغدغه شدید جنسی را با آدمهای معمولی مقایسه کرده‌اند. نتیجه این تحقیق که در نشریه PLoS One چاپ شده، نشان از فعالیت بیشتر مغز در سه بخشی دارد که در معتادان هنگام دیدن ماده مخدر مورد علاقه‌شان تحریک می‌شود.

دکتر والری وون، استاد دانشگاه کمبریج، به بی‌بی‌سی گفت: "این اولین تحقیق جامع درباره کسانی است که از این نوع اختلال رنج می‌برند، اما فکر نمی‌کنم در این مرحله بتوانیم بگوییم این افراد 'معتاد' هستند."

خانم وون در توضیح این موضوع می‌گوید: "ما نمی‌دانیم که فعالیت بیشتر در این بخش‌های مغز، آیا عامل رفتار و افکار جنسی این افراد است یا فقط تاثیر دیدن پورنوگرافی است. پاسخ دادن به این سوال خیلی مشکل است."

دکتر وون می‌گوید درباره اعتیاد به مواد مخدر این طور است که هر چه زودتر و در سن پایین‌تر افراد در معرض آن قرار گیرند، احتمال اعتیادشان بیشتر می‌شود.

اما به گفته او هنوز شواهد کافی در دست نیست که نشان دهد تاثیر دقیق پورن روی نوجوانان چیست.

دروغ و خیانت

پائولا هال، رئیس انجمن درمان اعتیاد و وسوسه جنسی در بریتانیا می‌گوید که اینترنت به شکلی بی‌سابقه رفتارهای جنسی را تحت تاثیر قرار داده است.

او به بی‌بی‌سی گفت: "آن چه که ما شاهد آن هستیم، افزایش شمار مردان جوانی است که نمی‌توانند نعوظ خود را حفظ کنند، چون اشتهای جنسی آنها با دیدن پورنوگرافی از بین رفته و آستانه تحریکشان آن قدر بالا رفته که یک زوج واقعی نمی‌تواند پاسخگوی نیازشان باشد."

خانم هال می‌گوید: "رابطه زوج‌ها آسیب بسیار سنگینی از این عارضه می‌بیند. دروغ و خیانت و نداشتن تمایل به برقراری رابطه جنسی به دلیل نداشتن میل کافی همه از پیامدهای این مسئله است."

با وجود این خانم هال هم می‌گوید که هنوز زود است که این افراد را "معتاد" بدانیم.

منبع: بی بی سی

 

دانشمندان می گویند بخشی از مغز انسان که به اندازه یک نخود است، مسئول به کار انداختن غریزه ما در لحظاتی است که احساس می کنیم اتفاق بدی خواهد افتاد.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از بی بی سی ، پژوهشگران در تشریح نتایج تحقیقات خود که در مجله آکادمی علوم سلطنتی بریتانیا چاپ شده است، می نویسند این قسمت کوچک مغز به نام هابنولا(Habenula) در پیش بینی، یادگیری و واکنش به رویدادها و حوادث ناخوشایند نقش کلیدی ایفا می کند.

آنها معتقدند که احتمالا فعالیت بیش از حد این بخش از مغز انسان ممکن است عامل منفی بافی و بدبینی باشد که معمولا با افسردگی همراه است.

آنها اکنون درحال بررسی نقش این قسمت از مغز در بروز حالت افسردگی هستند.

تحقیقات روی حیوانات نشان داده وقتی که حیوانی منتظر یک حادثه ناخوشایند است و یا چنین رویدادی را تجربه می کند قسمت هابنولا در مغز آنها به شدت فعال می شود. اما مشاهده تغییرات این بخش بسیار کوچک از مغز انسان که قطر آن حدود سه میلی متر است، بوسیله دستگاههای تصویربرداری پزشکی بسیار دشوار است.

پژوهشگران دانشگاه لندن با اختراع یک روش ویژه، فعالیت های مغزی ۲۳ نفر داوطلب را توسط دستگاه تصویربرداری ام آر آی مطالعه کرده اند. به این داوطلبان مجموعه ای از تصاویر انتزاعی نشان داده می شد و چند ثانیه بعد همان تصاویر به تنبیه و آزار جسمی مثل شکنجه و شوک الکتریکی، به تشویق و جایزه به صورت پول نقد و یا واکنش های خنثی ارتباط داده می شد.

