نتایج تحقیقی که بر روی موارد مسمومیت‌ در بیمارستان تخصصی کودکان کرمانشاه بین سال‌های ۱۳۹۱ تا ۹۲ انجام شده نشان می‌دهد که پس از انواع قرص، شایع ترین عامل مسمومیت کودکان متادون بوده است.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از بی بی سی، بر اساس این تحقیق که به بیست و ششمین همایش بین‌المللی بیماری‌های کودکان ارائه شده، مسمومیت در کودکان زیر پنج سال شایعتر است و در سال‌های ۹۱ و ۹۲ یکی از شایع ترین عوامل مسمومیت آنها، ماده متادون بوده است که توسط بزرگسالان به عنوان "داروی ترک اعتیاد" مصرف می شود.

نتایج این تحقیق موید تحقیقات مشابهی است که در سال‌های اخیر در بیمارستا‌ن‌ها و دانشگاه‌های علوم پزشکی استان‌های دیگر انجام شده و در همه آنها مسمومیت با متادون یکی از شایعترین موارد مسمومیت در کودکان بوده است.

در این زمینه حتی دانشگاه‌های علوم پزشکی آیین نامه‌هایی را برای کاهش موارد مسمومیت با متادون منتشر کرده‌اند.

مصرف تصادفی متادون که در شیشه‌هایی مثل شیشه نوشابه در یخچال نگهداری می‌شوند یکی از علل اصلی این مسمومیت‌هاست.

به گفته دکتر طلعت قانع داروساز و متخصص سم شناسی و داروشناسی "همه ساله ما شاهد مرگ کودکان و نزدیکان معتادانی که دوره درمان اعتیاد خود را با داروی متادون طی می کنند هستیم. نگهداری شربت متادون خصوصاً در بطری های مواد آشامیدنی مانند نوشابه و شیشه های دارویی تا به حال منجر به مرگ دهها کودک و حتی بزرگسال شده است."

دکتر حمید اولیایی، فلوشیپ سم‌شناسی و استادیار دانشکده پزشکی علی ابن ابیطالب یزد می‌گوید: "شربت متادون یک داروی ترک اعتیاد است بنابراین افراد بدون نظارت پزشک در مصرف آن زیاده روی می‌کنند که موجب بروز مسمومیت می‌شود. از طرف دیگر این نوع از مسمومیت در افرادی که قصد خودکشی دارند یا کودکانی که به طور تصادفی از این ماده استفاده می‌کنند دیده می‌شود."

به گفته دکتر اولیایی "مصرف یک سی‌سی متادون می‌تواند موجب ایست تنفسی و مرگ شیرخوار شود."

نتایج تحقیقات

نتایج تحقیقی که در سال ۱۳۸۸ در بخش مسومیت‌های بیمارستان لقمان تهران در باره مسمومیت با متادون درکودکان انجام شد، نشان داد که میانگین سنی بیماران ۵۵ ماه بود (حداقل ۴ماه و حداکثر ۱۲ سال). کلیه بیماران به صورت تصادفی یا در اثر اشتباه والدین مسموم شده بودند.

به گفته دکتر شاهین شاد‌نیا، متخصص سم‌شناسی بالینی در بیمارستان لقمان، "مسمومیت با شربت متادون، خوردن مواد شوینده و پاک‌کننده و داروهای مسکن و اعصاب و آرام‌بخش که در خانه‌ها در دسترس کودکان است موجب مسمومیت تصادفی کودکان می‌شود."

بر اساس دستورالعمل دانشگاه های علوم پزشکی "از آنجایی که طعم شربت متادون شیرین است و مصرف کنندگان دارو در برخی موارد آن را به همراه چای یا نوشابه مصرف می نمایند... باید علاوه بر توضیحات کامل به بیمار و بستگان وی بر روی برچسب شیشه واضحاً ذکر گردد و از نگهداری دارو در یخچال یا کنار سایر نوشیدنی ها خودداری گردد."

"والدین در اکثر موارد شربت متادون را در ظروفی مانند بطری آب معدنی یا نوشابه و یا ظروف شربت‌های دارویی (استامینوفن - دیفن هیدرامین) در یخچال نگه داری می کنند که از روی اشتبا‌ه به کودک داده می شود.

مصرف کنندگان متادون باید بدانند که مصرف داروی متادون توسط کودکان بسیار خطرناک و کشنده است و لازم است والدین مراقب کودکان خود باشند.

در صورت مصرف متادون توسط کودکان علائم مسمومیت شامل تهوع، استفراغ، درد قفسه سینه و دیگر علایم مسمومیت بعد از مدت کوتاهی ظاهر شده و پس از گذشت چند ساعت با پیشرفت علائم، کودک جان خود را از دست می دهد."

با این حال استفاده از شربت متادون یا خود تریاک برای کاهش گریه کودک، بخصوص در مواردی که والدین به گوش درد، دندان درد یا دل درد مشکوک هستند، بویژه در مناطق روستایی یکی دیگر از علل مسمومیت با تریاک و مشتقات آن است.