پژوهشگران برخی از این تصاویر را همواره با موضوع مجازات و یا جایزه نشان می دادند ولی تعداد دیگری از آنها را به صورت نامنظم و درهم به داوطلبان نشان می دادند. بنابراین داوطلبان دقیقا نمی دانستند که در تصویر بعدی چه نوع واکنشی را تجربه خواهند کرد.

وقتی که این افراد تصاویر مرتبط با آزار جسمی و شوک الکتریکی را مشاهده می کردند قسمت هابنولا در مغز آنها شروع به فعالیت می کرد. هر چه که این افراد احتمال دیدن این دسته از تصاویر را قویتر می دانستند فعالیت قسمت هابنولا در مغز آنها شدیدتر می شد.

پژوهشگران معتقدند که قسمت هابنولا به ما کمک می کند تا از تجارب قبلی خود آموخته و هنگامی که احتمال می دهیم حوادث ناگواری ممکن است روی دهد از آن دوری بجوییم. در عین حال ممکن است به ما یادآوری کند که یک رویداد ناخوشایند تا چه حد ممکن است ناگوار باشد.

عارضه های افسردگی

دکتر جاناتان رویزر یکی از مسئولان این پژوهش در دانشگاه لندن به بی بی سی گفت:"هر جانداری به چنین سیستمی نیاز دارد تا آن را از انجام کارهای خطرناک و تجارب ناگوار بازدارد. به احتمال زیاد هابنولا یک مرکز یا قطب مهم در سیستم عصبی است که در کمک کردن به ما برای پیش بینی چنین حوادثی نقش کلیدی دارد."

آزمایش هایی که روی حیوانات مبتلا به افسردگی انجام شده نشان داده است که این بخش از مغز آنها بیش از حد فعال می شود.

در مورد معینی از معالجه یک فرد مبتلا به افسردگی نیز مشخص شده که تحریک عمقی مغز توسط وارد کردن امواج الکتریکی به قسمت هابنولا عارضه های افسردگی را در او کاهش داده است.

پروفسور کاترین هاربر از دانشگاه آکسفورد که در این پژوهش جدید مشارکت نداشته می گوید:"این تحقیقات بسیار مهم است و به نظر می رسد که می تواند در یافتن راههایی برای درمان افسردگی نقش مهمی ایفا کند. اگر این بخش از مغز در بروز و تشدید بیماری افسردگی موثر باشد می توان درک کرد که چرا افراد مبتلا به افسردگی به شدت در برابر مجازات حساس هستند ولی به پاداش واکنش ضعیف تری نشان می دهند."

اکنون پژوهشگران با ادامه تحقیقات خود در مورد افراد مبتلا به افسردگی قصد دارند تفاوت ها در کارکرد این بخش از مغز آنها را بررسی کنند.

مجله پزشکی مادر

 

پژوهشگران می‌گویند با اینکه به نظر می‌رسد چند دقیقه در تنهایی فکر کردن و به اصطلاح سرگرم کردن خود با افکار، خاطرات یا تخیلات کاری ساده باشد، اما تحقیقات نشان می‌دهد این کار برای بسیاری از مردم دشوار است و حتی ممکن است شوک الکتریکی را به آن ترجیح دهند.

انسان تنها موجودی است که می تواند برای مدتی از دنیای بیرون منفک شده و درون و افکار خود سیر کند و پژوهشگران می‌خواهند در باره آن بیشتر بدانند.

دکتر ویلسون می‌گوید: "ما هم مثل بقیه متوجه این موضوع شده‌ایم که مردم بسیار درگیر فناوری های نو هستند و تمایلی ندارند وقت خود را با فکر کردن پر کنند."

بنابراین می‌خواستیم ببینیم که "برای مردم چقدر آسان است که خود را با افکار خود سرگرم کنند."

"راستش ما انتظار داشتیم که این کار سختی نباشد. ما فکر کردیم که ما این مغز بزرگ را داریم که می‌تواند پر از خاطرات دلپذیر باشد و می تواند تخیل بپروراند بنابراین نباید چند دقیقه لذت بردن از افکار خود سخت باشد. ما تحقیق پشت تحقیق انجام دادیم و دیدیم برای بسیاری از مردم این کار آسانی نیست."

از این رو دکتر تیموتی ویلسون، استاد روانشناسی داشگاه ویرجینیا و همکارانش یازده کارآزمایی بالینی انجام داده‌اند. در این یازده تحقیق از شرکت کنندگان خواسته می‌شد بدون اینکه کار دیگری انجام دهند بین شش تا پانزده دقیقه در تنهایی فقط فکر کنند. کسانی که در این تحقیقات شرکت کرده بودند می‌گفتند اینکه جز فکر کردن کار دیگری انجام ندهند برایشان سخت است و لذت آن از کارهای ساده‌ای مثل جدول حل کردن و مجله خواندن کمتر است.

در تحقیق دیگری از تعدادی مردم عادی خواسته شد این کار را در خانه انجام دهند، اما بیش از نیمی از آنها (۵۴ درصد) نتوانستند تکلیف خود را به انجام برسانند و سر خود را با موسیقی، موبایل یا کارهای دیگر گرم کردند.

در آزمایش بعدی به شرکت‌کنندگان گفته شد در مدتی که مشغول فکر کردن هستند، می‌توانند با فشار دادن یک دگمه به خود شوک الکتریکی وارد کنند.

با اینکه این شوک دردناک بود و این افراد می‌گفتند حاضر نیستند آن را دوباره تجربه کنند، اما در کمال تعجب یک چهارم زنان و دو سوم مردان دکمه شوک را فشار دادند. یکی از شرکت کنندگان در طول پانزده دقیقه ۱۹۰ بار این کار را کرد.

ظاهرا فکر کردن بدون انجام دادن کار دیگری برای این افراد آزار دهنده‌تر بود و ترجیح می‌دادند کاری بکنند، حتی اگر به خود شوکی وارد کنند.

دکتر ویلسون می گوید هنوز هم از نتیجه این تحقیق متعجب است. دکتر ویلسون و همکارانش آزمایش‌های متعددی را انجام دادند تا بفهمند چرا مردم مایل نیستند دقایقی از دنیای بیرون جدا شده و در درون خود سیر کنند.

نتیجه بررسی‌ها این بود که سن، میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی، تحصیلات و درآمد تاثیری در نتجه مشاهدات نداشت و فکر کردن بدون انجام دادن برای بیشتر افراد دشوار و بدون لذت است.

دکتر ویلسون می‌گوید مردم وقتی با دنیای بیرون در ارتباط هستند خلق و خوی بهتری دارند تا وقتی که درونگرایی می‌کنند شاید به این دلیل که وقتی در افکار خود غوطه‌ور می‌شویم بیشتر فکرهای منفی می‌کنیم تا مثبت.

البته دکتر ویلسون در توضیح این پدیده فرضیه‌ای را هم مطرح کرده است. او معتقد است پستانداران برای اینکه دائم محیط اطراف را زیر نظر داشته باشند تکامل یافته‌اند تا فرصت‌ها و خطرات را بسرعت شناسایی کنند و اینکه چند دقیقه از دنیای بیرون منفک شوند و فقط در درون خود سیر کنند بر خلاف طبیعت‌شان است.

دکتر ویلسون و همکارانش این فرضیه را به آزمایش گذاشته‌اند اما نتایج آن متغیر و مبهم بوده و هنوز نشانه محکمی در تایید آن یافت نشده است.

منبع: بی‌بی‌سی

 

محققان دانشگاه آبرست‌وتث در ولز می‌گویند باید بجای دست دادن، زدن مشت به مشت در سطح جهانی رواج پیدا کند چون انتقال باکتری‌، ویروس و عوامل بیماری‌زا به این ترتیب بسیار کمتر می‌شود.
به گفته آنها توجه به این موضوع بویژه در زمان شیوع سرماخوردگی و آنفلونزا در پیشگیری از بیماری اهمیت زیادی دارد.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از بی بی سی چند هزار سال است که بشر با دست دادن سلام و خداحافظی کرده، توافق کرده و قرارداد بسته، تبریک گفته و اعلام صلح و آشتی کرده است.