مجله پزشکی مادر

 

 

پزشکان هشدار دادند: استرس زیاد در افراد چاق تاثیرات سوء بیشتری در مقایسه با افرادی دارد که دارای وزن متناسب هستند.
این پزشکان می‌گویند: استرس در افراد چاق خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن همچون بیماری‌های قلبی و دیابت نوع 2 را بیش از افرادی که وزن طبیعی دارند، تشدید می‌کند. به اعتقاد متخصصان زمانی که افراد چاق در معرض استرس‌های طولانی قرار می‌گیرند، مقادیر زیادی ماده «اینترلوکین6» در بدن آن‌ها آزاد می‌شود که این پروتئین موجب افزایش التهابات در بدن می‌شود.

این در حالیست که افرادی با وزن طبیعی در شرایط پراسترس این واکنش بدن را تجربه نمی‌کنند. به اعتقاد کارشناسان، این التهاب که به دنبال آزاد شدن اینترلوکین6 در بدن افراد چاق بوجود می‌آید موجب ایجاد شرایطی برای تشدید گرفتگی رگ‌ها، ابتلا به دیابت نوع 2، سرطان و بیماری کبدچرب می‌شود. بنابراین احتمال تشدید و ابتلا به بیماری در افراد چاق علی‌الخصوص در موقعیت‌های استرس زا و با توجه به ترشح پروتئین اشاره شده به مراتب بیشتر است.

در یک بررسی انجام شده توسط گروهی از متخصصان، افرادی با وزن‌های مختلف طی دو روز در شرایط پراسترس قرار گرفتند که یکی از آنها یک مصاحبه شغلی دشوار و دیگری آزمون شفاهی ریاضی بود. پس از این مرحله از بزاق دهان این افراد برای سنجش تاثیر استرس بر فعالیت‌های شیمیایی بدن نمونه‌گیری شد. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد میزان ترشح ماده اینترلوکین6 در افراد لاغر به مراتب کمتر از افراد چاق است اما هر دو گروه در نخستین روز آزمایش واکنش‌های شیمیایی یکسانی نسبت به استرس نشان دادند.

با این حال ترشح این ماده در روز دوم آزمایش در میان آن دسته از افرادی که اضافه‌وزن داشته یا چاق بودند در مقایسه با روز گذشته دو برابر شده بود اما برای افراد لاغر به همان میزان روز نخست بود. این نتایج نشان می‌دهد که استرس‌های طولانی‌مدت تاثیرات جسمی‌بیشتری بر افراد چاق در مقایسه با افراد با وزن متناسب دارد و بهبودی پس از پایان استرس در این افراد نیز به صورت کندتری صورت می‌گیرد.

منبع: آرمان

 

تحقیقات دانشمندان فنلاندی نشان داده است که 28 درصد غیبت از محیط کار به دلیل نابسامانی در خواب است. افراد بسیاری هستند که از خستگی صبحگاهی رنج می‌برند و این در حالی است که علت آن را نمی‌دانند و در نتیجه نمی‌توانند از آن جلوگیری کنند.

این وضعیت وقتی قرار است شخصی به سرکار یا محل تحصیل خود برود، بسیار آزار دهنده می‌شود و برای رفع آن باید چاره‌ای اندیشید.

در صورتی که شما هم با این وضع روبه‌رو شده‌اید در درجه اول باید از اندازه خوابتان مطمئن شوید؛ خواب نقش مهمی در عملکرد مناسب بدن ما دارد؛ به همین دلیل اندازه خواب برای هر سنی بسیار مهم است.

متخصصان اعلام کرده‌اند یک فرد بالغ به 7 الی 8 ساعت خواب در طول شبانه روز نیاز دارد و با مطالعاتی که به تازگی انجام شده است، آمار و ارقام دقیق‌تری نیز به دست آمده است.

در پژوهشی که توسط محققین فنلاندی انجام شده است، خواب مطلوب برای زنان حداقل 7 ساعت و 36 دقیقه و برای مردان 7 ساعت و 48 دقیقه عنوان شده است که در صورت کاهش ساعت خواب از این مقدار، سلامت شخص به خطر خواهد افتاد.

دانشمندان فنلاندی طی 7 سال در مورد 1885 مرد و 1875 زن مطالعاتی انجام دادند و با نظارت دقیق بر خواب این افراد، به بررسی مشکلات آنها پرداختند.

طی این تحقیق نشانه‌های مربوط به بی‌خوابی، زود بیدار شدن، خواب آلودگی در طول روز، استفاده از قرص‌های خواب آور و هرگونه اطلاعات مربوط به خواب جمع‌آوری شد.

محققان همچنین به بررسی تأثیر حالت‌های گوناگون خوابیدن افراد بر سلامت آنها پرداختند و با اعلام مدت لازم برای خواب آقایان و خانم‌ها، به این نتیجه رسیدند که خواب کافی در شبانه روز می‌تواند امکان بیمار شدن افراد را به شکل محسوسی کاهش دهد.