در این لحظات کمتر کسی به فکر این است که آیا طرف مقابل بعد از رفتن به دستشویی دست‌هایش را بخوبی با صابون شسته، آیا لحظاتی پیش در واکنش به عطسه‌ای پرشتاب و جانانه دستش را با دهانش پوشانده، یا بی آنکه حواسش باشد دست برده و انگشت پایش را خارانده است.

دکتر دیو ویتورث استاد دانشگاه آبرست‌وتث می‌گوید: "مردم بندرت به پیامدهای بهداشتی دست دادن فکر می‌کنند."

دکتر ویتورث با کمک سارا ملا دانشجوی دکترا، دستکش استریل پوشیدند و دست خود را در محیط کشت حاوی باکتری ای‌کلای (E. Coli) فرو بردند، بعد با یکدیگر دست دادند، مشت به مشت هم یا کف دست به کف دست هم زدند و بعد میزان باکتری‌های روی دستکش را بررسی کردند.

نتیجه این بود که دست دادن ده برابر بیشتر از مشت به مشت زدن باعث انتقال باکتری شده بود.

{xtypo_rounded1}

بیماری‌های عفونی و تماس دست

سه دسته اصلی از بیماری‌های عفونی می‌توانند از راه تماس دست سرایت کنند:

- بیماریهای عفونی تنفسی مثل آنفلونزا، سرماخوردگی، آبله مرغان و یا بیماری نوظهور سندرم تنفسی خاورمیانه (MERS)

- عفونت‌های گوارشی (دهانی-مدفوعی) که ایجاد اسهال می‌کنند مثل سالمونلا یا ای‌کلای. درصد زیادی از بیماری‌های که بعلت غذای آلوده ایجاد می‌شوند از راه تماس دست منتقل می‌شوند.

- برخی از عفونت‌های بیمارستانی از جمله MRSA

{/xtypo_rounded1}

به گفته دکتر ویتورث "اگر مردم به مشت به مشت زدن ترغیب شوند سرایت بیماری‌های عفونی بالقوه کاهش پیدا می‌کند." حتی زدن کف دست به کف دست (های فایو) بهتر از دست دادن است و میزان انتقال باکتری را نسبت به دست دادن به نصف می‌رساند. به عقیده دکتر ویتورث که نتایج این تحقیق را در نشریه "مهار عفونت" آمریکا منتشر کرده، در مشت به مشت زدن، سرعت و کاهش سطح تماس دو دست باعث کاهش انتقال عوامل بیماری‌زا می‌شود:

"اگر آنفلونزا شایع شده باید در دست دادن محتاط باشید، یا وقتی عفونت مقاوم به درمان در بیمارستان منتشر شده."

نشریه انجمن پزشکی بریتانیا هم ماه پیش خواستار ممنوعیت دست دادن در بیمارستان‌ها شده بود چرا دست‌های کادر درمانی یکی از اصلی‌ترین ناقل‌های عوامل عفونت‌زا هستند.

دکتر ویتورث می‌گوید به کادر درمانی آموخته می‌شود با بیماران محکم دست بدهند تا با او رابطه برقرار و اعتمادش را جلب کنند اما اکنون باید پرسید آیا این کار مناسبی است یا نه.

بهر حال مشت به مشت زدن هم می‌تواند مشکلات خاص خود را داشته باشد از جمله خود دکتر ویتورث می‌گوید معمولا زاویه حرکت را اشتباه می‌گیرد و مشتش به خطا می رود. احتمالا این مشکل با تمرین بیشتر حل می‌شود.

مجله پزشکی مادر

 

 

به مناسبت گرامیداشت هفته المپیک با همکاری مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد و فدراسیون ورزش های همگانی، کمیته ملی المپیک و اداره کل سلامت شهرداری تهران، جشنواره ورزشی المپیک و معلولان را با "شعار حرکت، یادگیری و تجربه کردن"، در روز چهارشنبه چهارم تیرماه در خيريه رعد با حضور شهروندان دارای معلولیت برگزار خواهد شد.