این تحقیقات همچنین نشان داد 28 درصد غیبت‌های کاری ارتباط مستقیمی به کیفیت خواب دارد و خوابیدن بیشتر و یا کمتر از ساعات لازم برای بدن، موجب خستگی صبحگاهی می‌شود.

و با وجود آنکه مردها بیشتر از زنان برای خواب شبانگاهی از قرص‌های خواب آور استفاده می‌کنند، ولی مدت کوتاه‌تری نسبت به زنان می‌خوابند.

با وجود آنکه این تحقیق اعداد و ارقام دقیقی از میزان کافی خواب برای داشتن نشاط صبح گاهی عرضه می‌کند اما پژوهشگران بر این باورند که این اعداد قطعیت نداشته و هر شخص متناسب با شرایط فیزیکی، میزان فعالیت و نحوه تغذیه خود باید زمان مناسبی را به استراحت و خواب بپردازد.

منبع: فارس

 

محققان بریتانیایی با مطالعه روی زنان بین سنین ۲۵ تا بعد از یائسگی به این نتیجه رسیده‌اند که یک واحد افزایش سایز دامن در هر ده سال خطر سرطان پستان را ۳۳ درصد افزایش می‌دهد و کوچک شدن سایز دامن از این خطر کم می‌کند.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از بی‌بی‌سی، اساس این تحقیق بر رابطه بین چاقی مرکزی (شکم، کمر و باسن) با افزایش خطر سرطان پستان بوده که شواهد قانع کننده‌ای برای آن وجود دارد.

وزن زیاد، BMI بالا و افزایش وزن در سنین بزرگسالی نشانه افزایش تجمع چربی در بدن هستند. تجمع چربی در بدن باعث افزایش میزان استروژن می‌شود که عامل شناخته شده‌ای در افزایش خطر سرطان پستان است.
قدیمی‌ترین و ساده‌ترین روش برای ارزیابی تجمع چربی در بدن محاسبه BMI (وزن به کیلوگرم تقسیم بر حاصلضرب قد به متر در خودش) است. اندازه‌گیری چربی میانه بدن روش دیگری برای اندازه‌گیری چاقی است که معمولا با دور کمر، نسبت دور کمر به باسن و دور کمر به قد یا قد و وزن ارزیابی می شود.

این تحقیق در مدت پنج سال بر روی بیش از ۹۲ هزار زن انجام شده است و بطور متوسط این زنان حدود سه سال پیگیری شده‌اند. محققان می‌گویند آنها متوجه شدند سایز دامن ۷۶ درصد زنان در طول دوران بزرگسالی افزایش پیدا کرده بود.
تحقیقات نشان داده‌ است دور کمر پس از یائسگی بهتر از BMI خطر سرطان پستان را پیش بینی می کند.

از این رو این تحقیق معیاری قابل اعتماد و ساده را به زنان نشان می‌دهد تا متوجه افزایش وزن خود باشند چون به یاد آوردن سایز دامن در سال‌های گذشته آسانتر از به یاد آوردن BMI است. با این حال به نظر پژوهشگران، کوتاه بودن زمان پیگیری و اینکه ممکن است زنان حاضر در تحقیق سایز دامن خود را در سال‌های پیش بدرستی به یاد نیاورده باشند از نقط ضعف تحقیق آنان است. به این ترتیب، اگر تحقیقات بعدی هم به نتیجه مشابهی برسند زنان بسادگی می‌توانند متوجه افزایش خطر سرطان پستان شوند.

اهمیت چنین معیاری در این است که با تغییر سبک زندگی (ورزش، تغذیه سالم، ترک سیگار و الکل و وزن مناسب) می‌توان از چهل درصد موارد سرطان‌ پستان جلوگیری کرد. رعایت این موارد بخصوص پس از یائسگی در جلوگیری از این بیماری اهمیت بسیار دارد.

مجله پزشکی مادر

 

پژوهشگران دانشگاه ساوت‌همپتون پس از چهار سال تحقیق بر روی بیش از ۲۰۶۰ نفر به این نتیجه رسیده‌اند که حتی بعد از مرگ بالینی هوشیاری، دست‌کم به طور موقت، ادامه پیدا می‌کند. این وسیعترین تحقیق پزشکی است که در مورد تجربه لحظات مرگ انجام شده است.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از بی‌بی‌سی، افراد مورد بررسی کسانی بودند که در پانزده بیمارستان در بریتانیا، آمریکا و اتریش دچار ایست قلبی شده، اما بعد با احیا به زندگی برگشته بودند. از بین این ۲۰۶۰ نفر ۳۳۰ نفر زنده ماندند و تقریبا چهل درصد آنها، یعنی ۱۴۰ نفر درجاتی از "هوشیاری" را در زمانی که تلاش برای بازگردان آنها به زندگی در جریان بوده گزارش کردند.

دکتر سم پارنیا، پژوهشگری که این تحقیق زیر نظر او انجام شده می گوید: "مرگ در یک لحظه خاص اتفاق نمی افتد، بلکه روندی است که با توقف ضربان قلب آغاز می شود، بعد ریه از کار می افتد و سپس کار مغز متوقف می شود، شرایطی که در پزشکی به آن ایست قلبی می گوییم، که از نقطه نظر زیستی معادل مرگ است."