 

به گزارش روابط عمومی مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد، جشنواره المپیک و معلولان در روز چهارشنبه چهارم تیرماه، در هفته المپیک ( 31خرداد تا 6 تیر) و همزمان با مردم سایر کشورهای جهان، در تهران و کلیه استان های کشور با انجام فعالیت ها و رقابت های شاد و مفرح ورزشی جهت ارتقاء سطح سلامتی و نشاط در جامعه، توسعه هرچه بیشتر ورزش همگانی به خصوص در میان افراد دارای معلولیت و آشنایی توان یابان با رشته های تحت پوشش فدراسیون ورزش های همگانی جشنواره المپیک و معلولان برگزار می گردد.

این گزارش می افزاید در این روز افراد دارای معلولیت در رشته های ورزشی سوارکاری، بوچیا، تیروکمان، پینگ پنگ، فوتبال دستی، طناب کشی، پرتاب پنالتی، دارت، بهکاپ (مینی گلف)، لیوان چینی، مچ اندازی، ویلچررانی و برخی دیگر از رشته های ورزش همگانی در محل خيريه رعد در شهرک غرب تهران به رقابت خواهند پرداخت.

همچنین افراد دارای معلولیت از شهرهای تهران، قزوین و قم در این جشنواره حضور دارند و به تمام شرکت کنندگان لباس ورزشی و به برگزیدگان جوایزی به رسم یادبود توسط فدراسیون ورزش های همگانی اهدا خواهد شد.

تمام افراد دارای معلولیت عضو کانون های معلولان شهرداری تهران با مراجعه به کانون های معلولان مناطق می توانند در این رقابت ها شرکت نمایند یا با ستاد برگزاری جشنواره در مجتمع رعد هماهنگ نمایند.

بر پایه این گزارش؛ افراد دارای معلولیت جهت شرکت در این گردهمایی می توانند به مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد به نشانی شهرک غرب، فاز دو، خیابان هرمزان، خیابان پیروزان، پلاک ۷۴ مراجعه کنند و برای کسب اطلاعات بیشتر با ستاد برگزاری جشنواره با شماره ۸۸۳۷۱۰۹۶ تماس حاصل فرمایند.

مجله پزشکی مادر

 

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران از مردم خواست فریب تبلیغات درمانی، بویژه تبلیغات درمان دیابت را در شبکه های ماهواره ای نخورند.
به گزارش مجله پرشکی مادر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت بهداشت، دکتر «علیرضا استقامتی» گفت: روش درمان دیابت با عمل جراحی، در همه جای دنیا از جمله کشور ما قابل انجام است، اما مطالعات گسترده برای نتایج درازمدت آن صورت نگرفته است.

وی درمورد ادعای یکی از پزشکان کشورهای منطقه مبنی بر درمان قطعی دیابت با عمل جراحی که اخیرا در شبکه های ماهواره ای تبلیغ می شود، گفت: این روش درمان عمل جراحی، فقط مختص به این فرد نیست بلکه روشی است که در همه کشورهای دنیا از جمله ایران قابل انجام است.

عضو شورای آموزش پزشکی و تخصصی وزارت بهداشت با بیان اینکه این روش، یک جراحی «بای پس» است که بر روی دستگاه گوارش افراد دیابتی بسیار چاق انجام می شود، گفت: در این جراحی با روش جابه جایی در دستگاه گوارش، معده کوچک می شود و به دلیل اثراتی که در هورمون های بدن ایجاد می کند در عده ای از افراد دیابتی نیاز به انسولین را کم و در عده ای نیاز به انسولین را از بین می برد.

استقامتی خاطرنشان کرد: بر روی این روش جراحی، مطالعات گسترده ای صورت گرفته و نتایج درازمدت تاثیر آن مشخص نیست.

وی با اشاره به اینکه اکنون پنج میلیون نفر در ایران و 350 میلیون نفر در جهان مبتلا به دیابت هستند، افزود: بر اساس نتایج مطالعات انجمن های معتبر علمی دیابت دنیا، این روش به صورت عام و برای همه دیابتی ها توصیه نمی شود.

استقامتی از هموطنان خواست برای درمان هرگونه بیماری، از پزشک متخصص خود و از مراکز درمانی، توصیه های پزشکی و درمانی را دریافت کنند.

وی خاطرنشان کرد: شبکه های ماهواره ای که بیشتر بدنبال کسب منافع مادی هستند، ابراز مناسب و دقیقی برای کسب اطلاعات پزشکی و درمانی مناسب نیستند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی وزارت بهداشت

پژوهشگران آلمانی به تازگی دریافته‌اند که تماشای عکس و فیلمهای مبتذل جنسی، با کوچک شدن قشر خاکستری مغز و تضعیف برخی ارتباطات مغزی همراه است.

یکی از فرضیه‌هایی که موسسه تکامل انسانی مکس پلانک و دانشکده روانپزشکی شریته آلمان به طور مشترک مطرح کردند، به آسیب بخش خاکستری مغز در اثر تماشای عکس و فیلمهای مبتذل جنسی، اشاره دارد؛ چون مغز مردانی که بیشتر آنها را می‌بینند، کاملا متفاوت با مغز معمولی است.

در این پژوهش ام‌آر‌آی (MRI) مغز مردان ۲۱ تا ۴۵ ساله که گفته بودند در هفته بطور متوسط بیش از چهار ساعت ، عکس و فیلمهای مبتذل جنسی،  تماشا می‌کنند، مورد مطالعه قرار گرفت؛ نتیجه اینکه مغز کسانی که بیشتر در معرض تماشای آنها قرار می‌گرفتند، در مناطقی که "انگیزه" و سیستم پاداش را در کنترل دارد کوچکتر بود.

هیچکدام ار افرادی که در این مطالعه شرکت داشتند اعتیاد به پورنوگرافی یا اعتیاد به سکس را گزارش نکرده‌ بودند.

سیستم پاداش (ریوارد سیستم) سیستم پیام رسانی ویژه مغز همه پستانداران است که بدن را از برطرف شدن نیازهایش آگاه می‌کند.

به این ترتیب که پس از برطرف شدن گرسنگی، برآورده شدن میل جنسی، گوش کردن به موسیقی و بسیاری از نیازهای دیگر مغز با ترشح هورمونی در فرد احساس لذت ایجاد می‌کند.

دکتر سیمونه کیون، مدیر این گروه تحقیقاتی می‌گوید: "نتایج این تحقیق می‌تواند بیانگر این باشد که مصرف مرتب پورنوگرافی سیستم پاداش مغز را تنبل می‌کند."

به گفته این پژوهشگران، مغز این افراد هنگامی که در حال تماشای صحنه‌های سکسی محرک بودند، پیام پاداشی کمتری صادر کرده است تا یک تماشاگر گهگاهی این فیلم‌ها؛ به این معنی که مصرف‌کنندگان هر روزه عکس و فیلمهای مبتذل جنسی،  از تماشای این صحنه‌ها کمتر از یک تماشاگر معمولی لذت برده‌اند.

سیمونه کیون گفت: "از این رو ما تصور می‌کنیم کسانی که زیاد پورن می‌بینند، به محرک‌های بسیار قوی‌تر جنسی نیاز دارند تا به لذت طبیعی برسند."

این امر می‌تواند دلیل نارضایتی از زندگی جنسی در بسیاری از زوج‌های متقاضی پورنوگرافی باشد.

این در حالیست که در برخی کلینک‌های درمان مشکلات جنسی، پورنوگرافی به عنوان ارتقا دهنده زندگی جنسی توصیه می‌شود؛ اما پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که تماشای بیش از حد پورنوگرافی احتمالا می‌تواند زندگی جنسی زوج‌ها را به مخاطره بیندازد.

سیمونه کیون توضیح می‌دهد: " یک تحقیق تازه دیگر نشان داد نوجوانان پسری که هر روز با موضوعات اروتیک سر و کار دارند علاقه بیشتری به انواع غیرقانونی پورنوگرافی وبه کار بردن آن در زندگی روزمره خود نشان می‌دهند. برخی محققان نیز به این نتیجه رسیده‌اند که مصرف روزمره پورنوگرافی میل به اجرای آنچه را که دیده‌می‌شود، بیشتر می‌کند."

« این میل به تکرار خود به خودی دقیقا مشابه مکانیزم اعتیاد به مواد مخدر است. یعنی چون مصرف مواد مخدر، پس از مدتی، کارایی مغز در ایجاد حس لذت را کم می‌کند، فرد اعتیاد به محرک بیشتری پیدا می‌کند تا بتواند سیستم پاداش مغز را به همان اندازه قبل فعال نگه دارد.»