به گفته او، "شواهد نشان می‌دهد که در چند دقیقه اول بعد از مرگ هوشیاری از بین نمی‌رود. ما هنوز نمی‌دانیم که آیا هوشیاری بعدا زایل می‌شود یا نه، اما می دانیم که بلافاصله بعد از مرگ محو نمی‌شود."

با اینکه برخی از این افراد از تجربه لحظات اولیه پس از ایست قلبی به مورد خاصی اشاره نمی‌کردند با این حال در توصیفات آنها شباهت هایی دیده می شد.

بیست درصد آنها احساس آرامشی غریب را توصیف کردند و یک سوم آنها احساس کند یا تند شدن زمان را داشتند.

برخی دیدن نوری شدید را به یاد می‌آورند: برقی طلایی رنگ یا تابش آفتاب را.

برخی دیگر احساس ترس از خفگی یا کشیده شدن به زیر آب را داشتند.

برخی افراد دیدن نوری شدید را به یاد می‌آوردند

۱۳ درصد احساس جدا شدن از بدن را داشتند و ۱۳ درصد دیگر احساس کرده بودند حواسشان تیزتز شده است.

اما یک مرد ۵۷ ساله، آنچه را پرستارها و پزشکان برای درمان ایست قلبی او انجام داده بودند با جزئیات به یاد می‌آورد و حتی می‌توانست صدای دستگاه و تجهیزات پزشکی را توصیف کند.

دکتر پارنیا می‌گوید: "ما می دانیم وقتی قلب از کار می افتد مغز هم دیگر کار نمی‌کند."

"اما در مورد این فرد، به نظر می‌رسد هوشیاری تا سه دقیقه بعد از توقف ضربان قلب ادامه داشته، در حالی که معمولا مغز بیست تا سی ثانیه بعد از توقف قلب از کار می‌افتد."

"او هر چه را در اتاق اتفاق افتاده بود توصیف کرد، اما از همه مهمتر اینکه، او صدای دو بوق یک دستگاه را شنیده بود که هر سه دقیقه یکبار این صدا را تولید می‌کند. از روی همین ما فهمیدیم این تجربه چقدر طول کشیده است."

"حرف‌های او قابل اعتماد بود و هر چه گفت که برایش اتفاق افتاده، واقعا اتفاق افتاده بود."

پیش از این محققان دیگر گفته بودند ده تا بیست درصد کسانی که تجربه مرگ بالینی را داشته اند افکاری منظم، روشن، مستدل و یا خاطراتی را گزارش می‌کنند.

حتی بعضی از آنها با جزئیات آنچه را بعد از ایست قلبی برایشان اتفاق افتاده به یاد می‌آورند.

با این حال شواهد علمی در این باره در بهترین حالت مبهم بوده است.

دکتر پارنیا می‌گوید: "بسیاری از مردم تجربه لحظات نزدیک به مرگ را دارند، اما به علت داروهایی که در زمان احیا تزریق می‌شوند یا آسیب مغزی نمی‌توانند بعدا آنها را به یاد بیاورند."

تعداد بیشتری نیز که تجربه مشابهی داشته‌اند، آن را به توهم یا خطای حواس ارتباط داده‌اند؛ با این حال به نظر می‌رسد به اتفاقات واقعی ربط داشته‌اند.

دکتر پارنیا می‌گوید که این تحقیق نشان می‌دهد یادآوری تجربه افرادی که لحظاتی از نظر بالینی مرده بودند باید بدون پیش داوری مورد بررسی های بیشتری قرار گیرد.

به گفته دکتر جری نولان، سردبیر نشریه "احیا" که این تحقیق در آن منتشر شده، این پژوهش، دریچه‌ای را به روی تحقیقات وسیع درباره آنچه که در زمان مرگ برای ما اتفاق می‌افتد باز کرده است.

مجله پزشکی مادر

 

سازمان بهداشت جهانی در آستانه روز جهانی قلب (هفتم مهر) از تمام کشورهای جهان خواسته تا سال ۲۰۲۵ مصرف نمک را سی درصد کاهش دهند.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از بی‌بی‌سی، این سازمان می‌گوید در بسیاری از کشورهای دنیا هشتاد درصد نمک مصرفی در دنیا بعلت خوردن غذاهاییست که از بیرون خریداری می‌شوند، غذاهایی مثل نان، پنیر، انواع سس و گوشت‌های فرآوری شده همچون سوسیس و کالباس.

در بیانیه‌ای که سازمان بهداشت جهانی پنج‌شنبه سوم مهر، (۲۵ سپتامبر) منتشر کرد آمده بیماری‌های غیر واگیر مثل بیماری‌های قلبی و سکته مغزی مهمترین علل مرگ‌های زودرس در قرن بیست و یکم هستند.

سازمان بهداشت جهانی در این بیانیه از دولت‌های جهان خواسته تا در راه اجرای این برنامه کوشش خود را به کار گیرند. این سازمان از صنایع غذایی نیز خواست تا با همکاری با سامان بهداشت جهانی و دولت‌ها مصرف نمک را در تولیدات خود به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش دهند. "برنامه جهانی کاهش بیماری‌های واگیر" ۹ هدف را تا سال ۲۰۱۵ تعیین کرده که یکی از آنها کاهش مصرف سی درصدی نمک است.

به گفته دکتر اُلگ چستنوف معاون بیکاری‌های غیرواگیر و سلامت روان سازمان بهداشت جهانی "اگر کاهش سی درصدی مصرف نمک تا سال ۲۰۲۵ محقق شود جان میلیون‌ها نفر نجات پیدا خواهد کرد."
مهمترین منبع سدیم بدن تغذیه است.

دکتر چستنوف می گوید: "نمک تقریبا در تمام چیزهایی که ما می‌خوریم هست، یا بعلت اینکه خوردنی‌های آماده یا غذاهای فرآوری شده شور هستند، یا به این دلیل که ما در خانه به غذاهایی که تهیه می‌کنیم نمک می‌زنیم." به گفته دکتر چستنوف کاهش مصرف نمک یکی از موثرترین راهکارها برای بهبود سلامت جامعه است.

در دنیا بطور متوسط هر نفر روزی ده گرم نمک مصرف می‌کند و سازمان بهداشت جهانی توصیه کرده است که مجموع نمک مصرفی در خوردنی‌هایی که خریداری می‌شوند، در غذاهای آماده (فست فود) و در غذاهایی که در منزل تهیه می‌شوند کمتر از پنج گرم در روز باشد، یعنی کمتر از یک قاشق چایخوری در روز.

در مورد کودکان و نوجوانان دو تا پانزده سال توصیه بر این است که مصرف روزانه حتی از این هم کمتر باشد.

مجله پزشکی مادر

 

جان اُکیف، می‌بریت موزر و ادوارد موزر به دلیل کشف سلول‌های مغزی که سیستم موقعیت بابی مغز را تشکیل می‌دهند، به عنوان برندگان جایزه نوبل پزشکی و فیزیولوژی سال ۲۰۱۴ معرفی شدند.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از بی‌بی‌سی، جان اکیف که تابعیت دوگانه آمریکایی و بریتانیایی دارد مدیر مرکز تحقیقات عصبی در دانشگاه لندن است. او برنده نیمی از جایزه نقدی نوبل پزشکی امسال شده است.

نیمی دیگر از این جایزه هم به می‌بریت موزر و ادوارد موزر زن و شوهر نروژی رسید. آنها در دانشگاه ادینبورگ درس خوانده‌اند و مدتی هم زیر نظر جان اکیف کار کرده‌اند.

آکادمی نوبل کار این محققان را شبیه "سیستم موقعیت یابی (GPS) درون بدن" توصیف کرده است:

"تشخیص موقعیت مکانی و توانایی جهت یابی برای وجود و بقای انسان ضروری است. تشخیص موقعیت‌ سبب می‌شود جای خود را در محیط اطرافمان درک کنیم. در حین جهت یابی، تشخیص موقعیت با حس فاصله‌سنجی در ارتباط قرار می‌گیرد که بر اساس حرکت و اطلاعات قبلی ما از موقیعت های دیگر کار می‌کند.

درک موقعیت مکانی و جهت یابی پرسش‌هایی هستند که مدتهای مدید ذهن فیلسوفان و دانشمندان را مشغول کرده‌اند. بیش از دویست سال پیش فیلسوف آلمانی امانوئل کانت اینگونه استدلال کرد که بعضی از توانایی های مغز به صورت قیاسی وجود دارند، بدون ارتباط با تجربه.

او مفهوم مکان را یکی از اصولی تعریف کرد که در ذهن تعبیه شده تا از راه آن دنیای بیرون درک شود.

با پیشرفت‌های روانشناسی رفتاری در میانه قرن بیستم این امکان فراهم شد که به این پرسش‌ها با تجربه های عینی پاسخ داده شود.

زمانی که ادوارد تولمن حرکت موش‌ها را در مسیر مارپیچ بررسی کرد و متوجه شد که آنها چگونه راه خود را پیدا می کنند، این نظریه را مطرح کرد که در ذهن موش‌ها "نقشه شناخت" شکل می‌گیرد که به آنها امکان می دهد راه را پیدا کنند.

اما سوال همچنان باقی بود که این نقشه چگونه در مغز شکل می‌گیرد؟"

در واقع کشف برندگان نوبل امسال به این سوال و سوال‌های مشابه پاسخ داده است؛ مثلا این سوال ها که مغر چگونه موقعیت مکانی ما را تشخیص می‌دهد؟ ما چگونه راه خود را در طول مسیر پیدا می‌کنیم؟ مغز چگونه این اطلاعات را ذخیره می‌کند تا دفعه بعد که همان راه را می‌رویم بلافاصله راه را پیدا می‌‌کنیم.

این محققان ساختار سلولی جی‌پی‌اس مغز را توصیف کرده اند.