پیش از این ثابت شده بود که تماشای زیاد پورنوگرافی با کاهش ارتباط بخش پیشین مغز و سیستم پاداش مربوط است؛ ارتباطات این دو منطقه مغز در ایجاد انگیزه نقش دارند و لذت طلبی را کنترل می‌کنند.

به این ترتیب از این تحقیق می‌توان به دو نتیجه رسید که یا تماشای پورنوگرافی باعث تخریب مغز می‌شود یا اینکه افرادی که بخشی از کورتکس مغز آنها کوچکتر است نیاز به تماشای پورنوگرافی دارند.

اگر نتیجه‌گیری دوم درست باشد، می‌توان پیش بینی کرد که چه مردانی بیشتر به تماشای صحنه‌های اروتیک علاقمندند.

به عبارت دیگر شاید کوچکی حجم مغز تماشاگران پورنوگرافی در واقع عامل علاقمندی این افراد به تماشای صحنه‌های اروتیک باشد نه محصول آن؛ یعنی می‌توان نتیجه گرفت افرادی که بخشی از مغزشان کوچکتر است در واقع به محرک خارجی بیشتر و قوی‌تری برای رسیدن به لذت معمولی احتیاج دارند و به همین دلیل به تماشای پورنوگرافی روی‌ می‌آورند.

مصرف جهانی پورنوگرافی به دلیل دسترسی ساده‌تر و مخفیانه‌تر به این محصولات در اینترنت، بسیار افزایش یافته است.

دکتر سیمونه کیون معتقد است با توجه به اینکه آمار نشان می‌دهد ۵۰٪ کاربران اینترنت به طور مرتب پورن تماشا می‌کنند، تحقیق در این زمینه از اهمیت خاصی برخوردار است.

«این تحقیق نشان می‌دهد که بینندگان دائمی پورنوگرافی پاسخ طبیعی به محرک جنسی ندارند یا اینکه قدرت پاسخ به محرک در آنها کاهش یافته است که این امر در واقع به بی‌میلی جنسی و روابط ضعیف جنسی می‌انجامد.»

تحقیق دیگری که در ژورنال انجمن روانپزشکان آمریکا منتشر شده است به رابطه میان افزایش تماشای پورنوگرافی و افسردگی و روی‌ آوردن به الکل اشاره می‌کند.

پژوهشگران این تحقیق نیز متوجه تفاوت مشابهی در اندازه مغز شده‌اند؛ به ویژه در مناطقی که اعتیاد به موادی چون کوکائین و الکل را کنترل می‌کند.

در این تحقیق نیز تماشای زیاد پورنوگرافی به اعتیاد به مواد مخدر و الکل ربط داده شده‌ است.

توجه به موضوعات اروتیک احتمالا از امیال زیستی بسیار قوی ناشی می‌شود.

در تحقیق دیگری که دکتر کیون و دکتر گالینا انجام داده‌اند، میمون‌های نر وقتی درحال نگاه‌کردن آلت تناسلی میمون‌های ماده بودند، از دریافت پاداش‌های خوردنی و نوشیدنی سر بازمی‌زدند.

به این ترتیب می‌توان گفت که برای میمون‌ها موضوعی معادل پورن از خوردن و نوشیدن نیز مهم‌تر است.

منبع: بی بی سی

 

متخصصان زنان تاکید دارند که مصرف کافئین موجب تشدید گُرگرفتگی و تعریق شبانه در زنان یائسه می‌شود.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از ایسنا، دکتر «استفانی فائوبیون»، یکی از متخصصان این مطالعه از کلینیک سلامت زنان در مرکز پزشکی مایوکلینیک گفت:‌ هرچند این مطالعه هنوز در مرحله ابتدایی است اما تایید می‌کند که محدود کردن مصرف کافئین می‌تواند علائم گرگرفتگی و تعریق شبانه را در زنان یائسه کاهش دهد.

هرچند متخصصان معتقدند کافئین موجود در مواد خوراکی در زنانی که هنوز در شروع دوره گذار به یائسگی یا به اصطلاح در دوره «پیش یائسگی» هستند می‌تواند تاثیر متفاوتی داشته باشد و در این دوره کافئین موجب تقویت حفاظه، تمرکز و بهبود حالت روانی در آنان می‌شود.