جان اکیف در سال ۱۹۷۲ اولین جزء این سیستم تعیین موقعیت را کشف کرد. او متوجه سلولهایی در هیپوکامپ مغز موش شد که وقتی موش در نقاط خاصی در اتاق قرار می گرفت فعال می شد.

او به این نتیجه رسید که این "سلول‌های موقعیت" نقشه اتاق را در مغز ترسیم می‌کنند. تقریبا سی سال بعد، می‌بریت و ادوارد موزر یکی دیگر از اجزاء مهم سیستم موقعیت‌یابی مغز را شناسایی کردند.

آنها "سلول‌های شبکه" را شناسایی کردند که سیستمی هماهنگ برای جهت‌یابی و موقعیت‌سنجی ایجاد می‌کنند. تحقیقات بعدی نشان داد که سلول‌های موقعیت و سلول‌های شبکه چگونه با هم کار می‌کنند تا موقعیت و مسیرهای احتمالی را تعیین کنند.

به گفته آکادمی نوبل، سلول‌های موقعیت و سلول‌های شبکه یک سیستم موقعیت‌سنجی جامع را تشکیل می‌دهند.
"این سیستم در بیماری‌های زیادی مختل می شود، مثل دمانس و آلزایمر." از این رو کشف سلول‌های موقعیت و سلول‌های شبکه، جهشی بزرگ در درک بهتر مکانیسم حافظه فضایی (spatial) بوده است.

مجله پزشکی مادر

 

 

مطالعه صورت گرفته توسط محققان دانشگاه سیدنی نشان می‌دهد، اکسی‌توسین یا هورمون عشق علاوه بر تحریک حس دوستی و عشق، در بروز حس بی‌وفایی نیز نقش دارد.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از ایسنا، دانشمندان استرالیایی دریافته‌اند هورمون اکسی‌توسین علاوه بر نقشهای شناخته‌شده پیشین، نقش کاملا متفاوتی نیز ایفا کرده و موجب تحریک حس حسادت در افراد و «خواستن آنچه دیگران دارند» می‌شود.

بر این اساس، کاهش سطح اکسی‌توسین موجب همراه نشدن فرد با دیگران حتی اعضای خانواده و دوستان می‌شود؛ کمبود این هورمون مانع از برقراری پیوند عاطفی و در نتیجه ایجاد حس بی‌وفایی و بی‌تفاوتی در فرد می‌شود.

از دیگر یافته‌های جالب محققان این بود که سطوح پایین این هورمون باعث بی‌تعلقی به مادیات و مسائل دنیوی می‌شود که از این جنبه، نکته مثبتی تلقی می‌شود؛ عدم وابستگی به خانواده، اطرافیان، جامعه و جهان، دیدی فیلسوفانه برای فرد ایجاد می‌کند.

ترکیبات شیمیایی متفاوت در بدن انسان مسئولیت‌های مختلفی را برعهده دارند و بسیاری از آنها عملکردهای خاصی را در مغز کنترل می‌کنند؛ بطورمثال ترکیب شیمیایی آناندامید (Anandamide) از دو واژه anand به معنای شادی و amide یک پسوند شیمیایی تشکیل شده است؛ این ترکیب در سلول‌های خاص مغز تولید شده و باعث کاهش استرس و ایجاد حس آرامش می‌شود.

این ترکیب شیمیایی متعلق به گروهی موسوم به «اندوکانابینوئید» است که به روشی مشابه ماری‌جوآنا عمل می‌کند.

محققان در تحقیقات خود موفق به شناسایی ترکیبات شیمیایی در بدن شدند که احساسات مثبت مانند لذت، شادی، اشتها، خواب خوب، اعتماد اجتماعی و احساسات عاشقانه را تحریک و تقویت می‌کند.

بسیاری از این ترکیبات شیمیایی میلیون‌ها سال قبل در ارگانیسم‌های ساده تکامل پیدا کردند، اما در بدن انسان نقش های کاملا متفاوتی ایفا می‌کنند که برخی از آنها حیاتی و برخی دیگر پیش پا افتاده هستند.

پرفسور «جک پانکسپ» از محققان دانشگاه جورج واشنگتن معتقد است: پایه‌ای‌ترین احساسات تحت تأثیر مجموعه‌ای از این ترکیبات شیمیایی قرار دارند و دست‌کم هفت سیستم احساسی تکاملی اختصاصی با آناتومی و شیمی اعصاب پیچیده در مغز وجود دارند که شامل طلب، خشم، ترس، شهوت، مراقبت، ترس/غم و بازی هستند.

اوکسی‌توسین یا مولکول عشق یکی از مولکول‌های مهم است که باعث تقویت حس تمایل و دوستی می‌شود؛ بخشندگی، به اشتراک‌گذاری، همکاری، اعتماد، در آغوش گرفتن و حتی دست دادن ناشی از افزایش این مولکول در بدن است.

سروتنین نیز در مغز و روده تولید شده و در مغز باعث بهبود خلق و خو، افزایش اشتها و خواب خوب می‌شود؛ همچنین در یادگیری و حافظه نیز نقش دارد.