در این بررسی اطلاعات بیش از 1800 زن یائسه در فاصله سال‌های 2005 تا 2011 میلادی مورد مطالعه قرار گرفت و علائم مصرف‌کنندگان کافئین با افراد دیگر مقایسه شد.

به گزارش هلث دی نیوز، دکتر فائوبیون گفت: علائم یائسگی می‌تواند برای زنان مشکل‌زا باشد اما راهکارهای کنترلی بسیاری وجود دارد که یکی از آنها دقت در انتخاب نوع مواد خوراکی مصرفی و تغذیه است.

مجله پزشکی مادر

 

برای درمان بیماری های شدید عفونی به طور سنتی برای شناسایی عامل آن آزمایش هایی مثل خون انجام می شود. اما این شیوه در بسیاری موارد جوابگو نیست. گاه عفونت شدید و خطرناک است و جان بیمار را تهدید می کند. حالا محققان در کالیفرنیا برای حل این مشکل به تحلیل دی ان ای متوسل شده اند.

این تحقیقات در دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو ممکن شده چون در سال های اخیر دستگاه های تجزیه و تحلیل دی ان ای با سرعت فوق العاده ای پیشرفت کرده است. کار با نمونه برداری از خون یا مایع نخاعی بیمار شروع می شود. همه انواع دی ان اِی کشف شده در نمونه تحلیل می شود تا ویروس، باکتری، قارچ یا حتی انگل عامل بیماری شناسایی شود.

این فناوری "نکست جنریشن سیکوئنسینگ" نامگذاری شده که ترجمه آن "نسل آینده تعیین آرایش پایه های دی ان ای" است.

از جمله یکی از بیماران یک زن ۲۱ ساله بود که دچار عفونت شدید با تب و درد مفاصل شده بود.

پزشکان با آزمایش های معمول موفق به کشف علت عفونت نشدند. به این ترتیب متخصصان در دانشگاه سانفرانسیسکو شیوه تازه را آزمایش کردند.

دکتر چالرز چیو سرپرست مطالعه و تیمش نمونه خون بیمار را در دستگاه تحلیل دی ان ای قرار دادند، دستگاهی که با سرعتی فوق العاده آرایش پایه های دی ان اِی را تعیین می کند.

بعد نتایج با دی ان ای موجود در یک بانک داده های بزرگ مقایسه شد. این بانک حاوی انواع عوامل بیماری های عفونی است.

معلوم شد که دختر ۲۱ ساله مبتلا به یک ویروس مرتبط با آبله مرغان است. و البته با شناسایی علت بیماری، درمان آسان شد و بیمار اکنون خوب شده است.

نتایج این مطالعه در نشریه "تحقیقات ژنوم" (جینوم ریسرچ) چاپ شده است. جزئیات دستگاه های مورد استفاده هم در همین مقاله تشریح شده.

این شیوه همچنین برای درمان یک پسربچه ۱۴ ساله به کار گرفته شد که دچار تورم مغزی شده بود و در وضعیت وخیمی به سر می برد.

آزمایش های معمولی در این مورد هم جواب نداد تا اینکه دستگاه تحلیل دی ان ای ظرف فقط ۴۸ ساعت علت عفونت را پیدا کرد؛ که در این مورد یک باکتری به نام لپتوسپیرا بود که در مناطق حاره ای شایع است. پسر بچه با تجویز دوز شدید پنی سیلین درمان شد. دکتر چیو می گوید که این شیوه در مجموع در ۳۰ مورد به کار گرفته شده که در ۲۵ درصد موفق بوده.

بعضی از این ۳۰ مورد دلایلی غیرعفونی داشت.

هرچند این آزمایش ها در محیط دانشگاهی انجام شد اما هزینه این نوع فناوری به سرعت درحال کاهش است و ممکن است در آینده در دسترس مراکز معمول پزشکی قرار گیرد.

 منبع: بی بی سی

©2017 شرط مهم سلامت یک جامعه توانمندی مردم در جستجو، دریافت و به کار گیری اطلاعات سلامت است، مجله پزشکی مادر، شریک سلامت جامعه ایرانی است.

Please publish modules in offcanvas position.