دوپامین باعث بروز حس لذت از رابطه جنسی یا غذا می‌شود؛ برخی مطالعات نشان می‌دهد که این هورمون در برخی موارد باعث بروز درد نیز می‌شود.

اسید گما آمینوبوتیریک (GABA) نیز یکی از پیام‌رسان‌های شیمیایی است که به کاهش استرس و اضطراب و ایجاد حس آرامش کمک می‌کند.

 

دانشمندان می‌گویند بویایی در تشخیص خطر مرگ در پنج سال آینده می‌تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد.

به گزارش مجله پزشکی مادر به نقل از بی‌بی‌سی، محققان دانشگاه شیکاگو در تحقیقی که روی سه هزار فرد ۵۷ تا ۸۵ ساله انجام دادند به این نتیجه رسیدند که کاهش قدرت بویایی در سالمندان بیش از هر عامل دیگری از احتمال مرگ در پنج سال آینده خبر می‌دهد.

به اعتقاد این پژوهشگران، این تحقیق نشان می‌دهد این حس خاص و از نظر تکاملی کهن، ممکن است با مکانیسم مهمی در زمینه طول عمر انسان ارتباط داشته باشد.

برای این تحقیق پنج بوی نعنا، ماهی، پرتغال، گل سرخ و چرم را در اختیار شرکت کنندگان قرار دادند.

پنج سال بعد، ۳۹ درصد کسانی که در این تست بو پایین ترین نمره را گرفته بودند، در قید حیات نبودند. از بین آنها که تا حدی بویایی‌شان کم شده بود ۱۹ درصد از دنیا رفته بودند و تنها ده درصد کسانی که بویایی سالم داشتند دیگر زنده نبودند.

پروفسور جایانت پینتو که این تحقیق زیر نظر او انجام شده می‌گوید: "معمولا قدر سیستم بویایی به اندازه کافی دانسته نمی‌شود در حالیکه در زندگی روزمره نقش بسیار مهمی دارد."

"کاهش بویایی مستقیما باعث مرگ نمی‌شود اما منادی آن است، زنگ خطری که بسرعت درباره آسیب وارده هشدار می‌دهد."

محققان فکر می‌کنند اختلال در بویایی نشانگر اختلال در نظام ترمیم سلولی در بدن است چون بویایی سالم به تولید و جایگزینی سلول‌های بنیادی در مخاط بینی بستگی دارد.

اختلال بویایی هم پیش از هر چیز دیگر خبر از نقص ترمیم در بدن و شتاب گرفتن پیری می‌دهد.

"دستگاه بویایی، این حس منحصر به فرد، وابسته به سلول‌های بنیادی است بنابراین ممکن است نمایانگر قابلیت بازسازی بدن در زمان تغییرات تخریبی پیری و یا علامت توانایی بدن در ترمیم فیزیولوژیک باشد.

علاوه بر این بویایی نخستین سیستمی است که تاثیر یک عمر آسیب سموم و آلاینده‌های محیطی یا عوامل و میکروب‌های بیماری‌زا را بر بدن نشان می‌دهد:

"عصب بویایی (زوج اول اعصای مغزی) تنها عصب مغزی است که با دنیای بیرون در ارتباط مستقیم است. بنابراین آلودگی، سموم و عوامل بیماری‌زایی که از راه تنفس وارد بدن می‌شوند، از راه این عصب به دستگاه عصبی مرکزی (مغز) می‌رسند و آسیب مستقیمی وارد می‌کنند که منجر به مرگ می‌شود."

محققان معتقدند این آلاینده‌ها، میکروب‌ها و ویروس‌ها بطور غیر مستقیم به عصب بویایی آسیب می‌زنند چون باعث بیماریهایی مثل بیماری‌های ریوی و قلبی عروقی می‌شوند و این بیماری‌ها نیز به عصب بویایی آسیب می‌زنند.

"تحقیقات قبلی نشان داده‌اند که آلودگی ذرات معلق، مرگ یا عوارض بیماری افزایش می‌دهد در عین حال که قدرت بویایی را کاهش می‌دهد."

دکتر پینتو می‌گوید نتیجه این تحقیق، یک تست بالینی مفید، سریع و ارزان را برای شناسایی افراد در معرض خطر در اختیار پزشکان می‌گذارد.

او می‌گوید باید اهمیت بیشتری برای سلامت بویایی قائل شد با این حال تاکید می‌کند که:"ما نمی خواهیم مردم را وحشت زده کنیم. سرماخوردگی، آلرژی و بیماری سینوس می‌توانند بر بویایی تاثیر بگذارند.بنابراین مردم نباید نگران شوند، اما اگر مشکل بویایی مزمن شد باید به پزشک مراجعه کنند."

 مجله پزشکی مادر

 

این حقیقت که میزان خودکشی‌ها در فصل بهار به حداکثر مقدار خود می‌رسد، از مدت‌ها قبل باعث شگفتی دانشمندان بوده است.

اکنون یک تحقیق جدید در اتریش نشان می‌دهد که در هر فصلی یکی دو روز از روزهای آفتابی ممکن است میزان خودکشی بالاتری داشته باشند.

ارتباط دادن میان فصل‌ها و میزان خودکشی‌ها به بیش از یک قرن پیش باز می‌گردد. مطالعات نشا‌ن داده‌اند که میزان خودکشی‌ها در فصل بهار و به میزان کمتری در فصل زمستان افزایش می‌یابند. این احتمال وجود دارد که آب و هوا و تابش نور خورشید باعث ایجاد این نوسان شده باشند، اما سایر پارامترهای فصلی نظیر تعطیلات، تعهدات اجتماعی، تغییرات نرخ بیکاری و میزان دسترسی به پزشکان نیز می‌توانند بر روی رفتارهای انتحاری تاثیر گذار باشند.

به گزارش لایوساینس در مطالعه‌ای جدید، محققان برخی ساعات تابش نور خورشید در طی سال‌های ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۰ را که در آنها نزدیک به هفتاد هزار خودکشی در کشور اتریش رخ داده بود، بررسی کردند.

اتریش دارای آب و هوای قاره‌ای مرطوب با ۴ فصل شامل تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد می‌باشد. کشورهایی مانند شامل ژاپن و بخش شمال شرقی آمریکا نیز آب و هوای مشابهی دارند. این محققان در این بررسی از اطلاعات ۸۶ ایستگاه هوا‌شناسی در اتریش جهت محاسبه تعداد ساعات تابش خورشید در روز استفاده کردند.

نتایج دوجنبه داشتند. محققان ارتباطی میان تعداد خودکشی‌ها و ساعات تابش روزانه خورشید (ساعات آفتابی) در روز خودکشی و به‌‌ همان میزان در روزهای قبل از آن پیدا کردند. این محققان معتقدند که تابش خورشید در روز خودکشی و تا ۱۰ روز قبل آن باعث تسهیل عمل خودکشی می‌شود. و برعکس به نظر می‌رسید تابش خورشید در ۱۴ تا ۶۰ روز قبل از خودکشی اثر حفاظتی در کاهش میزان خودکشی‌ها داشته باشد.

این نتایج همچنین نشان می‌دهد که ارتباطی میان تابش خورشید و هر دو روش خودکشی، خودکشی‌های خشونت آمیز مانند حلق آویز کردن، غرق کردن و شلیک تیر به خود و خودکشی با روش‌های غیر خشن همانند خوردن سم، وجود دارد.

چند علت محتمل درباره ارتباط تابش نور خورشید و میزان خودکشی‌ها وجود دارد. تحقیقات قبلی نشان می‌دهد که نور با ناقل عصبی سروتونین که بر حالت و خلق و خوی افراد و حتی حیوانات در تعامل است. بدین معنا که درمعرض نور بودن می‌تواند باعت تغییر در سطوح سروتونین و در نتیجه تاثیر در رفتار و احساسات افراد نظیر خلق و خوی، تکانشگری و پرخاشگری شود.

با این وجود که شواهد این مطالعه جهت اثبات اینکه تابش نور آغازگر افزایش میزان خودکشی در ساعت خاصی از روز است کافی نیست. اما در تایید شواهدی است که مطالعات قبلی درباره نقش مهم نور در این مورد به دست داده‌اند.

خودکشی دهمین علت مرگ در همه سنین و سومین عامل در سنین ۱۴ تا ۲۰ سال در آمریکا است. زنان بیشتر از مردان اقدام به خودکشی کرده اما درصد مرگ ناشی از خودکشی در مردان بیشتر است. در مطالعه جدید ارتباط میان ساعات تابش نور روزانه و میزان بالاتر خودکشی در زنان به مقدار زیادی مشاهده شده است. این یافته‌ها همسو با مطالعه قبلی است که نشان می‌دهد در زنان، در مقایسه با مردان، قرارگیری کمتر در معرض نور خورشید ممکن است جهت تحریک اقدام به خودکشی کافی باشد.

همچنین این محققان ارتباطی میان تابش طولانی مدت نور خورشید و میزان کمتر خودکشی عمدتا در مردان مشاهده کرده‌اند.

با این وجود به گفته آن‌ها پی بردن به اینکه این تاثیر چقدر حقیقی است، ممکن است مشکل باشد. برای مثال زمانی که این محققان در حال بررسی دوره‌های بلند مدت تابش نور بودند اگر افرادی که به تازگی بعد از یک دوره افزایش کوتاه مدت تابش نور اقدام به خودکشی کرده باشند، در این داده‌ها منظور نشده‌اند.

این محققان می‌گویند اگر ارتباط بین تابش نور و خطرات خودکشی در مطالعات بعدی اثبات شود، قدم بعدی می‌تواند شناسایی آن بیماران مبتلا به افسردگی شدید باشد که با بیشترین احتمال تحت تاثیر نور خورشید قرار می‌گیرند.

محمد ملائکه
منبع: همشهری

©2017 شرط مهم سلامت یک جامعه توانمندی مردم در جستجو، دریافت و به کار گیری اطلاعات سلامت است، مجله پزشکی مادر، شریک سلامت جامعه ایرانی است.

Please publish modules in offcanvas position.